تداوم حاکمیت طالبان، دامنه فقر و بیکاری را در کشور گسترش داده و چالشهای اقتصادی و افزایش گرسنهگی ، زندهگی شهروندان را به مخاطره انداخته است. در حالی که نزدیک به سه سال از حاکمیت این گروه بر افغانستان میگذرد، خلاف ادعای طالبان، مردم هر روز گرسنهتر میشوند و بیکاری رو به افزایش گذاشته است.
بسیاری از باشندهگان هرات میگویند که بیکاری در این ولایت به اوج خود رسیده است و فقر و گرسنهگی زندهگی آنان را تهدید میکند. به گفته آنان، با وجودی که هرات از ولایتهای مهم تجارتی و ترانزیتی در کشور شمرده میشود، اما بیکاری هر روز گستردهتر شده و مردم فقیرتر میشوند.
شماری از کارگران هراتی میگویند که هفتهها بیکاری را تحمل کردهاند و در پهلوی آن مجبورند گرسنهگی را نیز تحمل کنند. آنان میگویند که به دلیل اوضاع بد اقتصادی حاکم بر زندهگیشان و نبود حتا نان خشک، مجبور میشوند کودکانشان را با تهدید و لتوکوب با شکم گرسنه بخوابانند.
محمدحسین، مردی ۵۷ ساله هراتی است که با کراچی دستیاش جادههای هرات را به امید یافتن کار میپیماید. او میگوید که فقر و بیکاری به نگرانیهای زندهگیاش افزوده است. این باشنده هرات میافزاید که به دلیل نبود کار و نداشتن مواد خوراکی، در وضعیت بسیار رقتباری به سر میبرد.
محمدحسین که نانآور یک خانواده پنجنفری است، در صحبت با روزنامه ۸صبح میگوید: «سنوسال من ۵۷ شده و از مجبوری با کراچی بیرون میشوم تا لقمه نانی به خانه بیاورم، اما کار نیست. از هفته من یک روز شاید بتوانم کار پیدا کنم یا نه، آن هم نهایتش ۱۰۰ تا ۱۵۰ افغانی میشود که به خانه پنجنفری نان خشک هم نمیشود.» این باشنده هرات میافزاید: «خدا شاهد است که هیچ چیزی در خانه نداریم. شبهایی هم در همین ماه مبارک رمضان بوده که ما نه به شام نان خوردیم و نه هم به سحری؛ چون غیر آب دیگر حتا نان خشک در خانه پیدا نمیشود.»
محمدحسین تاکید میکند: «حالا هم خداوند خیر دهد همین همسایهها را، در بین هر سه چهار شب نان یا چیزی روان میکنند و با همین شب را سپری میکنیم. که روان نکنند، مجبوریم با گرسنهگی بسازیم و کودکهای خانه را هم تهدید کنیم تا از گرسنهگی گریه کرده بخوابند.»
این مرد ۵۷ ساله هراتی تنها فردی نیست که در این ولایت از وضعیت بد زندهگی شکایت دارد. شفیعاحمد، جوان ۲۲ ساله، میگوید که خواهران خردسالش را شبهنگام به دلیل نبود غذا لتوکوب کرده و مجبور به استراحت میکند. او که در چندین محل تجمع کارگران همهروزه حاضر میشود، میگوید که کسی او را به کار نگرفته و از همین رو زندهگی را با خانوادهاش در گرسنهگی سپری میکند.
شفیعاحمد به روزنامه ۸صبح میگوید: «شش روز است که هیچ کار پیدا نکردهام. به سر گذر باد مرغان رفتم، کسی به کار نگرفت. به ساحه پل غوردروازه رفتم، باز هم کار پیدا نشد. حالا آمدهام در ساحه پارک ترقی که بلکه همینجا کسی پیدا شود و مرا به کار بگیرد. دو سه ساعت میشود دهنبهروزه و بدون شام و سحری، کار پیدا نشده است. حالا هم که یک خانواده چشمشان به من است، بدون یافتن کار و دست خالی به خانه برگردم.» او میافزاید: «نانآور هفت عضو خانواده هستم، اما کار نیست. همین هفته سه شب ما نه شام نانی برای خوردن داشتیم و نه هم سحری. خدا شاهد است که خواهرکهای خردم گریه میکردند و نان میخواستند، آخر مجبور شدم هر سه را لتوکوب کردم تا خواب شوند. هیچ چیزی حتا نان خشک در خانه ما پیدا نمیشود. زندهگی خیلی سخت شده؛ اگر همین بیکاری باشد، میترسم خواهرکهایم از گرسنهگی بمیرند.»
این در حالی است که با تسلط طالبان بر افغانستان، همهروزه بر بحران بیکاری، فقر، گرسنهگی و مشکلات اقتصادی افزوده میشود. این گروه با وجود ادعاهای زیاد، در نزدیک به سه سال گذشته نتوانسته فرصتهای اقتصادی و زمینههای اشتغالزایی را برای مردم فراهم کند.
شهروندان کشور میگویند که طالبان در این مدت از ارایه ابتداییترین خدمات دولتی عاجز بوده و در عوض زمینه فساد و زورگویی را مساعد ساختهاند. به گفته آنان، در صورت ادامه تعامل جهان با این گروه، آینده خطرناکی در انتظار شهروندان کشور خواهد بود.






