ایالات متحده امریکا و بریتانیا بامداد جمعه، ۱۲ جنوری، پایگاههای نظامی حوثیها در چند شهر یمن را آماج حملات هوایی قرار دادند؛ حملاتی که ادعا میشود به انبارهای تسلیحاتی این گروه آسیب جدی وارد کرده است. هالند، استرالیا، کانادا و بحرین نیز در زمینههای لوجستیکی و اطلاعاتی به آن دو کشور یاری کردهاند. علت حمله بر حوثیها، ایجاد مزاحمت از سوی این گروه در مسیر کشتیرانی در دریای سرخ خوانده شده است. حمله بر خاک یمن که پایگاه حوثیهاست، زیاد واکنشبرانگیز شد، شاید به این دلیل که جنگ غزه در جریان است و مبادا از نو شعله جنگی دیگر روشن شود. روسیه حمله بر حوثیها را نقض قوانین بینالمللی خوانده و خواستار برگزاری جلسه فوری شورای امنیت سازمان ملل متحد شده است؛ تقاضایی که تا این دم نابرآورده مانده است. چین نیز طرفین را به خویشتنداری دعوت کرده و برای میانجیگری به قصد پایان دادن به تنشها ابراز آمادهگی کرده است. ترکیه با آنکه عضو سازمان ناتو است، بیش از دیگران برافروخته و مدعی شده که واشنگتن و لندن میخواهند دریای سرخ را به «دریای خون» تبدیل کنند. عربستان که هفت سال تمام علیه حوثیها جنگیده، اظهار داشت که با نگرانی وضعیت را رصد میکند. واکنش جمهوری اسلامی ایران خلاف انتظارها زیاد تند نبود و این بار قالبهای دیپلماتیک را نشکست: «اقدام خودسرانه، نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی یمن و نقض قوانین و مقررات و حقوق بینالملل است.»
در این نوشته به سه پرسش پاسخ داده میشود:
۱- حوثیها کیستند؟
گروه حوثیها در قامت یک جنبش سیاسی، نظامی و مذهبی در آغاز دهه ۹۰ میلادی در شهر صعده یمن عرض وجود کرد. این گروه اگرچه قبل از دهه ۹۰ در جامعه یمن فعالیت داشت، ولی بیشتر معطوف به حوزه آموزش و تربیت مذهبی بود. حوثیها خود را نماینده شیعیان زیدیه یمن میدانند. این گروه اصولاً به خاطر تامین حقوق شیعیان زیدی در یمن در برابر گسترش وهابیت سعودی پا به میدان نهاده است. بنیانگذار حرکت حوثیها کسی به نام سیدحسین بدرالدین الحوثی است که نام حوثیها برگرفته از پسوند نام اوست. حوثیها خود را «انصارالله» نیز میخوانند که در ایران بیشتر به همین نام یاد میشوند.
حوثیها برای بار اول با دولت یمن به رهبری علی عبدالله صالح در سال ۲۰۰۴ درگیر شدند، به این دلیل که وی را غربگرا میخواندند. ارتش یمن بهسادهگی حوثیها را سرکوب کرد و بدرالدین حوثی، بنیانگذار و رهبر آنها، کشته شد. پس از آن بود که شعارهای امریکاستیزی در قاموس ادبیات حوثیها بیشتر جا باز کرد که تا این دم محفوظ مانده است. در سال ۲۰۱۱ که بهار عربی کلید خورد، به سراغ یمن نیز آمد. حوثیها که مترصد فرصت بودند، در تنور نارضایتیها دمیدند، تا اینکه علی عبدالله صالح در جنوری ۲۰۱۲ از قدرت کنار رفت و جایش را به معاونش که منصور هادی نام دارد، سپرد.
