مدیران گرانارج روزنامه وزین ۸صبح،
با عرض سلام و حرمت!
ابتدا صمیمانه از شما قدردانی میکنم که به نقدها و پرسشهای من پاسخ دادید. این تعامل سازنده، نشانهای از تعهد روزنامه ۸صبح به حفظ فضای گفتمان فکری و احترام به مباحث سازنده است.
روزنامه ۸صبح در طول ۱۹ سال فعالیت خود، همواره بهعنوان یکی از نهادهای پیشتاز رسانهای افغانستان نقش برجستهای در اطلاعرسانی، تقویت آگاهی عمومی و ترویج ارزشهای دموکراتیک ایفا کرده است. بیشک، این روزنامه با ارایه تحلیلهای عمیق و پرداختن به مسایل مهم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور، سهمی بزرگ در ارتقای دانش عمومی داشته است.
جوایز و تندیسها
ابتکارات برجسته روزنامه ۸صبح در ایجاد جوایز مهم در حوزههای تاریخ، ادبیات، سیاست، روزنامهنگاری و هنر، نقش بهسزایی در ترویج و ارجگذاری به نخبهگان فرهنگی و همچنین تقدیر از خلاقیت، تعهد و پایداری چهرههای نسل جوان در این حوزهها داشته است. ایجاد و اهدای پنج تندیس در بخشهای نویسندهگی، ابتکار، روشنگری، تاریخ و ایستادهگی، که به یاد بزرگان فقید هر یک از این عرصهها از جمله زندهیاد رهنورد زریاب، زندهیاد ملکه ثریا، زندهیاد محمدقسیم اخگر، زندهیاد میر غلاممحمد غبار و زندهیاد رابعه بلخی نامگذاری شدهاند، نمادی روشن از این تلاشهاست و گواهی بر تعهد روزنامه ۸صبح به بزرگداشت میراث فرهنگی و تاریخی افغانستان به شمار میآید.
تندیس موسیقی
کاش روند متذکره در بخش موسیقی نیز مورد توجه قرار میگرفت و اولین تندیس موسیقی به هنرمند برجسته کشور، فرهاد دریا، به پاس خدمات هنری، اجتماعی و سیاسی او اهدا میشد. همچنین که این جایزه میتوانست به نام یکی از بزرگان موسیقی معاصر ما که سهم بزرگی در ترویج و تحول موسیقی در افغانستان داشته است، نامگذاری شود، به همان شیوهای که در نام گذاری و اهدای تندیسهای دیگر عرصهها رعایت و عملی شده است.
با این وجود، متأسفانه در مورد نامگذاری تندیس موسیقی، برخلاف سایر بخشها که هنوز ردی از «مردهپرستی» و «مرده گرایی» در نامگذاری آنها مشهود است، تصمیم ناگهانی گرفته میشود تا در مقابل «گزاره»ای که در افغانستان «زنده خوب و مرده بد وجود ندارد» ایستادهگی شود. برای تثبیت و نشان دادن این عزم، تصمیم گرفته میشود که تندیس موسیقی به نام یکی از چهره های تأثیرگذار موسیقی معاصر افغانستان که همچنان در قید حیات هستند، نامگذاری شود. هدف از این کار، خداحافظی با فرهنگ «مردهپرستی» و «مرده گرایی» و آغاز تلاش برای تقدیر از «زندهگی» و «سرزندهگی» بیان شده است.
اما سوالی که به میان میآید، این است که چرا نام یکی از پیشکسوتان و ایستادان برجسته موسیقی افغانستان که نقش مسلم در آموزش، گسترش، ترویج و تحول موسیقی در کشور داشته و هنوز خوشبختانه حیات هستند برای تندیس موسیقی انتخاب نشده است؟ بهعنوان مثال، استاد حفیظالله خیال، آهنگساز، غزلسرا و آموزگار موسیقی، که بیتردید میتوان گفت تقریباً هیچ آوازخوانی در افغانستان نیست که یکی از آثار او را اجرا نکرده باشد. بسیاری از هنرمندان مشهور افغانستان مانند رحیمی غفاری، خانم پرستو، خانم ناهید، محبوبالله محبوب و دیگران که مدتها نزد استاد خیال شاگردی کردهاند، شهرت و محبوبیت خود را تا حد زیادی مدیون این بزرگمرد موسیقی معاصر هستند. ایشان در دوران خدمت خود بهعنوان رییس موسیقی رادیو افغانستان، نقش بهسزایی در تشویق و حمایت هنری و حرفهای از جوانانی که تازه وارد دنیای موسیقی میشدند ایفا کرده و به حق، جایگاه استاد را در جامعه موسیقی ما دارند.
استاد آرمان که نقشی بهسزایی در ترویج موسیقی آکادمیک اروپایی از طریق تدریس در لیسه مسلکی موزیک و دیپارتمنت موسیقی دانشگاه کابل در افغانستان و معرفی موسیقی افغانستان با انسامبل کابل در صحنههای کشورهای مختلف جهان داشتهاند، گزینهای شایسته دیگر برای این نامگذاری میتوانست باشد. همینطور، دکتر صاحب ناشناس، استاد مهوش، استاد مددی و دیگر بزرگان موسیقی افغانستان که خوشبختانه همه در قید حیات هستند و هر کدام با از خود گذری و پذیرفتن قربانیهای بزرگ سهم بزرگی در ترویج و تحول موسیقی در کشور داشتهاند، مستحق این افتخار بودند.
