یافتههای یک پژوهش که به بررسی بازنمایی جنسیت، نقشها، ویژهگیها، و هویت اجتماعی زنان و مردان در کتابهای درسی منتشرشده در دوران حکومت جمهوری اسلامی افغانستان پرداخته است، نشان میدهد که این کتابها بهشدت دارای شکافهای عمیق جنسیتی هستند.
این یافتههای جدید در شرایطی منتشر میشوند که زنان تحت حاکمیت طالبان با چالشهای گسترده روبهرویند. از سویی هم گزارشها نشان میدهند که طالبان در حال برنامهریزی برای حذف موضوعاتی مانند حقوق زنان، برابری جنسیتی و حقوق بشر از کتابهای درسی هستند؛ اقدامی که میتواند نابرابریهای جنسیتی را در بخشهای مختلف جامعه بیشازپیش تشدید کند.
این پژوهش در انستیتوت گئورگ اکرت، بزرگترین نهاد تخصصی مطالعات کتابهای درسی، انجام شده و تمام کتابهای درسی به زبان فارسی را بررسی کرده است. علاوه بر کتابهای درسی، این پژوهش سه سند اصلی سیاستگذاری آموزشی وزارت معارف را نیز بررسی کرده است تا دریابد که تا چه اندازه وعدههای مطرحشده در این سیاستها در محتوای کتابهای درسی بازتاب یافتهاند.
بر بنیاد یافتههای این پژوهش، دولت در اسناد رسمی متعهد شده بود که با تدوین کتابهای درسی با رویکرد فراگیر جنسیتی با نابربرایها در بخشهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و اجتماعی پیکار خواهد کرد و به ترویج برابری میان مردان و زنان خواهد پرداخت. این تعهد در تمامی اسناد سیاستگذاری آموزشی بهطور پررنگ مورد تاکید قرار گرفته است.
در پژوهش آمده است: «تاکید بر محتوای فراگیر از نظر جنسیتی، حضور شخصیتهای زن در کنار مردان، توانمندسازی زنان از طریق آموزش، و گنجاندن حقوق زنان در کتابهای درسی، یکی از ارکان اصلی سیاست آموزشی برای کاهش شکافهای جنسیتی در حوزههای گوناگون را تشکیل میداد.»
از نظر تیوری، کتابهای درسی با محتوای فراگیر جنسیتی ابزاری مهم برای کاهش نابرابریهای جنسیتی تلقی میشوند، درحالیکه محتوای جانبدارانه میتواند به تداوم این نابرابریها منجر شود.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که کتابهای درسی از نظر بازنمایی حضور زنان، بهشدت جانبدارانه هستند. بربنیاد این یافتهها، ۷۸ درصد از تمامی شخصیتها و نامهای ذکر شده در کتابهای درسی مردانه هستند، درحالیکه تنها ۲۲ درصد به زنان اختصاص یافته است (به نمودار اول ببینید).
همچنین، کتابهای درسی ۱۰۴۷ تصویر از مردان و تنها ۴۶۷ تصویر از زنان را بازتاب دادهاند. به عبارت دیگر، تعداد تصاویر مردان بیش از چهار برابر تصاویر زنان است. در رابطه به حضور کمرنگ زنان در کتابهای درسی، در پژوهش چنین آمده است: «نویسندهگان کتابهای درسی عملاً کشوری را ترسیم کردهاند که در آن زنان تنها نقشی حاشیهای ایفا میکنند.»
یافتهها همچنین نشان میدهند که شکاف جنسیتی در کتابهای دوره ابتداییه کمتر است، اما در دوره متوسطه و لیسه بهشدت افزایش مییابد. بهگونه مثال، نابرابری در دوره ابتداییه تنها ۷ درصد است، اما در دوره متوسطه به ۲۰ درصد و در دوره لیسه به ۴۰ درصد افزایش مییابد (به نمودار دوم ببینید).