حوثیها که بر ناپایداری اوضاع واقف بودند، به اتحاد با منصور هادی پابند نماندند و علیه وی نیز شوریدند و این بار تا تصرف صنعا، پایتخت یمن، پیش رفتند. آنها در جنوری ۲۰۱۵ کاخ ریاست جمهوری را نیز تصاحب کردند. منصور هادی به جای ماندن در یمن و مقاومت علیه حوثیها، به عربستان پناه برد. پس از آنکه حوثیها علیه دولت منصور هادی شوریدند، علی عبدالله صالح، رییس جمهور پیشین، نیز به یمن آمد و با حوثیها علیه دولت پیمان دوستی بست. اتحاد گروه انصارالله با عبدالله صالح نیز زودگذر بود و پس از آنکه وی اعلام کرد میتواند با ایتلاف نظامی به رهبری عربستان کنار بیاید، در دسامبر ۲۰۱۷ از سوی جنگجویان حوثی کشته شد.
عربستان در حمایت از دولت منصور هادی با امارات متحده عرب و بحرین ایتلاف نظامی تشکیل داد و در مارچ ۲۰۱۵ وارد جنگ با حوثیها شد؛ جنگی که هفت سال عمر کرد، صدها هزار کشته و زخمی بر جای گذاشت و یمن را در معرض قحطی و گرسنهگی قرار داد. ایتلاف نظامی عربی نهتنها قادر به سرکوب حوثیها نشد، بل قلمرو حاکمیت و توان نظامی این گروه وسعت و فزونی یافت و در ساخت پهباد و موشک بالیستیک و استفاده از آن مهارت بیشتر پیدا کردند و خاک ریاض و ابوظبی را آماج حملههای پهبادی و موشکی قرار دادند. برای نمونه، حوثیها در سپتامبر ۲۰۱۹ تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان را آماج حمله پهبادی قرار دادند؛ حملهای که غیرمنتظره بود و خسارت هنگفتی نیز برجای گذاشت. همینطور در جنوری ۲۰۲۲ میدان هوایی ابوظبی و یک پالایشگاه نفتی این کشور را هدف حمله موشکی قرار دادند که خسارات قابل ملاحظهای در پی داشت.
پس از عادی شدن رابطه ریاض و تهران، آتش جنگ در یمن نیز فروخفته است، با آنکه توافقنامه آتشبس دایمی میان طرفین امضا نشده است. در این روزها جنگ گرم میان حوثیها و ایتلاف نظامی عربی برقرار نیست و طرفین با میانجیگری عمان بهگونه پراکنده به گفتوگوها ادامه دادهاند. برای فعلاً پایتخت یمن در کنترل انصارلله است که از سوی دولت ایران بهحیث دولت یمن شناخته میشود. دولت منصور هادی در عدن، شهر جنوبی یمن، مستقر است که از سوی جامعه جهانی رسمیت دارد. البته او در اپریل ۲۰۲۲ در ریاض از ریاست جمهوری استعفاد داد و قدرت را به شورای هشتنفره که در راس آن رشاد محمد العلیمی قرار دارد، سپرد. گفتوگوها میان این شورا و حوثیها در جریان است و تا هنوز منجر به برقراری صلح نشده است.
۲- چرا حوثیها مانع حملونقل در دریای سرخ میشوند؟
حوثیها گروه خود را عضو جریانی موسوم به مقاومت در خاور میانه میدانند؛ جریانی که ادعا میشود رهبری آن در دست ایران است. تهران نیز حمایت از جریان مقاومت را منکر نمیشود، ولی همواره گفته است که در تصمیمات اعضای آن دخالت ندارد. حمله حوثیها بر دریای سرخ پس از آن تشدید شد که اسراییل به قصد انتقامگیری از حماس در نوار غزه دست به حمله زمینی و هوایی زد؛ حملهای که تا این دم بیش از ۲۳ هزار غیرنظامی را به کام مرگ فرستاده است. گروه انصارالله به زعم خود برای آنکه با حماس همدردی نشان دهد، به خلق مزاحمت بر مسیر کشتیرانی در دریای سرخ اقدام کرده است تا مبادا متهم به بیعملی شود. برای نمونه، حزبالله لبنان به قصد همدلی با حماس به موشکپراکنیهای مدیریتشده به سمت خاک اسراییل ادامه داده است. همینطور مقامهای ایران نیز در سفر به کشورهای منطقه و میزبانی از مقامهای کشورهای اسلامی تلاش کردهاند به نحوی با حماس ابراز همدردی کنند. حوثیها که ابزار دیگری در اختیار ندارند، به حمله بر جریان کشتیرانی در دریای سرخ روی آوردهاند. این گروه اعلام کرده است تا زمانی که آتشبس در غزه برقرار نشود و کمکهای بشردوستانه بهگونه کافی وارد این منطقه نگردد، حملههایش را متوقف نمیکند. انصارالله یمن اگر چه اعلام کرده کشتیهایی را هدف قرار میدهد که متعلق به اسراییل باشند یا مقصدشان این کشور باشد، ولی ادعا میشود که کشتیهای مربوط به سایر کشورها نیز هدف حمله قرار گرفتهاند.