فریاد دریا عزیز به پاس خدمات ارزندهاش در عرصه موسیقی، میتوانست برنده تندیسی باشد که به نام یکی از این بزرگان موسیقی کشور مزین شده است. با توجه به سابقه درخشان و تأثیرگذاری او در موسیقی افغانستان، اهدای چنین جایزهای به نام یکی از پیشکسوتان موسیقی، همانند استاد خیال، استاد آرمان، یا دیگر بزرگان، نهتنها احترام به سنتها و ریشههای هنری کشور را نشان میداد، بلکه تداوم ارجگذاری به میراث فرهنگی و هنری افغانستان را نیز تقویت میکرد.
کتمان کوتاهنظری و اتهام انحصارگرایی
با این حال، نویسندهگان محترم روزنامه ۸صبح به جای پیگیری یک رویکرد سازنده، اتهامات غیرمنصفانهای را به نامدارترین هنرمندان و بزرگان موسیقی کلاسیک و استادان موسیقی غربی در افغانستان وارد کردهاند. آنها این هنرمندان را به انحصارگرایی و عدم تعهد به انتقال دانش و تجربههای علمی و عملیشان متهم میکنند. به ادعای این نویسندهگان، عدم تمایل این بزرگان به اشتراکگذاری اندوختههایشان یکی از دلایل عدم آگاهی مسلکی نسل جوانتر از موسیقی اصیل و قدیمی افغانستان است و این وضعیت ناشی از تلاش آن بزرگان برای حفظ تمامی امکانات مادی و معنوی برای خودشان و جلوگیری از ظهور رقیب پنداشته میشود.
موسیقیدانان غربی افغانستان
اکنون بیایید به بررسی کوتاهی از کار و میراث بزرگان و «نامدارترین» هنرمندان موسیقی غربی و کلاسیک افغانستان بپردازیم، همانطوری که نویسندهگان محترم روزنامه ۸صبح از آنها یاد کردهاند، تا ببینیم آیا اتهامات وارده درست است یا خیر.
بهراستی، شمار بزرگان موسیقی غربی در افغانستان انگشتشمار بوده و هر یک از آنها میراثی گرانبها از خود به جا گذاشتهاند. از بزرگان این حوزه، میتوان به چهرههای تاریخسازی همچون زندهیاد استاد محمدسلیم سرمست، زندهیاد استاد فقیرمحمد ننگیالی، زندهیاد استاد محمداسماعیل اعظمی، زندهیاد محمدرحیم ناله، استاد محمدحسین آرمان و استاد ببرک وسا اشاره کرد. هر کدام از این بزرگان نهتنها به رشد و توسعه موسیقی در افغانستان کمک کرده، بلکه با تلاش و فداکاری در غنامندی میراث موسیقی کشور نقش بهسزایی داشته و سخاوتمندانه اندوختههایشان را با دیگران تقسیم کردهاند.
پس از زندهیاد استاد فرخ افندی، استاد محمدسلیم سرمست بهعنوان رهبر ارکستر، آهنگساز و تنظیمکننده موسیقی برای ارکستر شماره دوم رادیو افغانستان، نقش مهمی در به شهرت رساندن آوازخوانان برجستهای چون زندهیاد ساربان، زندهیاد استاد اولمیر، گلاحمد شیفته، پیکان، زندهیاد ژیلا، زندهیاد استاد زلاند و حسیب دلنواز ایفا کرده و او با ساخت آهنگهای خود و تنظیم آثار دیگر آهنگسازان، سهم قابل توجهی در این موفقیتها داشته است.
با ایجاد ارکستر بزرگ رادیو افغانستان، استاد سرمست و استاد ننگیالی در جمعآوری، تنظیم و ضبط صدها آهنگ مردمی (فلکلور) که امروز در کنار صدها ضبط ارکستر شماره دوم بخش بزرگ از ارشیف موسیقی افغانستان را تشکیل میدهند، تلاش کرده و نقشی کلیدی در حفظ، ترویج و غنیسازی موسیقی اصیل افغانستان و زمینه انتقال آن به نسل نو افغانستان ایفا نموده، میراثی ماندگار از خود به جا گذاشتند. صدها آهنگ از ساختههای استاد سرمست به آواز هنرمندان جوان ضبط شده است.
استاد سرمست، بهعنوان آهنگساز، با خلق دهها آهنگ حماسی جاودان، همراه با ارکستر شماره دوم و ارکستر بزرگ رادیو افغانستان، نقشی انکارناپذیر در رشد و ترویج این نوع موسیقی در کشور داشته است. استاد سرمست در جایگاه آموزگار موسیقی، با تدریس در لیسه مسلکی موزیک، دیپارتمنت موسیقی دانشگاه کابل، مکتب موزیک حربیه و کورس شخصی موسیقی خودشان، دانش و آگاهی خود را سخاوتمندانه به نسل جوان انتقال داده و در تربیت هنرمندان حرفهای بسیار کوشید است و تا آخرین دقایق زندهگیشان عاشقانه در خدمت موسیقی و تربیت نسل جوان نوازندهها و هنرمندان موسیقی کشور بودهاند.
