شماری از شهروندان کشور از کمکاری و بینظمی در ادارات تحت کنترل طالبان شکایت دارند. آنان میگویند که برخوردهای نادرست، سلیقهای و غیرحرفهای از جمله مشکلات جدی در این ادارات بهشمار میرود. به گفته آنان، در صورتی که مراجعهکننده به زبان پشتو تسلط نداشته باشد، در بسیاری موارد برخورد مناسب با او از سوی طالبان صورت نمیگیرد. این شهروندان همچنان میافزایند که کارهای مراجعین بدون هیچ دلیل مشخصی روزها و حتا هفتهها معطل میماند و بهدلیل اشتباهات کارمندان، ناچار میشوند برای اصلاح اسناد خود چندینبار به ادارات مراجعه کرده و هزینههای اضافی را متحمل شوند. در این میان، دختران نیز از کندی روند کار و رفتار نامناسب در این ادارات ابراز نگرانی کرده و میگویند که هنگام مراجعه با چالشها و محدودیتهای بیشتری مواجه هستند.
طیب(مستعار)، یکی از باشندهگان کابل، از کندیکاری و بینظمی در ادارات تحت کنترل طالبان بهشدت انتقاد میکند. او میگوید که این ادارات بیشتر به ادارات «اندیوالبازی» شباهت دارند تا نهادهای رسمی و مسلکی. به گفته او، برخوردهای نادرست، سلیقهای و غیرحرفهای از مشکلات جدی در این ادارات است.
طیب میافزاید: «اگر برای انجام کاری به ادارات تحت کنترل طالبان مراجعه کنید، بهخوبی مشاهده خواهید کرد که چگونه با مراجعهکنندهگان رفتارهای نامناسب و غیرمسلکی صورت میگیرد. یکی از دلایل اصلی این وضعیت بهکارگماری افراد بیسواد، کمسواد و فاقد تخصص از سوی این گروه است. تعیین افراد در بستهای دولتی بیشتر براساس سلیقه و وابستهگی انجام میشود تا شایستهگی و توانایی. اگر مراجعهکننده به زبان پشتو تسلط نداشته باشد، کارمندان با آن برخورد مناسب نمیکنند در بسیاری موارد، بهدلیل نبود زبان مشترک، حتا افهام و تفهیم ساده میان کارمندان و مراجعهکنندهگان بهدرستی صورت نمیگیرد.»
این باشنده کابل میگوید: «روزی به ستره محکمه طالبان مراجعه کردم. یکی از کارمندان که بهنظر میرسید سن بسیار کمی داشت، با غرور روی چوکی نشسته بود و برای مدتی حتا به مراجعین توجه نمیکرد. زمانی که موضوعم را مطرح کردم، تنها با اشاره سر پاسخ داد. نمیدانستم بمانم یا برگردم. او به زبان فارسی نیز تسلط نداشت، در حالیکه بیشتر مراجعهکنندهگان فارسیزبان بودند.
در کنار این مشکلات، مواردی از بیاحترامی و برخورد نامناسب با زنان نیز دیده میشود. ادارات تحت کنترل طالبان بیشتر رنگوبوی قومی، سلیقهای و سمتی دارند و با معیارهای یک اداره ملی و مردمی فاصله زیادی دارند.»
یاسر (مستعار) نیز از روند نامناسب و کندی کار در ادارات تحت کنترل طالبان شکایت دارد. او میگوید که با سلطه مجدد طالبان بر افغانستان و سپردن کرسیهای مهم تصمیمگیری به افراد وابسته به این گروه، مراجعین ادارات دولتی با بیسابقهترین سطح کمکاری مواجه شدهاند.
این باشنده کابل میافزاید: «در گذشته و در دوره نظام جمهوریت، با وجود تمام کاستیها، حضور افراد کاربلد و متخصص باعث شده بود که روند انجام کارها در ادارات تا حد زیادی منظمتر و سریعتر باشد. در آن زمان، کار مراجعین معمولاً بهصورت دقیق و بدون اشتباه انجام میشد و وقت مردم کمتر هدر میرفت. اما اکنون این وضعیت بهگونه قابل توجهی تغییر کرده است. بیشتر کسانی که در حال حاضر، در پستهای ریاست، آمریت و مدیریت و بزرگتر، در پست وزارت هستند و فعالیت میکنند، فاقد دانش، مهارت و تخصص هستند و اکثریت مطلق آنان، تنها فارغ از دوره ششماه فقه و حدیث هستند.»
آقای یاسر در ادامه به اقدام وزارت تحصیلات طالبان اشاره میکند و میگوید برگزاری آزمونهای نمادین و اعطای مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد به دهها هزار طلبه، زمینه را برای حضور بیشتر افراد فاقد تخصص در ادارات فراهم کرده است؛ موضوعی که بهگفته او، کمکاری و ناکارآمدی را تشدید کرده است.
