منبع: Dawn
درست یک ماه پیش از سقوط کابل به دست طالبان در آگست ۲۰۲۱، اندیشکده امنیتیای در اسلامآباد نشستی پشت درهای بسته برگزار کرد. در این نشست، کارشناسان منطقهای، افسران بازنشسته نظامی و سیاستگذاران کشور گردهم آمدند تا پیامدهای احتمالی پیشرویهای سریع طالبان در افغانستان را در بحبوحه خروج نیروهای ایالات متحده ارزیابی کنند.
در حالی که بسیاری از شرکتکنندهگان در مورد خلأ امنیتی قریبالوقوع و سرایت احتمالی آن به پاکستان ابراز نگرانی کردند، چند تن دیگر لحن کاملاً خوشبینانه داشتند. در میان آنها یک مقام ارشد بازنشسته نظامی بود که با اطمینان خاطر بیان میکرد: «روزهای خوب در حال بازگشت است. نظام متمایل به دهلی در کابل در حال از بین رفتن است. با بازگشت طالبان به قدرت، تنها کاری که اسلامآباد باید انجام دهد این است که برای بستن پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ در شرق افغانستان فشار آورد و طالبان از این امر تبعیت خواهند کرد. آنها به ما مدیون هستند.» او تنها نبود. در سراسر دستگاه سیاسی و امنیتی پاکستان، بازگشت طالبان در آگست ۲۰۲۱ در آغاز با احساس محتاطانه، اما آشکارا بهعنوان یک فرصت تلقی شد. چنین برداشت میشد که رویکارآمدن یک رژیم همسو در کابل میتواند اهداف راهبردی دیرینه اسلامآباد را برآورده سازد که عبارتند از عقب راندن نفوذ هند، کاهش حضور غرب و بازگرداندن نقش محوری پاکستان در شکلدهی به تحولات منطقه.
عمران خان، نخستوزیر وقت، آن لحظه را شکستن «زنجیرهای غلامی» خواند. شیخ رشید احمد، وزیر داخله وقت، با لحن پیروزمندانه در گذرگاه مرزی تورخم سخن گفت و ظهور «یک بلوک جدید» را پیشبینی کرد که اهمیت جهانی منطقه را ارتقا خواهد داد. حتا خواجه محمد آصف، که در آن زمان در جناح اپوزیسیون بود و اکنون وزیر دفاع است، عکسی از ملا برادر، یکی از رهبران طالبان، در کنار مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، را با این شرح منتشر کرد: «شاید شما قدرت داشته باشید، اما خداوند با ماست. الله اکبر.»
چهار سال بعد، آن خوشبینی تقریباً بهطور کامل از میان رفته است. در حالی که افغانستان بهتدریج از سرفصل خبرهای بینالمللی محو میشود، پاکستان با هزینههای فزایندهای از آنچه زمانی یک دستاورد راهبردی پنداشته میشد، روبهرو است. اسلامآباد بهجای تامین امنیت مرزهای غربی خود، اکنون با بازگشت خشونتهای ستیزهجویانه، وخامت اوضاع امنیتی و روابط تیره با رژیمی مواجه است که زمانی آن را متحد خود میپنداشت.
این مقاله با اتکا به تحقیقات میدانی اخیر در هر دو کشور، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه بازگشت طالبان بحرانهای امنیتی داخلی پاکستان را عمیقتر کرده و محدودیتهای فرضیات استراتژیک دیرینه این کشور را آشکار ساخته است.
در آن سوی مرز، خشونت دوباره اوج میگیرد
برای بزرگان سیاسی و مذهبی در باجور، وضعیت از این حساستر نمیتوانست باشد. در حالی که دولت آماده اجرای عملیات ضدتروریستی تازهای در این ولسوالی هممرز با افغانستان بود ـ عملیاتی علیه تحریک طالبان پاکستان (۱) و گروههای زیر مجموعه شاخه خراسان گروه داعش (۲)، آنان ماموریت یافتند از طریق برگزاری جرگه، راه حل مسالمتآمیز جستوجو کنند. درخواست بزرگان از فرماندهان محلی تحریک طالبان پاکستان صریح بود: یا به افغانستان عقبنشینی کنید، یا برای رویارویی با نیروهای امنیتی به مناطق دورافتاده و کوهستانی بروید. آنان استدلال کردند که چنین اقدامی میتواند مردمان ملکی را از ویرانی، آوارهگی و وحشتی که ناگزیر پس از درگیریهای مسلحانه در روستاها بهوجود میآید، مصون نگه دارد. با این حال، ستیزهجویان که تغییر در معادلات قدرت منطقهای را درک کرده بودند، این درخواست را رد کردند.
