شماری از شهروندان کشور با انتقاد از برخورد دوگانه طالبان در تجلیل از جشنوارههای باستانی میگویند که حساسیتهای این گروه بیانگر مخالفت آن با تنوع قومی و فرهنگی در کشور است. به باور آنان، مخالفت طالبان با جشن نوروز در سراسر کشور، برنامههای شب بودا و گل کچالو در بامیان، گل بادام در دایکندی و اشتراک افراد این گروه در جشنواره گل نارنج در ننگرهار و شعرسرایی آنان در میله گل ارغوان در پروان، نشان میدهد که طالبان خواستار تحمیل فرهنگ قبیلهای بر سایر اقوام در کشورند. طالبان اما استدلال میکنند که بزرگداشت از هر نوع جشنوارهای که خلاف رهنمودهای دینی باشد، حرام است و افراد این گروه مانع آن خواهند شد. با این وصف، استادان دانشگاه و آگاهان امور از طالبان میخواهند به ارزشهای فرهنگی سایر اقوام ساکن در افغانستان احترام بگذارند و از گسترش شکافهای اجتماعی و قومی در کشور خودداری کنند.
آزاده رضایی، باشنده کابل که در حال حاضر در فرانسه بهسر میبرد، برخورد دوگانه طالبان با شهروندان در زمینه بزرگداشت از جشنوارههای باستانی را به مثابه چشم بستن این گروه به تنوع قومی و فرهنگی در کشور میپندارد. او در صحبت با روزنامه ۸صبح میگوید: «اکنون که قدرت در قبضه طالبان است، با استفاده از زور و خشونت، چنان که تمام امور خود را انجام میدهند، کار حذف سیستماتیک اقوام غیرخودی را نیز از طریق تیشه زدن به ریشههای فرهنگی اقوام غیرپشتون در افغانستان دنبال میکنند. حساسیت شدید طالبان با تجلیل از جشن باستانی نوروز و سایر جشنوارههای دیگر نمایانگر مخالفت این گروه با تنوع قومی و فرهنگی در کشور است.»
خانم رضایی میافزاید: «طالبان با ماهیت تکقومی و بنیادگرایانه، هرگونه تعامل با غیرخودی (اقوام غیرپشتون) را رد میکنند و شگوفایی فرهنگی اقوام بومی افغانستان را به مثابه تهدید مینگرند.»
فیروز جاوید، باشنده شهر مزار شریف، نیز به این باور است که طالبان تنها با تجلیل از جشنوارههایی مخالفت میکنند که در میان اقوام غیرپشتون بیشتر مروج است. او میافزاید: «طالبان با نوروز مخالفت دارند، چون این جشن را مربوط به قوم خود نمیدانند. میله گل نارنج در ننگرهار با بسیار کشوفش تجلیل شد و مقامهای طالبان در آن سخنرانی کردند، جشن گل ارغوان در پروان تجلیل شد و افراد طالبان در آن شعرسرایی کردند. طالبان با این برنامهها هیچ مخالفتی نشان ندادند.» او میافزاید که از کارکردهای سهساله طالبان چنین برمیآید که این گروه تنها مخالف جشنوارههایی است که از سوی اقوام غیرپشتون در کشور تجلیل میشود.
افزون بر این، گروهی از زنان معترض زیر عنوان «جنبش زنان پنجره امید» به مناسبت روز «فرهنگ هزارهگی» از تلاشهای طالبان برای از بین بردن ارزشهای فرهنگی، هویتی و زبانی اقوام غیرپشتون در کشور انتقاد کردهاند.
زنان معترض با نشر اعلامیهای در ۳۰ ثور امسال گفتهاند که طالبان پس از تسلط دوباره بر کشور به دنبال «حذف فزیکی اقوام غیرپشتون» و حذف فرهنگ و هویتهای متنوع آنان هستند. به گفته آنان، طالبان با ممانعت از برگزاری جشنوارههای نوروز، گل بادام در دایکندی، گل کچالو در بامیان، راه ابریشم در بامیان، جشنواره دمبوره در بامیان و جشنواره روز فرهنگ جاغوری، مخالفت خود را با تنوع قومی و فرهنگی در کشور ابراز داشتهاند.
این در حالی است که نوروز یکی از کهنترین جشنوارههای فرهنگی کشور است؛ جشن پیروزی بهار بر زمستان. شهروندان کشور در سالهای متمادی از روز نخست سال خورشیدی بزرگداشت کردهاند. این جشن نه تنها در میان اقوام غیرپشتون در افغانستان بلکه در ایران، عراق و شماری از کشورهای آسیای میانه نیز تجلیل میشود. طالبان اما در جریان سه سال گذشته، تعطیلی نوروز را از تقویم حذف و مانع شهروندان از تجلیل این جشنواره باستانی شدهاند. تا جایی که مقامهای طالبان به کارمندان دولت هشدار دادهاند که در صورت عدم حضور به وظایف رسمی در نوروز، با برخورد تند این گروه مواجه خواهند شد.
طالبان استدلال میکنند که تجلیل از هر نوع جشنوارهای که خلاف آموزههای دینی باشد، حرام است و افراد این گروه مانع بزرگداشت آن خواهند شد. اما شماری از جشنوارههای فرهنگی در ولایتهای پشتوننشین با شکوه برگزار میشود و طالبان مانع آن نمیشوند. میله گل نارنج در ننگرهار و میله گل ارغوان در ولایت پروان در نزدیک به سه سال حاکمیت طالبان بر کشور با شکوه برگزار میشود. افراد طالبان نه تنها با بزرگداشت از این مناسبتهای فرهنگی مخالفت نشان نمیدهند، بلکه در همچو برنامهها اشتراک و شعرسرایی نیز میکنند.
آگاهان امور و استادان دانشگاه به این باورند که دولتها و رژیمهای حاکم بر سرنوشت سیاسی یک کشور باید در راستای تقویت فرهنگهای باستانی و تنوع قومی و فرهنگی گام بردارند، نه اینکه در برابر فرهنگها قد علم کنند.
عبدالوارث سیغانی، استاد پیشین دانشگاه و فعال سیاسی، به روزنامه ۸صبح میگوید: «بخشی از اقدامات طالبان در امر جلوگیری از تجلیل جشنوارههای باستانی متأثر از باورهای دینی است و بخش دیگر آن متأثر از دیدهای قومی است. اما از هر دو جهت، سرزنش شهروندان بهخاطر پاسداری از ارزشهای فرهنگی به صلاح جامعه نیست.»
آقای سیغانی هشدار میدهد که سرکوب فرهنگها در کشور پیامد خوبی ندارد. او میافزاید: «تاریخ پرفرازونشیب افغانستان میرساند که هر گروه قومی که خواسته بر ارزشهای مردم تاختوتاز کند، تنها برای خود دشمن خریده و مشکلآفرینی کرده است. اقوام افغانستان به ارزشها، فرهنگ و رسوم خود قایم هستند و اجبار یک فرهنگ بالای آنان هیچ گاهی نتیجه دوامدار نداده است.»






