شماری از دانشآموزان مکتبهای دولتی از کمبود کتابهای درسی و آموزگاران شکایت دارند. آنان میگویند کمبود کتاب و آموزگار، روند آموزش آنان را با مشکل روبهرو کرده و در برخی موارد ناچارند کتابهای درسی مورد نیاز شان را با هزینه شخصی تهیه کنند. به گفته آنان، مکتبها پس از پایان سال آموزشی، کتابهایی را که دانشآموزان با هزینه شخصی تهیه کردهاند، دوباره از آنان میگیرند. آنان میافزایند که کتابهای توزیعشده از سوی مکتب نیز در بسیاری موارد کهنه و فرسوده است و به همه دانشآموزان نمیرسد.
این دانشآموزان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح، روشهای ناکارآمد تدریس، کمتوجهی برخی آموزگاران به درس و دانشآموزان، کمبود صنفهای درسی، لابراتوار، آب آشامیدنی، تشنابهای معیاری و میز و چوکی را از دیگر مشکلات مکتبها عنوان میکنند. آنان همچنان میگویند در برخی مکتبهای پسرانه دولتی، مدیران بهجای تمرکز بر آموزش، بر پوشیدن لباس محلی و دستار تاکید میکنند. به گفته آنان، در برخی مکتبها به دانشآموزان هشدار داده شده است که در صورت نپوشیدن لباس تعیینشده و دستار، با اخراج یا تنبیه روبهرو خواهند شد.
سلطانه، یکی از دانشآموزان یک مکتب دولتی، میگوید سال آموزشی در حالی نزدیک به پایان است که بسیاری از دانشآموزان کتاب درسی کافی در اختیار ندارند. او میافزاید که خانوادهاش بیشتر کتابهای مورد نیاز او را با هزینه شخصی تهیه کردهاند، اما کتابهایی که از سوی مکتب توزیع شده، تنها به چند دانشآموز در هر صنف رسیده و شماری از آنها نیز بهدلیل فرسودهبودن قابل استفاده نیستند.
سلطانه میگوید: «ما برای یادگیری به کتاب نیاز داریم؛ اگر کتاب نداشته باشیم، از روی چه چیزی درس بخوانیم؟ این وضعیت برایم خیلی استرسزا است و خودم زیاد تلاش میکنم تا از همسایهها کتابهای سالهای گذشته را قرض بگیرم و از روی آن درس بخوانم.»
سید مدثر، یکی دیگر از دانشآموزان، میگوید کمبود امکانات آموزشی در مکتبها، بهویژه کتاب و لوازم درسی، فرصت یادگیری دانشآموزان را محدود کرده است. او میافزاید که نبود امکانات کافی برای آموزش، بهویژه در بخش درسهای عملی، یکی از مشکلات عمده دانشآموزان است.
مدثر میگوید: «بیشتر مکتبهای دولتی فقط به نام مکتب است. در دوره طالبان شاهد کاهش کتابهای درسی و کمبود استاد هستیم و در بخش کتاب، لوازم مکتب و امکانات آموزشی با مشکلات زیادی روبهرو ایم. استادان ورزیده و کسانی که ظرفیت و توانایی تدریس دارند، باید جذب شوند تا دانشآموزان بتوانند درست درس بخوانند.»
احسان، یکی از باشندهگان کابل که دو برادرش در مکتب دولتی درس میخوانند، میگوید تغییر در کادر آموزشی، یکی از مشکلاتی است که خانوادهها در سالهای اخیر با آن روبهرو شدهاند. به گفته او، شماری از آموزگارانی که پیش از این در مکتبها تدریس میکردند، برکنار شدند و این وضعیت بر روند آموزش تاثیر گذاشته است.
احسان میگوید: «من واقعاً نمیدانم چه بگویم؛ مکاتب دولتی فقط به نام مکتب است. در طول این پنج سال ما شاهد مشکلات زیادی بودهایم. در کنار کمبود کتابهای درسی، مکتبها با کمبود آموزگار هم روبهرویند. بسیاری از آموزگارانی که قبلاً تدریس میکردند، کنار گذاشته شدهاند و درس و آموزش هم مثل گذشته نیست. مشکلات مکتبها بسیار زیاد است و باید به آن رسیدهگی شود.»