به گفته یکی از شرکتکنندهگان جرگه، رهبران تحریک طالبان پاکستان که از پیروزی طالبان در افغانستان جسارت گرفته بودند، خواستار شرایطی شدند که برای پاکستان قابل پذیرش نبود. مذاکرات ناکام ماند و ازسرگیری درگیریها تقریباً اجتنابناپذیر شد. عملیات نظامی تازه بهتاریخ ۱۱ آگست آغاز گردید.
پیروزی طالبان در کابل، گروههای ستیزهجو را در سراسر کمربند غربی پاکستان جسورتر ساخته است. در کنار تحریک طالبان پاکستان، گروههایی چون جناح حافظ گل بهادر در ایالت خیبرپختونخوا و سازمانهای قومی و جداییطلب بلوچ، از جمله اردوی آزادیبخش بلوچ (۳)، از تغییر توازن منطقهای برای تشدید ستیزهجویهای خود علیه دولت پاکستان بهرهبرداری کردهاند.
شاخه خراسان گروه داعش، که پیشتر در نتیجه عملیاتهای ایالات متحده، دولت پیشین افغانستان و گروه طالبان تضعیف شده بود، نیز پس از بهقدرترسیدن طالبان دوباره تقویت شده است. به دنبال فشار مداوم طالبان در داخل افغانستان، بخشی از جنگجویان این شاخه داعش وارد پاکستان، بهویژه منطقه باجور، شدند؛ جایی که این گروه از آن زمان تا کنون چندین حمله برجسته را انجام داده است.
انتشار شاخص جهانی تروریسم (۴) امسال توسط اندیشکده «انستیتوت اقتصاد و صلح» (۵) همزمان با تلاش جنگجویان اردوی آزادیبخش بلوچ برای ربودن قطار مسافربری «جعفر اکسپرس» در ایالت بلوچستان در ماه مارچ بود؛ حادثهای که توجه بینالمللی را به خود جلب کرد. براساس شاخص جهانی تروریسم، پاکستان اکنون پس از بورکینافاسو، نامی که برای بسیاری از پاکستانیها ناآشناست، در رتبه دومین کشور متاثر از تروریسم در جهان قرار دارد. این گزارش همچنین یک واقعیت نگرانکننده را برجسته کرد: سه گروه جنگجوی پاکستانی، یعنی تحریک طالبان پاکستان، اردوی آزادیبخش بلوچ و شاخه خراسان گروه داعش، در میان ۱۰ سازمان تروریستی مرگبار جهان قرار دارند که چالش جدی برای استراتژی ضد تروریسم پاکستان محسوب میشوند.
یافتههای شاخص جهانی تروریسم که با آمار نهادهای مجری قانون و دیگر سازمانهای تحقیقاتی امنیتی تایید شده است، نشان میدهد که پاکستان از زمان تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، شاهد افزایش شدید تروریسم بوده است. در سالهای پس از آن، این کشور با موج جدیدی از حملات، از جمله بمبگذاریهای انتحاری، ترورهای هدفمند و حملات پیچیده به تاسیسات نظامی، تجمعات سیاسی و مساجد مواجه شده است.
احیای مجدد گروههای ستیزهجو
تا سال ۲۰۲۰، تشکیلات ستیزهجویانی مانند تحریک طالبان پاکستان و گروه حافظ گل بهادر از چندین جهت تحت فشار دوامدار قرار داشتند. عملیات گسترده ضد تروریسم پاکستان، از جمله «عملیات ضرب عضب» (۶) که در سال ۲۰۱۴ راهاندازی شد، تلفات سنگینی به صفوف آنها وارد کرد. اختلافات داخلی، این گروهها را بیشتر تضعیف کرد، در حالی که حملات هواپیماهای بیسرنشین ایالات متحده بسیاری از رهبران ارشد آنها را از بین برد. تا آن دوره، بسیاری از جناحهای تحریک طالبان پاکستان یا غیرفعال شده یا در ولایات شرقی افغانستان، از جمله خوست، کنر و ننگرهار، پراکنده شده بودند. در ایالت بلوچستان نیز حملات اردوی آزادیبخش بلوچ و دیگر گروههای عمده جداییطلب، در نتیجه سرکوبهای پیهم امنیتی و اختلافات داخلی، کاهش یافته بود.
با این حال، مذاکرات صلح ایالات متحده با گروه طالبان در دوحه و خروج متعاقب نیروهای امریکایی از افغانستان، جان تازهای به گروههای سیتزهجوی پاکستانی، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، بخشید. چشمانداز پیروزی طالبان موجی از اتحاد دوباره را در میان جناحهای پیشتر متلاشیشده تحریک طالبان پاکستان برانگیخت. تا اواسط سال ۲۰۲۰، چندین جناح کلیدی جداشده، از جمله آنهایی که با القاعده همسو بودند، تحت رهبری مفتی نور ولی، رهبر تحریک طالبان پاکستان، دوباره متحد شدند. در ارتباطات داخلی، مفتی نور ولی وحدت طالبان افغانستان را ستود و از گروههای جهادی پاکستانی خواست تا از آن پیروی کنند. طبق گزارشها، او به فرماندهان خود گفته بود: «جهاد در پاکستان موفق نخواهد شد مگر اینکه همه مجاهدین، همانند برادران افغان ما، زیر یک پرچم متحد شوند.»
بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱ یک نقطه عطف برای ایدیولوگهای ستیزهجو در سراسر منطقه بود. برای تحریک طالبان پاکستان، این رویداد هم الهامبخش و هم تاییدی بر استراتژی درازمدت آنها بود.
از آن زمان، پاکستان شاهد شدتگرفتن دوباره خشونتهای ستیزهجویان بوده است. براساس گزارش «انستیتوت مطالعات صلح پاکستان» (۷)، در سال ۲۰۲۴ حملات تروریستی در این کشور ۷۰ درصد افزایش یافت و به ۵۲۱ رویداد رسید. این حملات جان ۸۵۲ نفر را گرفت که نشاندهنده افزایش ۲۳ درصدی تلفات نسبت به سال قبل است. این روند، چهارمین سال پیاپی از تشدید حملات علیه نیروهای امنیتی و افزایش تلفات ناشی از آن، از سال ۲۰۲۱ تا کنون بهشمار میرود.
«محیط مساعد» در افغانستان
اردوی پاکستان اخیراً ادعا کرد که در دو حمله جداگانه، ۴۷ ستیزهجو را هنگام تلاش برای نفوذ از افغانستان به ولسوالی ژوب ایالت بلوچستان این کشور کشته است؛ این یکی از مرگبارترین درگیریهای فرامرزی در ماههای اخیر بوده است. در حالی که اردو جزییات کمی ارایه کرد، هویت جنگجویان را وابسته به گروه «فتنه الخوارج» (۸) معرفی کرد؛ اصطلاحی که توسط رهبری نظامی پاکستان برای تحریک طالبان پاکستان و سایر گروههای ستیزهجوی اسلامگرا ابداع شده است.
یک مقام ارشد امنیتی در اسلامآباد به من میگوید: «هرچند ممکن است ایالات متحده به حضور خود در افغانستان پایان داده باشد، اما یک افغانستان بیثبات را به جا گذاشته که به پناهگاهی برای گروههای ستیزهجوی منطقهای تبدیل شده است.» او افزود: «چه از نظر اعتماد به نفس ایدیولوژیک، چه دسترسی به سلاحهای بهجامانده از امریکا، یا پناهگاههای فزیکی، این گروهها از حمایت فعال یا تسهیلات غیرمستقیم از سوی رژیم طالبان در کابل برخوردارند.»
گزارش اخیر «تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد» (۹) این نگرانیها را بازتاب داد. در این گزارش آمده است که تحریک طالبان پاکستان، که در یک «محیط مساعد» در افغانستان فعالیت میکند، اکنون حدود ۶۰۰۰ جنگجو در اختیار دارد و به سلاحهای پیشرفته دست یافته است که حمایت قابل توجه لجستیکی و تاکتیکی از سوی مقامات حاکم در افغانستان، تواناییهای عملیاتی آن را بهطور چشمگیری افزایش داده است.
محمد فیاض، استاد دانشگاه مستقر در لاهور و متخصص در مطالعات تروریسم، بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان را برای پاکستان «پرهزینه» توصیف میکند. او میگوید: «قبل از تسلط طالبان، پاکستان با هیچ تهدید وجودی از سوی افغانستان مواجه نبود. اکنون، افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان دقیقاً همین تهدید را ایجاد میکند.» او گفت که رژیم طالبان بهطور فعال از تلاشهای تحریک طالبان پاکستان برای بازپسگیری منطقه کمربند قبیلهای در پاکستان بهعنوان بخشی از یک دیدگاه بزرگتر برای یک امارت اسلامی فراملی حمایت میکند.
در حالی که اردوی پاکستان در جریان عملیات «ضرب عضب» نشان داد که میتواند آسیب شدیدی به شبکههای ستیزهجویان وارد کند، اما محیط امنیتی امروز اساساً متفاوت، پراکندهتر، پیچیدهتر و بسیار کمتر برای اقدامات قاطع مساعد است. واقعیتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی پاکستانِ پس از ۲۰۲۱، بهطور جداییناپذیری با تحولات چشمگیر در افغانستانِ پس از بازگشت طالبان به قدرت، گره خورده است.
به گفته عبدالباسط، کارشناس در «مکتب مطالعات بینالمللی اس. راجاراتنام» (۱۰) در سنگاپور، پاکستان بهدلیل خروج ایالات متحده از افغانستان، روابط شکننده با رژیم طالبان، مواضع متعارض در قبال تحریک طالبان پاکستان و شکاف روزافزون میان دولت و جامعه در مناطق هممرز با افغانستان، نتوانسته است پاسخ موثر در برابر ستیزهجویی از سوی تحریک طالبان پاکستان، جناح حافظ گل بهادر و سایر گروهها ارایه دهد.
