زن نه تنها مادر، بلکه فردی مستقل است که میتواند جهان را از بدبختی نجات دهد. نبود زن، جهان را به رنگی کمرنگ و بیروح بدل میکند. زن نباید تنها زیر چادری پنهان شود، بلکه باید زندهگیاش با فرصت تحصیل و رشد همراه باشد. تفاوت میان زنی که در خانه محبوس مانده و زنی که با تلاش و تحصیل به جایگاهی چون پزشک یا معلم رسیده، در همین آزادی و امکان انتخاب است. زن محبوس، زندهگیش را به خواست دیگران پیش میبرد و تا پایان عمر با چالشهای بزرگ روبهرو است؛ اما زنی که درس خوانده و زحمت کشیده، میتواند مستقل زندهگی کند، هزینههایش را تامین نماید و آیندهای آرام و روشن بسازد. آیا این تفاوت، ارزشمند و امیدبخش نیست؟
وقتی طالبان درهای مکتب را به روی دختران افغانستان بستهاند، جز ضرر و عقبماندهگی چه نتیجهای داشته است؟ محروم کردن زنان از آموزش یعنی محروم کردن جامعه از پیشرفت. وقتی میگویند زنان نباید از خانه بیرون شوند، چگونه میتوان در کشوری که هیچ پیشرفتی ندارد زندهگی کرد؟ آیا چنین زیستنی آسان است؟
زن مایه افتخار یک کشور است. خداوند زن و مرد را برابر آفریده است؛ پس چرا مردان بهرهمند باشند و زنان حتا حق نگاه کردن نداشته باشند؟ آیا این پایمال کردن حقوق زنان قابل بخشش است؟ زن نه تنها نیرویی برای مبارزه، بلکه برای آبادانی و آزادی کشور است. پس چرا حقوق زنان در این سرزمین محروم شمرده میشود؟ زنان باید حق تحصیل، حق انتخاب، حق آزادی، حق کار و حق مسوولیت اجتماعی داشته باشند. آنان باید بتوانند مطابق خواست خود زندهگی کنند و از زندهگی همچون بوی گل زیبا و خوشبو بهره ببرند.
هشتم مارچ، روز جهانی زن را به همه زنان جهان، بهویژه زنان کشور خودمان، تبریک میگویم و برای آنان کامیابی، موفقیت و سربلندی آرزو دارم.






