شماری از دختران و زنان دارای معلولیت در کابل میگویند که با وجود محدودیتهای جسمی و مشکلات اقتصادی، برای تامین هزینههای زندهگی و رسیدن به استقلال مالی تلاش میکنند. آنان میافزایند که بهدلیل محدودشدن فرصتهای کاری برای زنان، دسترسیشان به کار و درآمد دشوارتر شده است.
زهره که ۱۴ سال تحصیل کرده و در رشته معلمی آموزش دیده است، در پی یک حادثه، برای مدتی از ناحیه پاها فلج شده بود.
همسر زهره چهار سال پیش درگذشته و او از آن زمان به تنهایی سرپرستی سه فرزندش را بر عهده دارد. او اکنون بافندهگی میکند و از این راه بخشی از هزینههای زندهگی خود و فرزندانش را تامین میکند.
این بانو میگوید: «حادثه کردم، از پاها فلج شدم، حالی محدودیت حرکتی دارم؛ اما بهخاطر طفلهایم باز هم خوده قوی میگیرم و فعلاً مصروف بافندهگی استم. در رشتهای که درس خواندم، زمینه کار برایم فراهم نیست.»
زهره میگوید در وزارت امور شهدا و معلولین طالبان نیز ثبت شده بود، اما درخواستش پذیرفته نشده است. او از نهادهای مسوول میخواهد زمینه کار برایش فراهم شود تا بتواند هزینههای زندهگی خود و فرزندانش را تامین کند.
نرگس یوسفی (مستعار)، دختر دیگری است که در نتیجه ابتلا به پولیو با معلولیت زندهگی میکند. او ورزشکار است و پیش از بستهشدن کلبهای ورزشی به روی دختران، بهعنوان آموزگار در بخش بدنسازی و فیتنس فعالیت میکرد.
نرگس میگوید این حرفه را ابتدا برای بهبود وضعیت جسمی خودش یاد گرفت و سپس به آموزگاری در این بخش روی آورد. اما پس از بستهشدن کلبهای ورزشی به روی دختران، فرصت کاری خود را نیز از دست داد.
او اکنون در خانه به بانوان تمرین میدهد و در کنار ورزش، خیاطی را نیز یاد میگیرد. با این حال، میگوید درآمدش در مقایسه با گذشته کاهش یافته است.
نرگس میگوید: «درآمدم نسبت به دوره جمهوریت خوب نیست، ولی تلاشهایم را میکنم. درخواست من از مسوولان این است که دوباره کلبها را فعال بسازند و یا زمینه کار را برای ما فراهم کنند تا بتوانیم ما دختران هم کار کنیم.»
ندا (مستعار)، مکتب را به پایان رسانده، اما نتوانسته است تحصیلاتش را ادامه دهد. او اکنون مصروف خیاطی و مهرهدوزی است؛ مهارتهایی که به گفته خودش با تلاش شخصی یاد گرفته است.
پای راست ندا کوتاه است، اما او میگوید این محدودیت مانع تلاشش برای داشتن درآمد مستقل نشده است. او میگوید: «چیزی که باعث شد خیاطی و مهرهدوزی یاد بگیرم، چون نمیخواستم به کس تکیه کنم. اگر کمی هم شده از خود درآمد داشته باشم.»
ندا میگوید درآمدش حدود ۵۰ درصد هزینههای زندهگیاش را تامین میکند. با این حال، خواسته او تنها به خودش محدود نمیشود. او میگوید: «خواست تمام دخترهای افغانستان کار و تحصیل است؛ زمینه کار برای ما معلولان کم است.»
این در حالی است که طالبان زنان و دختران را از حق آموزش، تحصیل و کار محروم کردهاند. زنان دارای معلولیت، افزون بر متاثرشدن از محدودیتهای اعمالشده بر زنان، بهدلیل داشتن معلولیت نیز از بسیاری از حقوق خود محروم شدهاند.






