با گذشت پنج سال از حاکمیت طالبان و سرکوب گسترده حقوق و مطالبات زنان، آموزش که یکی از اساسیترین حقوق جامعه است، به انحصار نگاه ایدیولوژیک این گروه درآمده است. با محرومیت زنان از آموزش، نیمی از جامعه از درس و تحصیل باز ماندهاند. با وجود فشارهای پیهم سازمانهای جهانی، فعالان حقوق آموزش و دادخواهی زنان معترض، این گروه هیچ اقدامی برای بازگشایی مکتبها و دانشگاهها به روی دختران نکرده است. همزمان با تشدید ممنوعیتها علیه زنان در ولایتهای مختلف، شماری از دختران پس از انتظار طولانی و باز نشدن درهای آموزش، به درسهای آنلاین رو آورده و توانستهاند محدودیتهای تحصیلی را دور بزنند.
کرشمه، یکی از دانشجویان برحال دانشگاه آنلاین امریکاییها (America University of Afghanistan) است که در رشته کامپیوتر ساینس درس میخواند. همزمان با سلطه طالبان بر افغانستان، او دانشجوی دانشکده قضا و سارنوالی دانشگاه کابل بود و در سمستر دوم درس میخواند. پس از به قدرت رسیدن این گروه، از ادامه درسهایش باز ماند و مدتی را در سوگ رویاهای از دسترفتهاش سپری کرد.
اما امید به آینده و تلاش و زحمتهایی که طی چند سال گذشته متقبل شده بود، انگیزهای برای ادامه دادن و نپذیرفتن شرایط حاکم شد. او میگوید: «پس از حاکمیت طالبان مدتی را در سردرگمی و ناامیدی سپری کردم و آینده برایم نامعلوم به نظر میرسید. این وضعیت برایم بسیار دشوار بود؛ زیرا کامیاب شدن به دانشگاه کابل نتیجه سالها تلاش، زحمت و پشتکارم بود. حتا گاهی که میخواستم کتاب به دست بگیرم و درس بخوانم، از بعضی اعضای خانوادهام میشنیدم که میگفتند: این همه زحمت کشیدی، آخرش چی شد؟ چرا بازهم تلاش میکنی؟ اما من میگفتم هیچ وقت شکست را نمیپذیرم و این تاریکی روزی به پایان خواهد رسید. هرچند این حرفها را با اطمینان به زبان میآوردم، اما در درون خود بار سنگینی از ناامیدی را حمل میکردم. همیشه با خود فکر میکردم که اگر راهی برای ادامه درسهایم پیدا نشد، چه خواهد شد؟ این پرسشها نمیگذاشت آرام بگیرم.»
در ماههای نخست حاکمیت طالبان، دروازههای دانشگاه بار دیگر به روی دختران باز شد. با این اقدام، کرشمه با امیدی دوباره به دانشگاه رفت و دو سمستر دیگر را نیز فرا گرفت. اما با گذشت چند ماه، بنا بر تصمیم رهبر این گروه، دانشگاهها بار دیگر به روی دختران بسته شدند. با ممنوعیت ادامه تحصیل، کرشمه به عدم تغییر دیدگاه طالبان نسبت به زنان مطمین شد و باور بسته ماندن درهای آموزش در او تقویت شد. این باور سبب شد تا در پی آموزشهای آنلاین باشد و پس از فراگیری زبان انگلیسی، به چند دانشگاه درخواست دهد و از سه دانشگاه آنلاین پذیرش بگیرد.
او در حالی که پذیرش واقعیت کنونی و نپذیرفتن شکست را دلیل ادامه دادن خود میداند، میگوید: «با بسته شدن دوباره دانشگاه، از تلاش دست برنداشتم. نخست روی یادگیری زبان انگلیسی تمرکز کردم و در صنفهای آنلاین زبان اشتراک کردم و از منابع مختلف برای تقویت زبانم استفاده کردم. پس از یادگیری زبان، به چندین دانشگاه آنلاین درخواست دادم و از سه دانشگاه قبولی دریافت کردم. اکنون در سمستر پنجم دانشگاه مردم در رشته کامپیوتر ساینس درس میخوانم.»
