شماری از پزشکان نسایی و ولادی میگویند که افسردهگی پس از زایمان در افغانستان، بهدلیل آگاهی اندک خانوادهها، نبود حمایت کافی از مادران و دسترسی محدود به خدمات درمانی، اغلب نادیده گرفته میشود. به گفته آنان، برخورد تحقیرآمیز خانوادهها با مادران و بیتوجهی به وضعیت روانی آنان، سبب میشود که شماری از زنان مشکلات خود را پنهان کنند و برای تشخیص و درمان بهموقع اقدام نکنند. این پزشکان میافزایند که مشکلات اقتصادی، خشونتهای خانوادهگی، فشارهای روانی گذشته، تغییرات هورمونی و تجربههای دشوار در دوره بارداری یا زایمان قبلی، میتوانند در بروز این اختلال نقش داشته باشند. آنان هشدار میدهند که بیتوجهی به وضعیت روانی مادران میتواند سلامت آنان، توانایی مراقبت از نوزاد و رابطه عاطفی میان مادر و کودک را متأثر سازد.
این پزشکان خواهان افزایش آگاهی خانوادهها درباره افسردهگی پس از زایمان، آموزش کارکنان صحی برای تشخیص زودهنگام این اختلال و آموزش مادران درباره مراقبت از سلامت روانی خود هستند. آنان همچنان بر فراهمسازی خدمات مشاورهای و حمایت عاطفی خانوادهها از مادران تاکید میکنند.
مسیحه فخریار، یکی از پزشکان نساییولادی، میگوید که افسردهگی پس از زایمان اختلالی روانی است که میتواند در هفتهها و ماههای پس از تولد نوزاد بروز کند و بر سلامت مادر و کودک اثر بگذارد. به گفته او، تغییرات هورمونی، سابقه فشارهای روانی، مشکلات اقتصادی و تنشهای خانوادهگی از عوامل مؤثر در بروز این اختلالاند. او میافزاید که نشانههای افسردهگی پس از زایمان میتواند از غمگینی و احساس گناه تا خستهگی شدید و گریههای دوامدار متفاوت باشد.
این پزشک میگوید: «افسردهگی پس از زایمان میتواند سلامت مادر و نوزاد را با خطر روبهرو سازد؛ زیرا مادری که با این اختلال دستوپنجه نرم میکند، ممکن است توانایی رسیدهگی به نیازهای خود و نوزادش را از دست بدهد. در موارد شدید، وضعیت مادر به بررسی و درمان تخصصی نیاز دارد و نباید نشانههای آن نادیده گرفته شود.»
مسیحه فخریار تاکید میکند که درمان افسردهگی پس از زایمان میتواند شامل رواندرمانی و در موارد شدید، دارودرمانی زیر نظر پزشک متخصص باشد.
سایره نعمت، یکی دیگر از پزشکان نسایی و ولادی، میگوید که افسردهگی پس از زایمان میتواند سلامت روانی مادر و توانایی او در مراقبت از نوزاد را متاثر سازد. به گفته او، تغییرات هورمونی، مشکلات اقتصادی، فشارهای روانی و نبود حمایت کافی از سوی شوهر و خانواده، از عوامل مؤثر در بروز این اختلالاند. او تاکید میکند که آگاهی خانوادهها از وضعیت روانی مادر پس از زایمان، در شناسایی بهموقع این مشکل اهمیت دارد.
این پزشک میگوید: «افسردهگی پس از زایمان با غمگینی موقتی پس از تولد نوزاد تفاوت دارد. اگر مادر برای مدت طولانی احساس غمگینی، اضطراب و ناامیدی داشته باشد یا علاقهاش را به زندهگی و فعالیتهای روزمره از دست بدهد، نباید وضعیت او نادیده گرفته شود. در چنین شرایطی، مادر به بررسی تخصصی و درمان نیاز دارد و حمایت عاطفی و عملی خانواده میتواند در بهبود وضعیت او نقش مهمی داشته باشد.»
خانم نعمت میافزاید که تشخیص و درمان بهموقع افسردهگی پس از زایمان، برای حفظ سلامت مادر و بهبود روند مراقبت از نوزاد اهمیت دارد.
لمیا امین، یکی دیگر از پزشکان نسایی و ولادی، میگوید که تحقیر مادران و بیتوجهی شوهران و خانوادهها به وضعیت روانی آنان، از چالشهای جدی در رسیدهگی به افسردهگی پس از زایمان در افغانستان است. به گفته او، ترس از تمسخر و متهمشدن به دیوانگی سبب میشود که شماری از مادران مشکلات روانی خود را پنهان کنند. او میافزاید که حاملگی ناخواسته، تولد پیهم کودکان و ترجیح پسر بر دختر در برخی خانوادهها نیز میتوانند فشار روانی بر مادران را افزایش دهند.