از نظر تصاویر نیز، در دوره ابتداییه تعداد تصاویر مردان بیش از سه برابر تصاویر زنان است. این اختلاف در دوره متوسطه به پنج برابر و در دوره لیسه به بیش از نُه برابر افزایش مییابد (به نمودار سوم ببینید).
در کنار حضور مردان و زنان، این پژوهش همچنین فعالیتها، ویژهگیها (انتسابها) و تعاملات (روابط یا کنشها و واکنشها) را که به شخصیتهای زن و مرد نسبت داده شدهاند، مورد تحلیل قرار داده است. در مجموع، دوازده دسته از فعالیتها، ویژهگیها و تعاملات در کتابهای درسی شناسایی شدهاند.
یافتهها نشان میدهند که فعالیتهای اختصاصیافته به مردان از تنوع بسیار بیشتری نسبت به فعالیتهای زنان برخوردار است.
در پژوهش آمده است: «برای نمونه، از میان ۱۲ نوع فعالیت شناساییشده، مشارکت زنان در سیاست در مقایسه با مردان تقریباً ناچیز است. سهم مردان ۹۷ درصد و از زنان ۳ درصد میباشد.»
این تحلیل نشان میدهد که سهم زنان در تمامی فعالیتها، بهجز فعالیتهای داخل خانه، کمتر از ۲۰ درصد است و در برخی حوزهها حتا به کمتر از ۱۰ درصد میرسد (به نمودار چهارم ببینید).
به همین ترتیب، شخصیتهای مرد در تمامی انواع تعاملات غالبند. بیشترین شکافها و تفاوتها در حوزههای حکومتداری، رهبری، فعالیتهای علمی و تعاملات خشونتآمیز مشاهده میشود؛ حوزههایی که زنان تقریباً بهطور کامل غایبند (به نمودار پنجم ببینید).
این یافتهها نشان میدهند که زنان از فعالیتهای خارج از خانه و از مشارکت در عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تا حد زیادی حذف شدهاند. زنان به ندرت در سیاست، تجارت و فعالیتهای علمی حضور دارند و کمتر با ویژهگیهایی مانند رهبری، مدیریت، توانایی مالی، مهارتهای فنی یا حرفهای توصیف میشوند.
همچنین آنان عمدتاً بهگونهای به تصویر کشیده شدهاند که فاقد ثروت، توانایی مالی و قدرت تصمیمگیری یا رهبری هستند. در مقابل، زنان بیشتر در محیط خانه و در حال انجام کارهایی مانند آشپزی، نظافت و مراقبت از کودکان نمایش داده شدهاند.
یافتهها همچنین نشان میدهند که شکافهای جنسیتی از منظر فعالیتها، ویژهگیها، و تعاملات در کتابهای دوره ابتداییه کمتر بوده، اما در دوره متوسطه و لیسه بهشدت عمیقتر و گستردهتر میشوند.
براساس نتایج پژوهش، در دورههای متوسطه و لیسه، کتابهای درسی بهطور فزایندهای شخصیتهای مشهور مرد، از جمله سیاستمداران، جنگجویان، پادشاهان، نویسندهگان، شاعران، رهبران دینی، دانشمندان، بازرگانان و قهرمانان را برجسته میکنند، درحالیکه شخصیتهای منتسب به زنان بهگونه چشمگیر کاهش مییابند (به گراف اول ببینید).
نتایج این پژوهش نشان میدهند که یک شکاف عمیق میان وعده و عمل وجود دارد؛ وزارت معارف در اسناد رسمی آموزشی پیهم تاکید بر تدوین کتابهای درسی با رویکرد جنسیتی فراگیر کرده است، اما کتابهای تدوین شده بسیار جانبدارانه هستند.
لینک گزارش کامل پژوهش:
گزارش اول: https://doi.org/10.1080/00220272.2025.2506429
گزارش دوم: https://doi.org/10.3167/jemms.2024.160204