حذف تدریجی زنان از جامعه و عدم حضور آنان در بخشهای مختلف، کرشمه را واداشت تا در کنار درسهایش، به فعالیتهایی چون آموزگاری، شرکت در مسابقههای بینالمللی برای اثبات توانایی زنان افغانستان و همچنان برنامهنویسی کمپیوتر و مهارتهای فناوری نیز بپردازد. او میگوید: «بهخاطر اثبات توانایی زنان و حضورشان در جامعه، زبان انگلیسی و قرآن تدریس میکنم و در کنارش در بخش برنامهنویسی کمپیوتر و مهارتهای فناوری فعالیت دارم. یکی از مهمترین دستاوردهایم، شرکت در مسابقه بینالمللی Jessup Competition در سال ۲۰۲۵ بود که یکی از معتبرترین رقابتهای بینالمللی حقوق است. خوشبختانه توانستم در مرحله ملی مقام برتر را کسب کنم، اما برای حضور در مرحله بینالمللی لازم بود به کشور دیگری سفر کنم که متاسفانه به دلیل منع سفر زنان، نتوانستم حضور پیدا کنم.»
کرشمه با وجود موفقیتهای تحصیلی و حضور مجازی در بخشهای مختلف، خاطرات روز سقوط کابل به دست طالبان را به یاد دارد و میگوید که سقوط کابل، سقوط جمعی مردم افغانستان بود؛ سقوطی که سبب فروپاشی امید، آینده و نسلی شد که میتوانست افغانستان را به شگوفایی و پیشرفت سوق دهد. اما اکنون جمعیت جوان و نوجوان این خاک که کتله متحرک و سازنده شمرده میشوند، به سوی ناامیدی و سردرگمی در حرکتاند.
او از خاطرات آن روزهای تلخ چنین میگوید: «خاطرات روزهای نخست حاکمیت طالبان پر از ترس، نگرانی و دلهره بود. روز سقوط با امید و انگیزه از خانه به سوی دانشگاه رفتم، اما از همان ابتدا فضای شهر متفاوت و آشفته به نظر میرسید. خبر سقوط ولایتها پیهم منتشر میشد و همه با نگرانی آن را دنبال میکردند. وقتی وارد صنف شدم، تماسهای پیاپی به همصنفیهایم میرسید و میگفتند حکومت در حال سقوط است. فضای صنف کاملاً متشنج شده بود و امتحان نیز لغو شد. با نگرانی و ترس، همه به خانه بازگشتیم. در تمام مسیر دانشگاه تا خانه، احساس میکردم آرزوها و آیندهای که سالها برایش زحمت کشیده بودم، در حال نابود شدن است. اشک در چشمانم جمع شده بود و هر قدمی که برمیداشتم، ناامیدی بیشتر میشد. همصنفیهایم در کنارم بودند، اما هیچکس حرف نمیزد و فقط به یکدیگر نگاه میکردیم؛ نگاههای عمیق و پر از معنا که هرکدام روایتگر هزاران حرف ناگفته بود.»
کرشمه برای دخترانی که اکنون در ناامیدی به سر میبرند و روزهای دشواری را میگذرانند، میگوید که شکست پایان راه نیست و باید از کوچکترین فرصتها برای ادامه درس و فعالیت استفاده کنند. همانگونه که او محدودیتها را دور زده است، همه دختران این توانایی را دارند. او همچنان میگوید که در روزهای دشوار و ناامیدی، همیشه یک جمله را با خود تکرار میکند: «موفقیت یک انتخاب است، نه یک شانس.» اگر امروز قدمهای کوچک برداریم، همین قدمهای کوچک آینده ما را خواهند ساخت. مهم نیست که مسیر چقدر دشوار است؛ مهم این است که حرکت را متوقف نکنیم و یادگیری و رشد را با کمترین امکانات و فرصت ممکن ادامه دهیم.