هرجومرج سیاسی، اجماع شکننده
در هفتههای اخیر، علی امین گنداپور، وزیر اعلای ایالت خیبرپختونخوا، در میانه بحرانهای سیاسی با چالشهای تازه روبهرو شده است. او در دیدار با رهبران جرگهها از ولسوالیهای قبیلهای این ایالت، با مخالفت جدی نسبت به هرگونه عملیات نظامی جدید و بیجاشدهگی گسترده احتمالی در این مناطق مواجه شده است. بزرگان قومی در این نشست تاکید کردهاند که بهجای تکرار عملیات نظامی، باید جرگه گسترده و باصلاحیت تشکیل شود؛ جرگهای که نمایندهگان دولت فدرال و ایالتی، بزرگان محلی و ذینفعان کلیدی در آن حضور داشته باشند تا گفتوگوی مستقیم با رژیم طالبان در کابل آغاز شود. گنداپور همچنان با مقاومت از درون حزب خود نیز روبهرو است. عمران خان، رهبر حزب «تحریک انصاف پاکستان»، از زندان در مورد صدور مجوز برای اقدام نظامی در ایالت خیبرپختونخوا، بهویژه در ولسوالیهای قبیلهای ادغامشده، هشدار داده است. موضع این حزب صریح است: هیچ عملیات جدیدی در خاک خودی نباید انجام شود. این وضعیت تضاد آشکاری با سال ۲۰۱۴ دارد؛ زمانی که حمله به میدان هوایی کراچی و کشتار در مکتب دولتی اردو (۱۱) یک اجماع ملی بیسابقه را در حمایت از عملیات ضرب عضب شکل داد. احزاب سیاسی، جامعه مدنی و رسانهها متحد ایستادند و از آن پشتیبانی کردند.
اما امروز، احزاب سیاسی بزرگ، از جمله تحریک انصاف پاکستان، جمعیت علمای اسلام (۱۲) و حزب عوامی ملی (۱۳)، آشکارا با یک حمله جدید مخالفت میکنند و نسبت به بیجاشدهگی گسترده و اختلال اجتماعی هشدار میدهند. کمپاینهای مردمی صلح در ایالت خیبرپختونخوا در حال حاضر مقاومت عمومی را بسیج میکنند و تاکید دارند که بدون اجماع سیاسی، توانایی دولت برای اقدام قاطع محدود باقی خواهد ماند. فعالان محلی شکایت دارند که از سال ۲۰۰۸، ساکنان این مناطق عملیاتهای متعددی را تحت نامهای مختلف تحمل کردهاند، اما نه صلح بازگشته و نه تروریسم ریشهکن شده است.
پناهگاههای فرامرزی
یک دهه پیش، تحریک طالبان پاکستان به دلیل اختلافات داخلی، پیوستن اعضا به شاخه خراسان گروه داعش و از دست دادن رهبران ارشد در حملات هواپیماهای بیسرنشین امریکا، تضعیف شده بود. امروز، وضعیت کاملاً متفاوت است. از زمان تسلط طالبان بر کابل در آگست ۲۰۲۱، تحریک طالبان پاکستان جناحهای منشعبشده خود را تحکیم بخشیده و گروههای کوچکتر مرتبط با القاعده و ستیزهجویان دیگر فرقههای کوچک را جذب کرده است.
یک مقام ارشد پولیس مستقر در پشاور میگوید: «آنها اکنون در سراسر پاکستان پراکنده شدهاند، در حالی که پناهگاههایی در افغانستان برای خود تامین کردهاند.» او میافزاید: «رژیم طالبان نهتنها به آنها پناه میدهد، بلکه آنها را با سلاحهای مدرن و تجهیزات دید در شب که توسط نیروهای امریکایی به جا مانده، مسلح میکند.» این سطح از حمایت، یک تغییر قابل توجه نسبت به دولت پیشین افغانستان به رهبری اشرف غنی را نشان میدهد که گاهی با اسلامآباد برای دستگیری رهبران ارشد تحریک طالبان پاکستان، مانند مولوی فقیر محمد از باجور، همکاری میکرد.