دریای سرخ گذرگاه آبی مهم برای دنیاست؛ چون سطح هزینه حملونقل در آن پایین است. گفته میشود ۱۵ درصد تجارت جهان از طریق دریای سرخ انجام میشود که ۱۰ درصد آن شامل نفت است. براساس آمارها در نیمه نخست ۲۰۲۳ تقریباً ۹ میلیون بشکه نفت در روز از طریق دریای سرخ وارد اروپا شده است. اروپا، آسیا و افریقا از طریق این گذرگاه آبی به هم وصل میشوند. کشتیهای بارگیریشده از اقیانوس هند با عبور از تنگه بابالمندب وارد دریای سرخ میشوند و سپس با عبور از کانال سویز به دریای مدیترانه و اروپا میرسند. حوثیها که بر بندر تجارتی حدیده یمن کنترل دارند، میتوانند در مسیر کشتیرانی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ ایجاد مزاحمت کنند. پس از شروع حملات حوثیها، بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی مسیر خود را از دریای سرخ به سمت شاخ افریقا تغییر دادهاند؛ مسیری که فاصله زمانی و هزینه حملونقل در آن تقریباً دو برابر و سطح ارایه خدمات در بندرگاههای آن خیلی پایین است.
روی این لحاظ بازماندن گذرگاه آبی دریای سرخ برای دنیا، بهویژه قدرتهای بزرگ، زیاد حایز اهمیت است. اگر چنین نمیبود، بریتانیا که سالهاست خود را از منازعه خاور میانه دور نگه داشته است، از نو وارد میدان نمیشد. برای نمونه، دیوید کامرون، وزیر خارجه بریتانیا، با نشر مطلبی در نشریه ساندی تلگراف نوشته است: «بریتانیا چارهای نداشت جز حمله بر حوثیها؛ چون اگر دریای سرخ را مسدود کنند، قیمتها افزایش پیدا میکند.»
نکته مهم این است که حوثیها توان مسدود کردن گذرگاه آبی دریای سرخ را ندارند و فقط به عملیات ایذایی دست میزنند تا مسیر کشتیرانی را ناامن سازند و به زعم خود هزینه تامین امنیت را برای امریکا بالا ببرند.
۳- حمله بر حوثیها منجر به جنگ منطقهای میشود؟
برای پاسخ به این سوال، نیاز است مواضع امریکا و ایران بررسی شود:
موضع امریکا
ایالات متحده در پی برافروختن آتش جنگ منطقهای نیست. حتا میتوان گفت که به دنبال سرکوب و تضعیف حوثیها نیز نیست. به این دلیل، جنگ منطقهای نمیخواهد که روسیه خرسند میشود. به ادعای بسیاری از تحلیلگران، مسکو از وقوع جنگ غزه و تداوم آن زیاد خرسند است؛ چون ضرورت حمایت از اسراییل پای دولت جو بایدن را به میدان کشیده است. پس اگر مصروفیت دیگر برای واشنگتن خلق شود، روسیه راحتتر میتواند به اهدافش در نبرد علیه اوکراین نایل شود.
