دادگاه مردمی برای زنان افغانستان روز چهارشنبه، ۱۶ میزان، به ابتکار چهار نهاد حقوق بشری و مدنی افغانستان در اسپانیا برگزار شد. در این دادگاه، ۲۲ زن علیه طالبان شهادت دادند. من نیز در جمع این زنان، آنچه در بیش از چهار سال گذشته رخ داده و شاهد آن بودهام را بیان کردم؛ بهویژه تجربه خود از زندان طالبان و خشونتی که هم از نظر روحی و هم جسمی متحمل شدهام. این شهادتها نشاندهنده عملکرد طالبان بر خلاف همه موازین حقوق بشری و انسانی و مصداق بارز جنایت علیه بشریت و آپارتاید جنسیتی است.
شهادت دادن در یک دادگاه عادلانه و مردمی همواره دغدغهای برای من بوده است و آرزو دارم روزی برسد که تکتک اعضای طالبان در پیشگاه مردم و دادگاه حاضر شوند و پاسخگوی همه اعمال و سیاستهای زنستیزانه و انسانستیزانه خود باشند. در آن دادگاه گفتم: «خوشحالم که با وجود سرکوب، تهدید، شکنجه و زندانی کردن معترضین توسط طالبان، هنوز امید برای آینده در وجود ما زنده است و توانستیم شجاعانه در برابر مردم و رسانهها نشان دهیم که آنچه اکنون در افغانستان رخ میدهد، غیرقابل تصور و برخلاف موازین انسانی، حقوق بشری و دینی است و حضور گروه طالبان در آیندههای نه چندان دور به خطر جدید به همه کشورها مبدل خواهد شد.»
در این دادگاه تاکید کردم که استقبال گسترده ملاهای دیوبند در هند از امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نمونهای بارز از حمایت از تروریسم و عادیسازی آن در سطح منطقه است. با این حال، شجاعت و ایستادهگی زنان هند نشان داد که زنان افغانستان نیز در این نبرد نابرابر، برنده خواهند بود.
این دادگاه، با وجود استقبال گسترده و بهعنوان گامی بلند برای عدالتخواهی، با انتقاداتی نیز مواجه شد. برخی پرسش پرسیدند که چرا دادگاه به زبان انگلیسی برگزار شد، چرا متهمان به نقض حقوق بشر دوره جمهوریت و جنگسالاران پیشین به دادگاه کشانده نشدند، و چرا کشوری که عضو ناتو است، میزبان این رویداد بوده است.
نخست باید گفت که قضات این محکمه، به جز یک نفر، دیگران از افغانستان نبودند و از آنجا که زبان وسیلهای برای افهام و تفهیم است، زبان مشترک بینالمللی انگلیسی انتخاب شد. با این حال، این برنامه برای مخاطبان افغانستان به زبان فارسی ترجمه شد و بهصورت گسترده به زبان پشتو و اوزبیکی نیز از سوی دادگاه مردمی نشر شد.
دوم، در مورد جنگسالاران و متهمان به نقض حقوق بشر در دوره جمهوریت باید گفت که اکنون زمان آن رسیده است تا به رنجی که زنان و دختران ما طی چهار سال گذشته تجربه کردهاند، پایان داده شود. طالبان اکنون گلوی میلیونها انسان را فشردهاند و کشور را به زندانی برای شهروندانش تبدیل کردهاند. از سوی دیگر، بحث عدالت انتقالی و پاسخگویی جنگسالاران و ناقضان حقوق بشر در دولت پیشین نیز باید بهطور جدی مطرح باشد؛ هر کسی که مرتکب جنایت شده، باید پاسخگو باشد.
سوم، میزبانی این دادگاه توسط کشور اسپانیا به این دلیل است که ما در داخل افغانستان نمیتوانیم چنین محکمهای برگزار کنیم و ناچاریم این برنامهها را در خارج از کشور برگزار کنیم. این اقدام نه تنها به مسئله مکان رسیدگی میکند، بلکه نشان میدهد که هر کشوری که میزبان چنین برنامههایی باشد، میتواند بهعنوان یک اهرم فشار بر طالبان از هر لحاظ عمل کند.
من در این دادگاه برای عدالت و برابری شهادت دادم. شهادت دادم تا دیگر هیچ زن و دختری در افغانستان سکوت نکند و صدای اعتراض و عدالت خود را بلند کند. شهادت دادم تا بخشی از سرکوبها، ستمها و زنستیزیهای یک گروه جنایتکار و تروریستی را نشان دهم و رنج و مصیبتهایی که بر زنان افغانستان تحمیل شده است، روشن شود.
برای این شهادت دادم که دیگر تاریخ، صدای زنان را با سکوت ننویسد. این صداها و دادگاهها میتوانند استبداد و عادیسازی طالبان را به چالش بکشند. این شهادتها به زنان افغانستان امکان دیده شدن، سخن گفتن و مطالبهگری و حقخواهی در برابر یکی از شدیدترین نظامهای سرکوبگر جنسیتی جهان را میدهد و تأثیر آن بر حقوق زنان فراتر از مرزهای افغانستان خواهد بود. روزی این صداها تکتک اعضای گروه طالبان را به دادگاههای بینالمللی خواهد کشاند.