با ارایه این معلومات کوتاه و ترسیم کوچکی از کارکردهای یکی از بزرگان موسیقی غربی در افغانستان که تا اندازه زیاد انعکاسدهنده کار و فعالیت مشابه دیگر موسیقیدانهای غربی در افغانستان است، آیا اتهامهای وارده بدون ذکر نام به آدرس این بزرگمرد موسیقی افغانستان و دیگر همقطارانشان که در بالا اسامیشان ذکر گردیده است، ظالمانه نبوده و در واقع تلاشی برای کتمان نقد سازنده و کوتاهنظری نیست؟
موسیقیدانان کلاسیک افغانستان
زندهیاد استاد محمدحسین سرآهنگ، زندهیاد استاد موسا قاسمی، زندهیاد استاد رحیمبخش، زندهیاد استاد محمدعمر، زندهیاد استاد هاشم، زندهیاد استاد شیدا از جمله بزرگان موسیقی کلاسیک افغانستان بودند که با ادامه دادن راه پیشگامانی چون استاد قاسم و استاد غلامحسین، جایگاه والایی در تاریخ موسیقی کشور به دست آوردند. متاسفانه، همچون بزرگان موسیقی غربی افغانستان، این هنرمندان نیز بینام و بیدلیل به انحصارگرایی و تنگنظری متهم شدهاند.
در حالی که هر یک از این بزرگان میراث عظیم هنری از خود به جای گذاشتهاند، اتهام عدم تمایل به انتقال مهارتهایشان به نسل جوانتر ناعادلانه و بیاساس است. برعکس، آنها دهها شاگرد را هم در خرابات و هم خارج از این حلقه، تربیت کردهاند. درهای خانههای محقر و ساده آنها در کوچه خرابات همواره به روی تمامی علاقهمندان موسیقی باز بوده است. این بزرگان در جایگاه نوازنده، آموزگار، آهنگساز و خواننده، سخاوتمندانه هنر و مهارتهای خود را به نسل جوانتر شریک و منتقل کردهاند. این آموزشها یا بهصورت سنتی در منازلشان یا در کورسهای موسیقی رادیو افغانستان و بعدها در ریاست آموزش موسیقی وزارت اطلاعات و فرهنگ انجام میشدند.
زندهیاد استاد سرآهنگ با راهاندازی برنامه آموزش موسیقی کلاسیک از طریق رادیو، امکان یادگیری اصول و ویژهگیهای این موسیقی را به دورترین خانهها و خانوادههای سراسر افغانستان رساند. با این حال، امروز این استاد بزرگ و دیگر هنرمندان موسیقی کلاسیک بهطرز بیرحمانهای به انحصارگرایی و حفظ نام و نان برای خودشان محکوم شدهاند.
اکنون، با این اطلاعات، خود قضاوت کنید که چگونه بهطور ظالمانه و غیرعادلانه، برای فرار از مسوولیت و پوشاندن کوتاهنظری، بحث به انحراف کشانده شده و بیمحابا به بزرگان موسیقی کلاسیک و غربی افغانستان اتهام تنگنظری و انحصارگرایی زده میشود. این اتهامات به ناحق، این بزرگان را در زنجیری از بیعدالتی و اتهام گرفتار ساخته، جایگاه و اعتبار آن چهرههای ماندگار موسیقی را که در حفظ و ارتقای میراث فرهنگی و موسیقایی کشور سهمی بیبدیل داشتهاند، خدشهدار میسازد.
در پایان، باید متذکر شد که من با مدیران محترم ۸صبح همنظر و موافق هستم که همه ما حق داریم به شیوهای که مناسب میدانیم بیندیشیدم و از تعهدات و فداکاریهای بزرگان و همچنین دستاوردهای نسل جوان در حوزههای هنر، فرهنگ، تاریخ، ادبیات و فلسفه تقدیر و تجلیل کنیم. با این حال، هیچ یک از ما نباید برای فرار از مسوولیت و نقد سازنده، به اتهامات بیاساس علیه بزرگان فرهنگ و هنر افغانستان متوسل شویم. این بزرگان، که دیگر در میان ما نیستند، شایسته تکریم هستند، نه اینکه به ناعادلانهترین شکل ممکن در زنجیری از بیانصافی و اتهام گرفتار شوند.
من به نقش بیبدیل ۸صبح در عرصه خبررسانی و روشنگری واقفم و از صمیم قلب امیدوارم که همکاریهای سازندهای در جهت رشد و اعتلای فرهنگ و هنر کشور میان ما شکل گیرد.
با درود و مهر
داکتر احمدناصر سرمست
بنیانگذار انستیتوت ملی موسیقی افغانستان انتقالشده در پرتگال