حمله هوایی بامداد جمعه از سوی امریکا و بریتانیا بر پایگاههای نظامی حوثیها را میتوان «بازدارنده» خواند که دو هدف را دنبال میکند: ۱- میخواهد گذرگاه آبی دریای سرخ که مهمترین معبر تجارت جهانی است، باز بماند و حوثیها از خلق مزاحمت در این مسیر دست بردارند. ۲- شاید تلاش کند تا جنگ غزه در شعاع حمله بر حوثیها کمرنگ شود و اسراییل فارغ از واکنشهای جهانی بتواند زودتر به اهدافش نایل آید.
مقامهای امریکایی و بریتانیایی نیز عنوان کردهاند که حمله متناسب به چیزی بود که حوثیها در دریای سرخ انجام دادهاند. البته مقامهای این دو کشور با حوثیها بارها اتمام حجت کردهاند، ولی این گروه جدی نگرفته است. امریکا برای مهار انصارالله حتا ایتلاف بینالمللی با عضویت ۲۰ کشور تشکیل داد و به این نیز اکتفا نکرد و از آدرس شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر محکومیت حمله حوثیها بر دریای سرخ قطعنامه صادر کرد که تقریباً حیثیت مجوز حمله علیه این گروه را دارد. در حالی که اگر هدف واشنگتن تضعیف یا نابودی حوثیها میبود، به اینهمه تشریفات علنی و چیدن مقدمات نیاز نبود و میتوانست خاموشانه اقدام کند. حتا برخی تحلیلگران میگویند که نظامیان امریکایی ممکن است زمان انجام حمله را نیز با حوثیها در میان گذاشته باشند و به همین علت رقم تلفات اندک است.
فرض را بر این بگذاریم که ایالات متحده به دنبال نابودی حوثیهاست، این نیز بهسادهگی میسر نیست. اگر میسر میبود، ایتلاف نظامی عربی به رهبری ریاض طی هفت سال جنگ چنین میکرد که نتوانست. خلع حوثیها از قدرت الزام میکند که امریکا نیروی زمینی به منطقه بفرستد، اما در شرایط جاری برایش مقدور نیست و نمیخواهد چنین کند. گذشته از آن، میانه دولت جو بایدن با حوثیها زیاد بد نیست. دولت دونالد ترمپ که با ریاض و ابوظبی پیوند عمیقی داشت، حوثیها را در فهرست گروههای تروریستی جا داده بود، ولی دولت بایدن از این فهرست خارج کرد.
موضع ایران
دولت ایران در این اواخر اسیر گرفتاریهای داخلی است و در حمایت از حوثیها گامی برنخواهد داشت که رویارویی مستقیم با امریکا را در پی داشته باشد. ایران اگر بنای رویارویی مستقیم با امریکا و اسراییل را میداشت، جنگ غزه بهانهای قوی بود، ولی ترجیح داد متهم به بیعملی شود. پس حوثیها که در معرض تهدید ویرانگر قرار ندارند و شاید حملههای امریکا و بریتانیا نیز مقطعی باشد، تهران خطر ورود به جنگ مستقیم را نخواهد پذیرفت. معضل ایجاد مزاحمت از سوی حوثیها در دریای سرخ، میتواند از طریق کانالهای دیپلماتیک نیز حل شود. برای نمونه، جو بایدن مدعی شد که برای تهران پیام خصوصی به قصد توقف حملههای حوثیها بر دریای سرخ فرستاده است. همچنان حین سخنرانی در ایالت پنسلوانیا در یک گردهمایی اظهار داشت که ایران در پی آغاز جنگ مستقیم با امریکا نیست.
در نزدیک به چند ماه اخیر ادعا میشود که گروه جیشالعدل در خاک ایران فعالیت هراسافگنانه انجام میدهد. همچنان ادعا میشود که فعالیت داعش خراسان در افغانستان زیر سلطه طالبان پررنگ شده که حملههای تروریستی در شهر کرمان ایران را بسیاریها محصول آن میدانند. گرفتاریهای جدید سبب شده است که ایران حتا به جنگ غزه کمتر بیندیشد. واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز مسالمتآمیز و در چهارچوب قواعد دیپلماتیک بود. در فضای رسانهای ایران نیز چنانیکه باید، حمله بر مواضع حوثیها بازتاب نیافته است.