این باشنده کابل میگوید: « وزارت تحصیلات طالبان با برگزاری آزمونی نمادین در سالهای گذشته، برای دهها هزار تن از طلبههای مدارسشان، درک کارشناسی و کارشناسی ارشد ارایه کردند که این اقدام نیز، تشدیدکننده احراز کرسیهای بیشتر در ادارات توسط افراد بیکفایت و فاقد سواد حداقلی شده و کمکاری و نارکارآمدیها را روزافزون کرده است. کارهای مراجعین در ادارات بدون هیچ دلیل مشخصی، روزها و هفتهها معطل میماند. در بسیاری موارد، افراد گماشتهشده توانایی انجام درست کارها را ندارند و حتا هنگام طی مراحل اسناد، اشتباهات املایی و انشایی رخ میدهد. گاهی هم مراجعین را سرگردان میکنند و مجبور میشوند برای اصلاح اسنادشان چندینبار مراجعه کرده و هزینههای اضافی بپردازند؛ هزینههایی که عملاً بر مردم تحمیل میشود.»
زهرا (مستعار)، دختری که هنگام مراجعه به ریاست معارف شهر بهدلیل نداشتن محرم توسط افراد طالبان بازجویی شده بود، میگوید که بهعنوان یک دختر، هنگام مراجعه به ادارات تحت کنترل طالبان اغلب با بیتوجهی، تأخیرهای طولانی و نبود پاسخگویی مواجه میشود. به گفته او، کارهایی که در شرایط عادی باید در چند ساعت یا یک روز انجام شوند، گاهی روزها و حتا هفتهها زمان میبرند. این بانو تاکید میکند که برای دختران، این مشکلات دوچندان است؛ زیرا محدودیتهای موجود بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان، هر مراجعه به اداره را با استرس و نگرانی همراه ساخته است.
بانو زهرا میگوید: «وقتی به ادارات طالبان مراجعه میکنیم، نخست از ما میپرسند که محرمتان کجاست. اگر محرم همراه ما نباشد، اجازه ورود نمیدهند. از سوی دیگر، چون دختر هستیم، کار ما را از یک بخش به بخش دیگر پاس میدهند و عمداً به تأخیر میاندازند. بهعنوان یک دختر، وقتی برای انجام کاری به یک اداره تحت مدیریت طالبان مراجعه میکنم، اغلب با بیتوجهی، تأخیرهای طولانی و نبود پاسخگویی روبهرو میشوم. کارهایی که شاید در شرایط عادی در چند ساعت یا یک روز انجام شوند، گاهی روزها و حتا هفتهها طول میکشند. این کمکاری نهتنها وقت و انرژی مردم را تلف میکند، بلکه اعتماد آنها را نسبت به سیستم اداری از بین میبرد. برخورد کارمندان هم طوری است که آدم احساس ترس میکند.»
خلیلاحمد نادم کندی روند کار ادارات تحت کنترل طالبان را ناشی از بیاعتمادی در ساختار اداری، سپردن کار به افراد غیرمتخصص و کنار گذاشتن نیروهای باتجربه میداند.
آقای نادم میگوید: «مشکلات زیادی در ادارات تحت کنترل طالبان وجود دارد. در گذشته، طی مراحل یک قباله معمولاً بین یک هفته تا ۱۰ روز زمان میگرفت، اما اکنون این روند حتا تا یک سال نیز طول میکشد. بیاعتمادی در میان افراد طالبان وجود دارد.
پیشتر مکتوبها بهصورت مستقیم توسط افراد تسلیم داده میشد، اما حالا ادارات طالبان آنها را از طریق پست ارسال میکنند که زمان بیشتری را در بر میگیرد. کار به اهل آن سپرده نشده و بسیاری از افرادی که از سوی طالبان گماشته شدهاند، مهارت لازم را ندارند. کارهایی که باید همزمان انجام شوند، بهدلیل اشتباهات، چندینبار میان ادارات ارسال و دریافت میشوند و این امر باعث اتلاف وقت میگردد. همچنان، طالبان افراد باتجربه را یا تقاعد دادهاند یا از وظیفه برکنار کردهاند.»
این در حالی است که طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان، بخش بزرگی از کارمندان پیشین ادارات دولتی را برکنار کرده و بهجای آنان افراد وابسته به خود را گماشتهاند.
این تغییرات گسترده در ساختار اداری، نهتنها سبب کاهش ظرفیت و تخصص در نهادهای دولتی شده، بلکه روند ارایه خدمات به شهروندان را نیز با اختلالهای جدی روبهرو کرده است. کمبود نیروی متخصص، نبود تجربه کافی در میان کارمندان گماشته شده طالبان و حاکمیت روابط بهجای شایستهسالاری، از عواملی خوانده شدهاند که به افزایش بینظمی و کندی در انجام امور اداری انجامیدهاند.