به گفته مقامات، آزادی صدها جنگجوی زندانی تحریک طالبان پاکستان از زندانهای افغانستان توسط طالبان، به ستیزهجویی جان تازهای بخشیده و به این گروه اجازه داده است تا دوباره سازماندهی، تسلیح و عملیاتهای خود را با پیچیدهگی بیشتری انجام دهد. افزون بر این پیچیدهگی، ظهور اتحاد جهادی جدید بهنام «اتحاد مجاهدین پاکستان» (۱۴) است که از جناح حافظ گل بهادر، لشکر اسلام (۱۵) و انقلاب اسلامی پاکستان (۱۶) تشکیل شده است. از زمان تشکیل، این اتحاد حملات متعددی را علیه پولیس و نیروهای مسلح پاکستان، عمدتاً در جنوب ایالت خیبرپختونخوا، انجام داده است. این اتحاد همچنین قصد خود را برای گسترش عملیات به سایر ایالتها، از جمله پنجاب، اعلام کرده است.
درگیریهای جاری همچنین با استفاده فزاینده از پهپادها از سوی گروههای ستیزهجو و نیروهای امنیتی دولتی همراه بوده است؛ تاکتیکهایی که به گفته منابع محلی، موجب افزایش تلفات غیرنظامیان، بهویژه کودکان، شده است.
محدودیتهای اقتصادی، کاهش حمایت امریکا
پاکستان اکنون با چالش مبارزه با تروریسم در محیط عاری از حمایت قوی خارجی که یک دهه پیش از آن برخوردار بود، روبهرو است. در سال ۲۰۱۴، ثبات سیاسی، سلامت نسبی اقتصادی و کمکهای امریکا، از جمله تمویل مالی، به اشتراکگذاری اطلاعات استخباراتی و حملات هدفمند هواپیماهای بیسرنشین، نقش تعیینکننده در تضعیف تواناییهای تحریک طالبان پاکستان ایفا کرد. امروزه، وضعیت اقتصادی بسیار وخیم است. افزایش بدهیها و بیثباتی مالی منابع کمتری را برای جمعآوری اطلاعات استخباراتی، تدارکات فناوری پیشرفته و استقرار نیروی انسانی متخصص باقی گذاشته است؛ مواردی که همهگی برای عملیاتهای موثر مبارزه با تروریسم حیاتی هستند. به گفته عبدالباسط: «خروج امریکا از افغانستان، که قبلاً کمکهای استخباراتی و مالی برای پاکستان فراهم میکرد و همزمان تحرکات تحریک طالبان پاکستان و سایر گروهها به داخل افغانستان را محدود میساخت، دینامیکهای منطقهای را تغییر داد.»
نشانههایی از همکاری مجدد، هرچند محدود، با ایالات متحده وجود دارد. واشنگتن اخیراً نقش پاکستان در دستگیری یکی از رهبران منطقهای شاخه خراسان گروه داعش را که با حمله سال ۲۰۲۱ به میدان هوایی کابل که منجر به کشته شدن سربازان امریکایی شد، مرتبط بود، تایید کرد. دو سفر فیلد مارشال عاصم منیر، رییس ستاد کل نیروهای مسلح پاکستان، به واشنگتن در ظرف تنها یک و نیم ماه، بیانگر تلاشهای اسلامآباد برای تعامل مجدد با دستگاه امنیتی ایالات متحده است.
به تاریخ ۱۱ آگست امسال، دولت ایالات متحده امریکا اردوی آزادیبخش بلوچ و واحد بمبگذاران انتحاری آن، «کندک مجید» (۱۷)، را بهعنوان سازمانهای تروریستی خارجی شناسایی کرد. با این حال، عبدالباسط هشدار میدهد که این همکاری به هیچ وجه به سطح هماهنگیای که در دوران جنگ علیه تروریسم یا دوره قبل از سال ۲۰۲۱ شاهد بودیم، نخواهد رسید. او میافزاید: «در آن زمان، الگوی مبارزه با تروریسم، به رهبری امریکا و با کمک پاکستان بود. اکنون این یک معادله مبارزه با تروریسم به رهبری پاکستان و با توانمندسازی امریکاست که در آن واشنگتن حمایت فنی، آموزش، کمکهای استخباراتی و برخی تجهیزات تخصصی مبارزه با تروریسم را فراهم خواهد کرد. اما هیچ بودجهای در اختیار پاکستان قرار نخواهد گرفت.» او میافزاید که مبارزه با تروریسم دیگر اولویت اصلی ایالات متحده نیست، بلکه یک نگرانی تاکتیکی است و «روابط صمیمانه منیر-ترامپ» زمینه همکاری محدود، تاکتیکی و مبتنی بر معامله را در زمینه مبارزه با تروریسم فراهم خواهد کرد.
برادری و بهای آن
قاری جمالالدین، یکی از مقامهای رده میانی در رژیم طالبان، با استفاده از واژه «مهاجرین» برای اشاره به جنگجویان پاکستانی که پس از آغاز عملیات ضرب عضب توسط پاکستان در سال ۲۰۱۴ به افغانستان پناه بردند، میگوید: «برای پاکستان آسان است که خواستار اخراج «مهاجرین» از افغانستان شود. اما چنین خواستههایی نه با جهانبینی جهادی سازگار است و نه با اصول برادری اسلامی یا پشتونی.»
