هوای گرم و سوزان، در مسیر طولانی میان بازار و خانه، خیلی خستهام کرده بود. آرام در سایه دیواری نشسته بودم. پسر جوانی که قد بلندی داشت، با نگاهی عجیب به من خیره شده بود. کمکم شروع به مزاحمت کرد. با حرفهای آزاردهنده و نگاههای هوسآلود، هر لحظه نزدیکتر میآمد. حس ناراحتی و اضطراب سراسر وجودم را فرا گرفته بود. آهسته در گوشم زمزمه کرد: «بیا، با هم دوست شویم…» حتا حرفهای جنسی نیز به زبان میآورد. حس ناامنی در وجودم موج میزد.
خستهگیام را فراموش کردم و خواستم هرچه زودتر آن محل را ترک کنم. اما باز هم همان صدا و همان حرفها در گوشم میپیچید. پشت سرم را نگاه کردم؛ همان پسر بود. با حرفهایش آزارم میداد. میگفت: «برایت مبلغی پول میدهم، اگر خودت را در اختیار من بگذاری!» چندین بار این جمله را تکرار کرد. این تنها یک آزار زبانی نبود، بلکه توهینی آشکار به شخصیت و جنسیت من بود.
سکوتم را شکستم، سرم را بالا گرفتم، شانههایم را صاف کردم و با صدای بلند فریاد زدم: «مواظب حرف زدنت باش! به شوهرم زنگ میزنم تا بیاید. کاری میکند از حرفهایی که زدی پشیمان شوی. فکر نکن بهخاطر آبرو یا حرف مردم سکوت میکنم. من در برابر این توهینها هرگز سکوت نخواهم کرد.» دو سنگ نسبتاً بزرگ کنارم بود. آنها را از زمین برداشتم و با خشم به طرفش پرتاب کردم و فریاد زدم: «پسر بیحیا! تو حق نداری به جنسیت من توهین کنی.»
چند نفر از سرک عبور میکردند و به طرف آن پسر نگاه میکردند. او که تا چند لحظه پیش گویا میخواست با نگاهش مرا ببلعد، این بار با شرم سرش را پایین انداخته بود و جرأت نمیکرد به کسی نگاه کند. سپس با شتاب از آنجا دور شد. نفس عمیقی کشیدم. با شکستن سکوت، احساس کردم بخش بزرگی از ترس، ناامنی و ناراحتیام از بین رفته است.
داستان من نه نخستین تجربه آزار خیابانی است و نه آخرین آن. روایتهای زیادی از آزار و اذیت دختران و زنان شنیدهام؛ روایتهایی که باعث ترس، ناامنی روانی و آسیبهای جسمی آنان شده است. بسیاری از زنان با حرفهای آزاردهنده برخی مردان هوسران، مورد آزار قرار میگیرند. یکی از دوستانم میگفت: «در مسیر راه تنها بودم. مردی از خلوت بودن مسیر سوءاستفاده کرد و اندام خصوصیام را لمس کرد. از شدت ترس شوکه شده بودم و اصلاً نتوانستم حرفی بزنم.» او افزود: «بارها مردانی تلاش کردهاند بدن ما را لمس کنند، اما بهخاطر حفظ آبروی خود، فقط سکوت کردهایم و این رفتارها را تحمل کردهایم.»
ما از این رفتارهای بیشرمانه بیزاریم. سکوت زنان، زمینه را برای تکرار چنین رفتارهایی از سوی برخی مردان فراهم میکند؛ مردانی که زنان را وسیلهای برای سرگرمی میبینند، زیرا میدانند بسیاری از زنان و دختران جرأت دفاع از خود را ندارند. اما ما باید برای خود و جنسیتمان احترام و ارزش قایل باشیم و اجازه ندهیم کسی به ما توهین کند.
وقتی من، خواهرم و دوستانم سکوت را میشکنیم و از خود دفاع میکنیم، این کار نمادی از قدرت، عزت و احترام به خود و همجنسانمان است. اکنون زمان آن رسیده است که نگذاریم کسی به بدن و وجود ما به چشم ابزاری برای خوشگذرانی نگاه کند. ما مسوول هستیم از کرامت و ارزش خود دفاع کنیم و در برابر چنین بیحرمتیها و توهینهایی که به جنسیتمان میشود، سکوت نکنیم.





