[author title=”داکتر حفیظ شریعتی (سحر)” image=” https://8am.media/wp-content/uploads/۲۰۲۱/۰۳/۱۲-۳.png”]نویسنده [/author]
جشن نوروز به عنوان سنت پسندیده و پارینه ملی در تاریخ و فرهنگ هزارهها، جایگاه پر ارجی دارد. زندهگی انسانی و اجتماعی مردم مناطق هزارهنشین توأم با استقبال همیشهگی آنان از فصل بهار به مثابه موسم کشتوکار و نهالشانی است؛ پیوند طبیعیای که با روز «نوروز» و آغاز فصل بهار همواره گرامی داشته میشود.
در میان هزارهها که بیشتر در مرکز افغانستان زندهگی میکنند، از آنجایی که نوروز، زندهگی، شادی و کارآفرینی را برای کوهستانهای سرد هزارستان به ارمغان میآورد، جشن بزرگی به شمار میرود. مردم هزاره مانند دیگر مناطق کشورهای فارسیزبان از اواخر زمستان با خانهتکانی و فراهم آوردن خوراک و پوشاک نوروزی، خود را برای استقبال از نوروز آماده میکنند. در روز نوروز همه لباس نو یا پاکیزه میپوشند، به دیدوبازدید و زیارت آرامگاههای بستهگان و بزرگان میروند. مهمانان با شیرینیهای سنتی پذیرایی میشوند. جوانههای گندم سبز میشوند تا سمنک و حلوای نوروزی پزیده شود.
«هزارهها پیدایش نوروز را به موجود فراطبیعی به نام “آجیزک” یا “آجیگگ” نسبت میدهند. آجیزک، یا آجیگگ پیرزنی زشتچهره است. آنان به این باورند که باران نشانه آن است که آجیزک یا آجیگگ، موی خود را شستوشو میدهد.
هزارهها شب پیش از روز نوروز حلوای سمنک میپزند و میان همسایهگان تقسیم میکنند. همچنین پس از برافروختن پَلته (فتیله، تارهای پنبه) که به روغن آغشته است، دیک حلوای نذری را روشن نگه میدارند.
قرآنخوانی و نذر کردن برای شادی روح درگذشتهگان از دیگر آیینهای نوروزی هزارهها است.» (وبلاک بچه چنداول)
آداب و رسوم نوروزی در هزارستان
خرید لباس نوروزی: از یکی دو ماه مانده به نوروز، هزارهها به بازار میروند، لباس و یا پارچههای لباس عید نوروزیشان را میخرند. پارچههای خریداریشده به طور معمول، برای زنان رنگ روشن، سرخ، سپید و دیگر رنگهای گوناگون را دارد و لباس مردان بیشتر ساده است.
هزارهها درباره دوختن لباسهای نوروزی و شاید هر لباسی معتقدند که پارچه لباس را خوب است روزهای سعد و جمعهها قیچی کنند. روز پنجشنبه، ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست میماند تا دوخته شود. آنانی که قدرت خرید لباس نو را ندارند، بهترین لباسشان را برای روز نوروز نگه میدارند؛ زیرا آنان باور دارند که پوشیدن لباس تمیز و زیبا باعث شادی در تمام سال میشود.
به باور هزارهها در روز نوروز نباید غمگین بود. اگر کسی در روز نوروز غمگین و ناراحت باشد، تا آخر سال غمگین خواهد ماند. هزارهها باور دارند که درگذشتهگان در روز نوروز به نزد بازماندهگانشان برمیگردند. اگر آنان را غمگین ببینند، غمگین میشوند. شاد بودن و پوشیدن لباس نو و شاد، شادی را به خانه میآورد.
سبزهکاری: هزارهها سال نو را با سبزه و رنگ سبز آغاز میکنند. سبزیها، پیامآور بهار اند. با سبز شدن سبزهها، هزارهها زمستان را که گاهی با تلخی و سختی همراه است، پشت سر میگذارند. آنان در جام و یا هر ظرفی که داشته باشند، مقداری گندم، عدس و ترهتیزک، چند روز به عید مانده در خانه میکارند و با سبز شدن آنان، شاد میشوند. برای این کار بیشتر از ظرفی استفاده میکنند که از جنس مس یا روی باشد. وقتی مقداری دانه را برای سبز شدن در داخل ظرف میریزند، نخست سلامی به بزرگان مذهبی و درگذشتهگان میدهند و به ترتیب پس از آن نام اعضای خانواده را میآورند و برای آنان سلامتی و سال خوب از درگاه دادار پاک میخواهند و دوستان و همسایهها را نیز از یاد نمیبرند.
خانهتکانی یا رفتوروب: هزارهها، یکی دو هفته و گاهی چند روز مانده به نوروز خانهتکانی یا رفتوروب انجام میدهند. اثاثیهها را جابهجا و گردگیری میکنند و دوباره آنها را میچینند. گلیمها را روی برف تکان میدهند و پوشیدنیهای خواب را در باد میجنبانند. هزارهها باور دارند که فرشتهگان در روز نوروز به امر خدا، رزق و روزی بندهگان را قسمت میکنند و به خانهها سر میزنند. اگر خانهها تمیز و پاک باشد، خوش حال میشوند و برای آنان دعا میکنند. از خداوند میخواهند که برکت به روزی آنان بدهد؛ اما اگر خانهها پاک نباشد، ناراحت میشوند.