ما در یک شام سرد در اواخر سال ۲۰۲۳ در کابل ملاقات کردیم. من جمالالدین را اولین بار از دوران زندهگیاش در کراچی میشناختم. او که وفادار سرسخت به رژیم اول طالبان بود، خانوادهاش پس از تهاجم امریکا در سال ۲۰۰۱ به پاکستان گریختند. او در تبعید در یک مدرسه دینی تحصیل کرد و یک دکان رختفروشی را اداره میکرد، اما اعتقادش به بازگشت نهایی طالبان هرگز متزلزل نشد. او اغلب میگفت: «دیر یا زود اتفاق میافتد.»
اندکی پس از سقوط کابل در آگست ۲۰۲۱، اسلامآباد بر رهبری رژیم طالبان فشار آورد تا مانع از حملات تحریک طالبان پاکستان در داخل پاکستان شود. این تلاش ناکام ماند. در عوض، طالبان از اسلامآباد خواستند تا به اصطلاح به «نارضایتیهای» تحریک طالبان پاکستان رسیدهگی کند و پیشنهاد میانجیگری در مذاکرات صلح را دادند؛ پیشنهادی که عمق عدم تمایل آنها برای اقدام علیه متحدان سابق خود، در میدان جنگ را آشکار ساخت. مذاکرات آغاز شد اما به سرعت شکست خورد و منجر به ازسرگیری خشونتها شد.
بهصورت رسمی، اداره طالبان پناه دادن به جنگجویان خارجی را رد میکند و نگرانیهای پاکستان را بهعنوان مسایل سیاسی داخلی آن کشور تلقی میکند. با این حال، سیاست مبارزه با تروریسم آنها همچنان گزینشی است: در حالی که فعالانه شاخه خراسان گروه داعش را هدف قرار میدهند، تحریک طالبان پاکستان را تحمل میکنند. طالبان از تروریست خواندن تحریک طالبان پاکستان خودداری میکنند و در عوض آنها را خویشاوندان ایدیولوژیک و رفقای همسنگر تاریخی خود میدانند.
جمالالدین حمایت اسلامآباد از طالبان را کاملاً مبتنی بر معامله توصیف میکند. «پاکستان برای مقابله با نفوذ هند از ما حمایت کرد، اما همزمان رهبران ما را به امریکاییها تحویل داد. ما این را تحمل کردیم، زیرا هر شورشگری به پناهگاههایی در یک کشور همسایه نیاز دارد.» روزگاری در پاکستان، طالبان محیط مساعد در میان اقشار مختلف جامعه یافتند که به آنها اجازه داد تا از حدود سال ۲۰۰۳ به بعد، خود را سازماندهی کرده و حملات مرگبار را به راه اندازند. جمالالدین اذعان میکند که بدون آن حمایت، به قدرت رسیدن طالبان بسیار دشوارتر میبود. او میگوید: «این دولت پاکستان نبود، بلکه تحریک طالبان پاکستان، فعالان مذهبی پاکستانی و معلمان مدارس دینی بودند که بدون تزلزل در کنار طالبان ایستادند. آنها در حالی که توسط هواپیماهای بیسرنشین امریکا در وزیرستان شمالی شکار میشدند، برای ما جنگیدند و کشته شدند.»
بسیاری از رهبران و کارشناسان طالبان استدلال میکنند که عدم تمایل به رویارویی با تحریک طالبان پاکستان عمیقتر از مسایل سیاسی است. جبار درانی، پژوهشگر افغان مستقر در بریتانیا، میگوید: «رابطه بین طالبان و تحریک طالبان پاکستان براساس پیوندهای مشترک ایدیولوژیک، تاریخی و فرهنگی بنا شده است. این ارتباط فراتر از رهبری ارشد این گروه، شامل اعضای رده پایین آنها نیز میشود که اغلب روابط نزدیک شخصی و عملیاتی را حفظ میکنند.»
خلیلالرحمان حقانی، وزیر پیشین مهاجرین رژیم طالبان که بعداً در حملهای از سوی شاخه خراسان گروه داعش در ماه دسامبر ۲۰۲۴ ترور شد، در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۲۰۲۳ تعریف کرد که چگونه بیتالله محسود، بنیانگذار تحریک طالبان پاکستان، زمانی دهها تن از نیروهای امنیتی پاکستان را برای آزادی زندانیان طالبان، از جمله خود حقانی، اسیر کرده بود. برای بسیاری از رهبران رژیم طالبان، چنین رویدادهایی خاطره ماندگاری از فداکاری مشترک است. این گذشته این تصور را در میان صفوف طالبان در افغانستان تقویت میکند که قطع روابط با تحریک طالبان پاکستان هم ناسپاسانه و هم خطرناک خواهد بود. درانی هشدار میدهد: «هرگونه اقدام سرسختانه رژیم طالبان علیه تحریک طالبان پاکستان میتواند باعث مخالفت داخلی شده و جنگجویان آنها را به آغوش شاخه خراسان گروه داعش، که از قبل درگیر یک جنگ تلخ با طالبان افغانستان است، سوق دهد.»