بانو امین میگوید: «وقتی مادر از غمگینی، بیعلاقگی به زندهگی یا خستهگی شدید شکایت میکند، برخی شوهران بهجای توجه به وضعیت او میگویند که همه زنان طفل میآورند. در برخی خانوادهها نیز مادر را بهدلیل این حالت دیوانه خطاب میکنند یا با کنایه و تمسخر با او برخورد میکنند. این برخوردها میتواند سبب شود که مادر مشکل خود را پنهان کند و وضعیتش وخیمتر شود.»
این پزشک تاکید میکند که حمایت عاطفی و رسیدهگی به نیازهای جسمی و روانی مادر، برای حفظ سلامت او و مراقبت بهتر از نوزاد اهمیت دارد.
در همین حال، شماری از پزشکان رواندرمان میگویند که تشخیص بهموقع افسردهگی پس از زایمان و دسترسی مادران به خدمات تخصصی درمان، در جلوگیری از تشدید این اختلال اهمیت دارد. آنان میافزایند که حمایت عاطفی خانواده، مراجعه بهموقع به پزشک و دریافت رواندرمانی میتواند به بهبود وضعیت روانی مادران کمک کند.
رضوانه رحیمی، یکی از پزشکان صحت روانی، میگوید که کمبود دسترسی به خدمات تخصصی صحت روانی و عادیپنداشتن افسردهگی پس از زایمان در جامعه، از چالشهای اصلی در تشخیص و درمان این اختلال است. به گفته او، خشونت خانوادهگی، فشارهای اقتصادی و نبود حمایت عاطفی میتوانند وضعیت روانی مادران را وخیمتر سازند.
بانو رحیمی میگوید: «بسیاری از مردم رنج مادران پس از زایمان را ساده میپندارند و میگویند که این حالت طبیعی است؛ در حالی که افسردهگی پس از زایمان را نباید یک وضعیت عادی دانست. اگر این اختلال درمان نشود، مادر ممکن است توانایی مراقبت از خود و نوزادش را از دست بدهد و نتواند پیوند عاطفی مناسبی با کودک خود برقرار کند.»
این پزشک تاکید میکند که آموزش کارکنان صحی، آگاهیدهی به خانوادهها و فراهمکردن امکان مشاوره حضوری و آنلاین میتواند به شناسایی زودهنگام این اختلال و دسترسی مادران به درمان کمک کند.
افسردهگی پس از زایمان Postpartum Depression یک اختلال روانی و عاطفی است که پس از تولد نوزاد بروز میکند و میتواند با غمگینی دوامدار، اضطراب، احساس ناامیدی، کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره و دشواری در مراقبت از خود و نوزاد همراه باشد.
هرچند آمار تازه و دقیقی از شمار مادرانی که در افغانستان افسردهگی پس از زایمان را تجربه میکنند، در دست نیست، اما یک پژوهش در ولایت کندز تصویری از وضعیت این اختلال در میان مادران ارایه میکند. این پژوهش با عنوان «شیوع افسردهگی پس از زایمان و عوامل مرتبط با آن در میان مادران ولایت کندز، افغانستان: یک مطالعه مقطعی» در جنوری ۲۰۲۶ در مجله علمی بینالمللی Heliyon منتشر شده است. پژوهشگران در این مطالعه وضعیت ۵۵۶ مادر را در ۱۷ مرکز صحی ولایت کندز بررسی کردهاند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که ۴۹.۳ درصد مادران بررسیشده، علایم مشکوک به افسردهگی پس از زایمان داشتهاند. با این حال، معلومات این مطالعه در اوایل سال ۲۰۲۱ جمعآوری شده است و نتایج آن را نمیتوان به تمام مادران افغانستان تعمیم داد.
از سوی دیگر، در گزارش «بررسی شاخصهای چندگانه افغانستان برای سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) آمده است که ۳۶.۳ درصد مادران در افغانستان، در دو روز نخست پس از زایمان مراقبت صحی دریافت کردهاند. این رقم مربوط به دریافت مراقبت صحی پس از زایمان است و بهتنهایی میزان دسترسی مادران به خدمات تشخیص و درمان افسردهگی پس از زایمان را نشان نمیدهد.