شیرینیپزی: در گذشته، شیرینیپزی به شکل مدرن و امروزی آن در هزارستان وجود نداشت؛ اگر چند این روزها در برخی از شهرستانهای هزارهنشین، دکانهای شیرینیپزی وجود دارد. در گذشته و اکنون نیز «بوسراغ» و «خَجور» شیرینی همیشهگی سفرههای نوروزی هزارهها بوده است.
برای پزیدن بوسراغ نخست مقدار آرد را با شکر، نمک، تخم مرغ و روغن یکجا میکنند و به هم میزنند، سپس با آب خمیر میکنند و میگذارند تا آماده شود. وقتی آماده شد، نخست «زوله» میکنند سپس به شکل لوله در میآورند و در فرجام داخل ظرف داغ روغن میگذارند. وقتی پخته شد، میگذارند تا سرد شود. بوسراغ و خجور زینتبخش بیشتر سفرههای محلی نوروزی هزارهها است.
در روز نوروز، جوانان هزاره، تخم مرغ را آبپز میکنند و رنگهای شاد بر روی آنها میزنند. تخمهای رنگ شده را داخل ظرف بافته از تال بید یا اَرَر (چنار، بید سپید) میگذارند و میفروشند. جوانان و مردان شوقی با جنگ دادن (بههمزدن نوک تخمها) آنها بر شادیهای نوروزی میافزایند.
سفره تحویل سال: در مناطق هزارهنشین غزنی «سفره هفتسین» مانند آنچه در ایران و شهرهای افغانستان رواج دارد، کم دیده میشود. جاهای دیگر هزارستان هم باید چنین باشد.
در هزارستان، موقع تحویل سال، همه اهل خانه باید با لباس نو و یا تمیز بر سر سفره باشند. برای تحویل سال همه در یکی از اتاقهای خانهشان سفره ساده میاندازند. پیش از هر چیز آیینه و قرآن بر سر سفره میگذارند و سپس دعای تحویل سال میخوانند و برای همه دعا میکنند. مادر، اسپند دود میکند. پدر، بلند قرآن میخواند تا در آغاز سال، صاحب قرآن یار و مددکار اهل خانه باشد.
دیدوبازدید: از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز میشود. در بیشتر خانوادهها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت نسبت به دیگران بزرگتر است، بروند. دست او را ببوسند و عید نوروز را تبریک بگویند. آن کس میتواند پدر بزرگ، مادر بزرگ و یا بزرگ فامیل و قوم باشد. ایشان نیز عیدی خود را به کودکان که شامل سکه یا پول است، میدهد. بزرگان خانواده نیز صبح عید نوروز نخودچی، کشمش، نان شیرینی، تخم مرغ رنگی یا سکه به کوچکترها عیدی میدهند. برخی هم صبح زود به قبرستان میروند و برای درگذشتهگان فاتحه میخوانند.
در فامیل اگر کسی درگذشته نزدیک داشته باشد، عیدی نمیگیرد. دیگران به خانه او برای عیدی نه، بلکه برای تسلیت میروند. او نیز چون عید است سخت نمیگیرد و با مهمانان با خوشرویی برخورد میکند.
جوانان پس از فراغت از دیدوبازدید با هم به میدان بازی میروند. در گذشته بیشتر سنگیرگ، توپدنده، شیغی بازی و دیگر بازیهای محلی رواج داشت؛ اما امروزه بیشتر والیبال و فوتبال بازی میکنند. مردان هم گاهی گیرگ (نشانهزنی) میزنند. این روزها خیلی مردم از شادیهای کهن فاصله گرفتهاند. بازیها کمرنگ شده است.
در این روز، جوانانی که تازه نامزد کردهاند، عیدی به خانه نوعروس میبرند و بر پیوند تازهشان مهر دیگری میزنند.
سیزده به در: صبح سیزده فروردین/حمل بیشتر هزارهها دستهدسته عازم کوه، دشت و باغهای اطراف هزارستان میشوند. آنان معتقدند که در روز سیزده فروردین/حمل نباید در خانه ماند؛ زیرا این روز نحس و بدیمن است. روز سیزده به در، پیش از طلوع آفتاب شروع تا پاسی از شب ادامه مییابد.
عصر این روز، ویژه سبزه گره زدن دخترها است که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را میکنند. اینان به این مناسبت در دامن دشت ترانه (دیدو، غزل، بولبی) میخوانند و آرزوی خوشبختی در سال نو میکنند. چنانچه سیزده به ماه رمضان بیفتد. مراسم را پس از تمام شدن ماه رمضان در اولین جمعه یا اولین عید انجام میدهند. برخی وقتی به کوه و دشت میروند، مقدار آب در راه رفتن میریزانند و وقت بازگشتن چند سنگ پشت سر خود میاندازند؛ به این معنا که سفر سیزده به در بیخطر باشد و آرزوها بر آورده شود. همینطور نحس سیزده پس از نوروز در طول سال بر طرف شود و زمستان سخت پشت سرگذاشته شود. آنان سال خوبی را در سال نو با این حرکات نمادین تداعی میکنند. این مراسم در هزارستان گسترده نیست. در برخی مناطق رواج دارد و در برخی مناطق دیده نشده؛ اما با بازگشت مهاجران از ایران و شهرها این مراسم رواج بیشتری یافته است.






