من بهعنوان دختری بازمانده از تحصیل و کسی که در زندان بزرگی بهنام افغانستان به جرم زن بودن گرفتار است، با نوشتن این سطور حضور خود را اعلام میکنم؛ زیرا در میان سکوت، نوشتن تنها راهی است که میتوانم صدایم را بلند کنم. خوشحالم که حداقل از این طریق رسانهها صدای ما را بازتاب میدهند، اما همزمان ناراحتم، زیرا با وجود تلاش برای بلند کردن صدای خود و با وجود دشواریهای اطلاعرسانی، تا کنون هیچ تغییر ملموسی در وضعیت زنان و دختران افغانستان ایجاد نشده است. گویی جهان فراموش کرده است که جغرافیایی به نام افغانستان وجود دارد، جایی که نیمی از جمعیتش از ابتداییترین حقوق خود محرومند.
اما امروز یک بار دیگر مینویسم و صدایم را بلند میکنم. مینویسم تا بگویم که زنان افغانستان هنوز در همان قعر جهنم در تلاش برای زندهگی کردناند. هنوز میکوشند تا به آزادی برسند، هنوز باور دارند که میتوانند حقوق خود را پس بگیرند و هنوز با وجود ممنوعیتهای شدید تحصیلی، در پی کسب علم و دانشاند.
من یکی از همان دخترانی هستم که پس از بسته شدن درهای مکتبها و دانشگاهها، تلاش میکنم تا از هر راه ممکن علم بیاموزم و آگاه شوم. برای ادامه درسهایم راههای بدیل مییابم و از طریق درسهای آنلاین و گاهی حضور در برخی مرکزهای آموزشی، به تحصیل ادامه میدهم. این مسیر آسان نیست و در این مدت بارها شکست خوردهام، اما دوباره ایستادهام و ادامه دادهام. ممنوعیتها، تحقیرها، توهینها و گاهی حتا لتوکوب را تحمل کردهام تا مصمم بودنم را نشان دهم و تسلیم نشوم. من تلاش میکنم تا نبازم و روزی برنده این جنگ نابرابر باشم. زیرا من به این باورم که زن آگاه شکست ناپذیر است و زود تسلیم نمیشود. حاکمان امروز افغانستان از زنان آگاه میترسند و به همین خاطر راه دانش و آگاهی را بهروی شان بسته کردند. آنها میدانند که اگر زنان افغانستان به آگاهی برسند، در مورد حقوق خود میدانند و آن وقت تنها اطاعتگر نه بلکه برای به دست آوردن حق خود مبارزه و تلاش میکنند.
امروز به خود و دهها دختر هموطنم افتخار میکنم؛ افتخار به کسانی که از میان محدودیتها راه ساختند و موفق شدند. میشناسم دخترانی که موفق به گرفتن بورسیه تحصیلی شدهاند و اکنون در کشورهای آسیایی و اروپایی به تحصیل ادامه میدهند. میشناسم کسانی که از طریق درسهای آنلاین توانستهاند علم بیاموزند. میشناسم کسانی که از لحاظ مالی پیشرفت کرده و متکی به خود شدهاند، نه به دیگران؛ و همچنین کسانی که به آرزوهایی دست یافتهاند که روزی محال به نظر میرسید.
شاید این آرزوها، رویای واقعی این دختران نبوده و آنها رویاهای بزرگتری در سر میپروراندند، اما رسیدن به همین خواستهها، آن هم در میان محدودیتهای بیشمار، نیازمند ارادهای مستحکم و تلاش شبانهروزی است.
من مینویسم تا بگویم که اگر امروز ما از نظر جهان و جهانیان نادیده گرفته شدهایم، این پشتکار، این تلاشها و گاهی دریافت جوایز جهانی توسط زنان افغانستان نشان میدهد که هنوز زنان و دختران افغانستان ایستادهاند و میکوشند تا از یادها نروند و با وجود محدودیتهای بیشمار، حضور خود را اعلام کنند.
من نیز حضورم را از میان تاریکی و محدودیتهایی که دست و پای ما را محکم بستهاند، اعلام میکنم. من اعلام میکنم که به درسهای خود ادامه میدهم، از مشکلات، راههای پر فراز و نشیب و گاهی خطرناک نمیترسم و روزی به همه آرزوهایم خواهم رسید. بیش از چهار سال است که مبارزه میکنم و پس از این نیز به همین راه ادامه خواهم داد. باور دارم روزی پیروز خواهیم شد و آن زمان حضور خود را با افتخار و صدای بلند اعلام خواهیم کر