واکنش پاکستان
پاکستان که از افزایش حملات تروریستی سرخورده شده، ترکیبی از تاکتیکهای قدرت سخت و نرم را برای فشار آوردن بر رژیم طالبان در کابل جهت اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان به کار گرفته است. از سال ۲۰۲۲، اردوی پاکستان دستکم سه حمله هوایی در شرق افغانستان انجام داده است که مهمترین آن در ماه دسامبر ۲۰۲۴ رخ داد؛ زمانی که جتهای این کشور مناطق مشکوک به مخفیگاههای ستیزهجویان پاکستانی را در ولایت پکتیکای افغانستان هدف قرار دادند.
به موازات آن، اسلامآباد تلاش کرده است تا فشار اقتصادی و مهاجرتی و جمعیتی وارد کند. از ماه سپتامبر ۲۰۲۳، این کشور بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی فاقد اسناد را اخراج کرده، رویکرد سختگیرانه بر ویزه را در گذرگاه مرزی چمن که قبلاً باز بود، اعمال کرده و تجارت ترانزیتی افغانستان را محدودتر ساخته است. این اقدامات که با محکومیت از سوی نهادهای سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری مواجه شد، تجارت دوجانبه را مختل کرده و دسترسی افغانستان به واردات ضروری را محدود کرده است.
در حالی که وزارت داخله پاکستان از این اخراجها بهعنوان «حق حاکمیتی پاکستان برای تنظیم اتباع خارجی غیرقانونی» دفاع کرد، زمانبندی آن نشاندهنده یک اقدام حسابشده برای افزایش فشار بر کابل بود.
آیا خطمشی پاکستان در قبال افغانستان شکست خورده است؟
یک مقام ارشد نظامی پاکستان در پاسخ به این سوال که آیا سیاست این کشور در قبال افغانستان، آنگونه که بسیاری از منتقدان ادعا میکنند، شکست خورده است، میگوید: «چه در تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ و چه در مداخله نظامی به رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۱، پاکستان نمیتوانست بیطرف بماند.» او میافزاید: «موقعیت جغرافیایی ما هرگز به ما امتیاز کنارهگیری را نداده است. نزدیکی به مناطق درگیری با حضور قدرتهای جهانی، از نظر تاریخی ما را ملزم به جانبداری کرده است، که همیشه برای حفاظت از منافع ملیمان بوده است.»
سیاست دیرینه پاکستان در قبال افغانستان موضوع بحثهای شدیدی بوده و اغلب از سوی منتقدان بهعنوان مجموعهای از اشتباهات محاسباتی نگریسته میشود. با این حال، مقامات در اسلامآباد از رویکرد خود بهعنوان یک پاسخ ضروری به یک چشمانداز پیچیده ژئوپلیتیک، که ناشی از موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد این کشور است، دفاع میکنند. امتناع طالبان از اقدام علیه ستیزهجویان ضد پاکستانی، اکنون محدودیتهای اتکای دیرینه اسلامآباد به بازیگران غیردولتی را آشکار میسازد. از مسلح کردن مجاهدین افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ گرفته تا حمایت از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۱۹۹۶ و حتا پس از سرنگونی آنها در سال ۲۰۰۱، پاکستان اغلب به افغانستان کمتر بهعنوان یک همسایه دارای حاکمیت و بیشتر بهعنوان «عمق استراتژیک» نگریسته است. منتقدان باورمندند این سیاست پیامدهای ناگوار شدیدی به همراه داشته و به ستیزهجویی دامن زده، روابط مرزی را تیره کرده و انزوای دیپلماتیک پاکستان را عمیقتر ساخته است.