شبیر، یکی از باشندهگان پنجشیر، میگوید کنار گذاشتن آموزگاران مسلکی و جایگزینشدن آنان با افراد غیرمتخصص، کیفیت تدریس برخی مضمونها را با مشکل روبهرو کرده است. او میافزاید که این مشکل در مضمونهایی مانند انگلیسی و کمپیوتر بیشتر دیده میشود.
شبیر میگوید: «در گنجیر یک استاد انگلیسی و یک استاد کمپیوتر را از مکتب کنار گذاشتند؛ در حالی که این استادها از همان حوزه فارغالتحصیل شده بودند، رشته خود را خوانده بودند و کورس هم داشتند. حالا بهجای آنان یک ملا مقرر شده که میآید انگلیسی و کمپیوتر را درس بدهد، اما عملاً درس نمیدهد و تنها میگوید این را بخوانید و خودتان یاد بگیرید. مشکل کمبود استاد یک طرف و کنار گذاشتن افراد متخصص طرف دیگر است.»
از دید این جوان پیامد این وضعیت تنها به کمبود آموزگار محدود نمیشود و در برخی موارد، دانشآموزان پس از پایان مکتب نیز مهارتهای ابتدایی خواندن و نوشتن را بهدرستی فرا نمیگیرند.
شبیر میافزاید: «در شماری از مکتبها توجه بیشتر به ظاهر دانشآموزان و پوشیدن کلاه و دستار است، در حالی که باید به میزان یادگیری آنان توجه شود. دانشآموز ممکن است ۱۲ سال مکتب بخواند، اما در پایان هنوز در خواندن و نوشتن مشکل داشته باشد.»
در همین حال، شماری از فعالان آموزش میگویند که کمبود کتابهای درسی تنها دسترسی دانشآموزان به مواد آموزشی را محدود نمیکند، بلکه میتواند بر تمرکز، علاقه و روند یادگیری آنان نیز تاثیر بگذارد. آنان میافزایند که استفاده مشترک چند دانشآموز از یک کتاب، فرصت مطالعه و مشارکت آنان در درس را محدود میکند.
زینب کوهستانی، یکی از فعالان آموزش، میگوید: «کتابهای درسی از مهمترین منابع یادگیری دانشآموزان و بخش اساسی برنامه درسی است. وقتی چند دانشآموز از یک کتاب استفاده کنند، روند تدریس و یادگیری با مشکل روبهرو میشود و ممکن است تمرکز و علاقه دانشآموزان به درس کاهش یابد. نبود کتاب میتواند سبب شود دانشآموزان نتوانند درسهای شان را بهگونه کامل درک کنند و در نتیجه، احساس ناکامی و بیاعتمادی در آنان افزایش یابد.»
زینب تاکید میکند که مسوولیت تامین کتابهای درسی بر عهده وزارت معارف است و برای حل این مشکل، افزایش بودجه، توزیع منظم و رایگان کتابها و فراهمکردن منابع آموزشی دیجیتال میتواند از راههای کاهش کمبود کتاب در مکتبها باشد.
صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) نیز میگوید نظام آموزشی افغانستان با چالشهای گسترده روبهرو است، اما فرصت برای بازسازی آن همچنان وجود دارد.
یونسکو نیز هشدار داده است که بحران آموزش در افغانستان تنها به محرومیت دختران از آموزش محدود نمیشود و کیفیت آموزش نیز با مشکلات جدی روبهرو است. بر اساس برآورد این سازمان، حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار دختر تا سال ۲۰۲۶ از آموزش متوسطه محروم ماندهاند. این سازمان همچنین میگوید حدود ۹۰ درصد کودکان ۱۰ساله در افغانستان قادر به خواندن یا درک یک متن ساده نیستند.






