شماری از دخترانی که در سنین پایین و بدون رضایت خود مجبور به ازدواج شدهاند، از تجربههای دشوارشان پس از آغاز زندهگی مشترک میگویند. آنان روایت میکنند که هنگام ازدواج، هنوز درکی از مسوولیتهای زندهگی مشترک، خانهداری، روابط خانوادهگی و الزامات زندهگی زناشویی نداشتند و ورود ناگهانی به این مرحله، روزهای دشواری را برایشان رقم زده است. به گفته این زنان، پس از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، برخی خانوادهها دخترانی را که از ادامه مکتب بازمانده بودند، به مجبور به ازدواج کردهاند. همزمان، متخصصان نساییولادی میگویند که دختران نوجوان از نظر رشد جسمی و استخوانی ممکن است هنوز آمادهگی کامل برای بارداری و زایمان نداشته باشند. آنان هشدار میدهند که بارداری در سنین پایین میتواند خطر برخی عوارض صحی را برای مادر و نوزاد افزایش دهد.
زهرا (مستعار)، دختری که در ۱۶ سالهگی مجبور به ازدواج شده، میگوید صنف هشتم مکتب بود که دروازههای مکتبها بسته شد. به گفته او، خانوادهاش در خزان همان سال، او را به مردی شوهر دادند که هیچ شناختی از او نداشت. مردی که اکنون شوهرش است، در آن زمان ۲۷ ساله بود. او میگوید: «شوهرم قبلاً خانم دیگری هم داشت که از او طلاق گرفته بود. سال بعد، وقتی ۱۶ سالم شد، عروسیم شد. وقتی ازدواجم شد، هیچ چیز از عروسی، فامیلداری، پیوندها و روابط نمیفهمیدم. » به گفته زهرا، در نخستین سال ازدواجش باردار شد؛ اما نوزادش بهگونه غیرنورمال به دنیا آمد و پس از سه روز درگذشت.
زهرا میافزاید: «داکترا گفتند رحم من کوچک است. بار دوم باز هم باردار شدم، او هم ضایع شد. شوهرم انسان خوب است و زندهگی خوب دارم، اما حالا که بزرگ شدیم، با خود میگویم ای کاش عروسی نمیکردم؛ درس میخواندم، جوان میشدم و بعد تصمیم عروسی را میگرفتم.»
زینب (مستعار)، دختری که در ۱۵ سالهگی ازدواج کرده است، میگوید زمانی که صنف هفتم مکتب بود، طالبان آمدند. به گفته او، خانوادهاش امیدوار بودند که مکتبها دوباره باز شوند؛ اما پس از گذشت یک سال و بازنشدن مکتبها، خانوادهاش او را به پسر ۲۶ ساله نامزد کردند. او میگوید یک سال در نامزدی ماند و سال بعد، در حالی که ۱۵ سال داشت، ازدواج کرد.
زینب میگوید: «چون سن کم داشتم، هیچ چیز نمیفهمیدم. مادر شوهر و خواهرهای شوهرم هرچی میگفتند، به گفتهشان میکردم. تا اینکه از من یک نوکر ساختند. تمام روز خودشان نشسته هستند و تمام کارها را من میکنم. دو تا طفل هم دارم و شب و روز مثل ماشین کار میکنم؛ لباس میشویم، نان آماده میکنم و از طفلها مراقبت میکنم. خیلی برایم سخت است.»
او میافزاید: «اگر به دلم میبود، ازدواج نمیکردم و خودم را در اینقدر جنجال نمیانداختم. مادر شوهرم میگوید: چی میکردی؟ درس هم که نبود. پیش خانهداریات را بگیر.»
در همین حال، خدیجه مصباح، متخصص نسایی و ولادی، میگوید بدن دختران نوجوان ممکن است از نظر جسمی و استخوانی هنوز بهگونه کامل برای بارداری و زایمان آماده نباشد و بارداری در این سن خطر برخی عوارض برای مادر و نوزاد را افزایش میدهد.
این متخصص نسایی ولادی میگوید: «نیازهای غذایی در دوران بارداری افزایش مییابد و تغذیه ناکافی میتواند خطر کمخونی را در دختران کمسن بیشتر کند. همچنان، در دخترانی که لگن آنان هنوز بهگونه کامل رشد نکرده است، خطر زایمان دشوار و برخی آسیبهای هنگام زایمان افزایش مییابد.»
مصباح میافزاید: «ازدواج و بارداری زودهنگام میتواند پیامدهای اجتماعی مانند قطع تحصیل و محدود شدن فرصت پیشرفت و استقلال اقتصادی را به همراه داشته باشد. همچنان، بارداریهای متعدد با فاصله کوتاه میتواند خطر کمخونی و عوارض برای مادر و کودک را افزایش دهد.»
چندی پیش شماری از شهروندان کشور گفته بودند که با سلطه طالبان، تداوم فقر و گرسنهگی، موارد ازدواج اجباری نیز افزایش یافته است. به گفته آنان، افزون بر مشکلات اقتصادی، در برخی مناطق برای پایان دادن به دشمنیها و منازعات خانوادهگی، دختران زیر سن بدون رضایتشان به ازدواج وادار میشوند.