اکنون، پس از چهار سال حاکمیت طالبان، پاکستان در تلاش برای یک اقدام موازنهجویانه ظریف است. در حالی که این کشور در سال ۱۹۹۶ رژیم طالبان را به سرعت بهرسمیت شناخت، واکنش آن به بازگشت طالبان در آگست ۲۰۲۱ بسیار محتاطانهتر بوده است. اسلامآباد حکومت جدید را رسماً بهرسمیت نشناخته، اما آن را بهعنوان «حاکمان بالفعل» بهرسمیت شناخته و اجازه داده است تا فعالیتهای دیپلماتیک در سطح سفارت ادامه یابد. این رویکرد سنجیده، بیانگر درسهایی است که از محکومیت بینالمللی پس از بهرسمیت شناختن زودهنگام این گروه در دهه ۱۹۹۰، آموخته است. اسلامآباد اکنون از یک توافق سیاسی «همهشمول» در افغانستان حمایت میکند؛ موضعی که با دیگر قدرتهای منطقهای مانند چین، روسیه و ایران مشترک است. این موضع که بر ادغام جناحهای مختلف قومی و سیاسی تاکید دارد، نشاندهنده یک تغییر استراتژیک از اتکای بیش از حد به یک گروه واحد مانند طالبان، و بیانگر تلاش پاکستان برای همسو کردن سیاست خود با اجماع بینالمللی است. آینده سیاست پاکستان در قبال افغانستان به این بستهگی دارد که آیا این رویکرد جدید میتواند تحولات پیچیده امنیت داخلی، رقابتهای منطقهای و تلاش برای کسب مشروعیت بینالمللی را مدیریت کند یا خیر.
نشانههایی از قاطعیت
احیای مجدد گروههای ستیزهجو مانند تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ، به مبرمترین چالش امنیتی پاکستان در سالهای اخیر تبدیل شده است. این تهدید دیگر به مناطق پیرامونی کشور محدود نمیشود، بلکه بهتدریج در حال نفوذ به داخل کشور است. در ولسوالی بهکر ایالت پنجاب پاکستان، مقامات به کارمندان دولتی هشدار دادهاند که به دلیل تهدیدهای جدی اختطاف، از رفتن به مناطق همجوار ایالت خیبرپختونخوا خودداری کنند. در بلوچستان، تعلیق خدمات انترنت تا ۳۱ آگست، بیانگر شدت تهدید جداییطلبان و اختلال زندهگی روزمرهای است که بر زندهگی ساکنان این ایالت تحمیل میشود.
چهار سال حاکمیت طالبان بر افغانستان نهتنها به ثبات منطقهای منجر نشده، بلکه شبکه پیچیدهای از چالشهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی را برای پاکستان ایجاد کرده است. یک مقایسه تلخ و نگرانکننده مطرح میشود: طالبان با وجود منابع محدود توانستهاند کنترل داخلی را حفظ کرده و شاخه خراسان گروه داعش را تضعیف کنند، اما پاکستان با وجود زیرساختهای امنیتی گسترده و پیشرفته همچنان با چالش احیا و رشد دوباره ستیزهجویی روبهرو است. این نابرابری، یک ارزیابی مجدد صادقانه و انتقادی از دکترین امنیتی پاکستان را ایجاب میکند. سوال اساسی این است که آیا ابزارها و استراتژیهایی که دههها به پاکستان خدمت کردهاند، هنوز در برابر یک تهدید اساساً تغییریافته، پراکندهتر و پیچیدهتر، موثر هستند یا خیر؟
با تشدید خشونتها در ایالت خیبرپختونخوا، ممکن است اسلامآباد بهزودی مجبور شود سرکوبهای محدود و مبتنی بر اطلاعات استخباراتی را کنار گذاشته و به حملات نظامی گسترده و دوامدار روی آورد. برای بسیاری، مذاکرات صلح جاری میان جرگههای محلی و تحریک طالبان پاکستان هدف دوگانه دارد: اول اینکه، تمام راههای مسالمتآمیز پیموده شده است، و دوم، جلب حمایت عمومی برای اقدامات قویتر.
با این حال، موفقیت تنها با قوه قهریه سنجیده نخواهد شد. بازسازی اعتماد عمومی، به نمایش گذاشتن دستاوردهای قاطع و پرهیز از چرخههای گذشته، حیاتی خواهند بود. مسیری که پاکستان در ماههای آینده انتخاب میکند، نهتنها سرنوشت این موج ستیزهجویی را تعیین خواهد کرد، بلکه مسیر امنیتی این کشور را برای سالهای آینده شکل خواهد داد.
فهرست اسامی، نهادها و اصطلاحات:
(۱) – Tehreek-i-Taliban Pakistan – TTP
(۲) – Islamic State of Khorasan Province (ISKP)
(۳) – Baloch Liberation Army (BLA)
(۴) – Global Terrorism Index (GTI)
(۵) – Institute for Economics and Peace
(۶) – Operation Zarb-i-Azb
(۷) – Pakistan Institute of Peace Studies (PIPS)
(۸) – Fitna al-Khwarij
(۹) – UN Security Council’s Analytical Support and Sanctions Monitoring Team
(۱۰) – S. Rajaratnam School of International Studies
(۱۱) – Army Public School (APS)
(۱۲) – Jamiat Ulema-i-Islam (JUI-F)
(۱۳) – Awami National Party (ANP)
(۱۴) – Ittehadul Mujahideen Pakistan (IMP)
(۱۵) – Lashkar-i-Islam
(۱۶) – Inqilab-i-Islami Pakistan
(۱۷) – Majeed Brigade






