شماری از باشندهگان شهر کابل از برخورد نادرست و غیرحرفهای پزشکان و کارمندان صحی در برخی شفاخانههای دولتی شکایت دارند. آنان میگویند که بهدلیل مشکلات اقتصادی، توان پرداخت هزینههای درمان در شفاخانههای خصوصی را ندارند و از همینرو به شفاخانههای دولتی مراجعه میکنند؛ اما در این مراکز با برخورد نامناسب و کمتوجهی پزشکان و کارمندان صحی روبهرو میشوند.
این باشندهگان میافزایند که در برخی موارد، پزشکان و کارمندان صحی تا زمانی که از بیماران یا بیمارداران پول «شیرینی» دریافت نکنند، به آنان رسیدهگی لازم نمیکنند. به گفته آنان، این وضعیت در برخی موارد روند درمان بیماران را با مشکل روبهرو کرده و نگرانیهایی درباره سلامت آنان به وجود آورده است. آنان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که شماری از پزشکان به بیمارانی که واسطه دارند، توجه بیشتری نشان میدهند؛ اما بیماران بدون واسطه با تاخیر و کمتوجهی در دریافت خدمات صحی روبهرو میشوند.
این باشندهگان همچنین از کمبود پرستاران در شفاخانههای دولتی شکایت دارند و میگویند که در نبود پرستار کافی، بیمارداران مجبور میشوند خود از بیمارانشان مراقبت کنند؛ در حالی که بسیاری از آنان مهارت لازم برای رسیدهگی به بیماران، بهویژه در وضعیتهای اضطراری، را ندارند.
شهرام، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که بسیاری از خانوادههای کمدرآمد بهدلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای شفاخانههای خصوصی، برای درمان بیمارانشان به شفاخانههای دولتی مراجعه میکنند؛ اما در این مراکز با برخورد نامناسب برخی پزشکان و کارمندان صحی روبهرو میشوند. او میافزاید که شماری از کارکنان صحی به درخواستها و نیازهای بیماران و بیمارداران توجه لازم نمیکنند و با آنان برخورد تند و نامناسب دارند. به گفته شهرام، بیتوجهی برخی کارکنان صحی در مواردی باعث وخیمشدن وضعیت بیماران شده و حتا آنان را در آستانه مرگ قرار داده است.
این باشنده کابل از تجربهاش در یک شفاخانه دولتی میگوید: «پدرم در شفاخانه جمهوریت عملیات پروستات شد. شب که حالتش خیلی وخیم شد، چندین بار رفتیم که داکتر بیاید، اما نمیآمد. چهار منزل بالا و پایین میشدیم، ولی داکتر به سر مریض نمیآمد. نرس هم کم بود و اگر کسی بود، تجربه کافی نداشت. من خیلی ترسیده بودم و آخر سر سر داکتر صدا کردم که مریضم تلف میشود. نزدیک بود پدرم بمیرد؛ بیمارانی که واسطه نداشتند، وضعیتشان از ما هم بدتر بود.»
کریم، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که در برخی شفاخانههای دولتی، شماری از پزشکان افزون بر برخورد نامناسب با بیماران و بیمارداران، بهجای توجه کافی به وضعیت بیماران، بیشتر بر هزینههای درمان تمرکز دارند. او میافزاید که بیماران دارای واسطه در مقایسه با دیگر بیماران، خدمات بهتری دریافت میکنند و روند رسیدهگی به آنان نیز آسانتر است. به گفته کریم، در کنار کمبود بستر و ازدحام بیماران، بیمارداران برای دیدن پزشک و دسترسی به بیمارشان نیز گاهی مجبور به پرداخت پول به کارمندان خدماتی میشوند. کریم تأکید میکند که در برخی موارد، اگر بیمارداران به کارمندان خدماتی پول پرداخت نکنند، اجازه دیدن پزشک یا بیمار خود را ندارند.
این باشنده کابل میگوید: «دو ماه پیش دختر کاکایم را برای عملیات به شفاخانه صحت طفل بردیم. یک مریض باید در یک اتاق بستر باشد، اما در آنجا سه تا چهار مریض را در یک اتاق بستری میکنند. وقتی مریض از عملیات بیرون میشود، مشکل اصلی تازه شروع میشود؛ باید برای دوا و وسایل پول بدهی. نرسها، کارمندان صحی و حتی صفاکاران همه دنبال شیرینیاند و هر کدام به نوعی از بیماردار پول میخواهند.»
سکینه، یکی دیگر از باشندهگان کابل که تجربه مشابهی از دریافت خدمات صحی دارد، از وزارت صحت عامه تحت کنترل طالبان میخواهد که بر نحوه برخورد کارمندان شفاخانهها با بیماران و بیمارداران نظارت بیشتری داشته باشد. او میافزاید که بیمارانی که از ولایتها برای درمان به کابل میآیند، در برخی شفاخانهها با برخوردهای نامناسب و دور از انتظار روبهرو میشوند. به گفته سکینه، این برخوردها تنها به یک بخش محدود نیست و در میان کارمندان عادی، پرستاران و کارکنان شیفتهای شب و روز نیز دیده میشود.
این زن میگوید: «اگر هم به بیماران توجهی صورت بگیرد، برخورد شماری از کارکنان شفاخانهها با بیماران و بیمارداران بسیار خشن، زشت و دور از اخلاق انسانی است. متأسفانه این نوع رفتار در برخی موارد در تمام سطوح دیده میشود؛ از کارمندان عادی گرفته تا نرسها و کارکنان شیفتهای شب و روز. بسیاری از کسانی که از ولایتها برای تداوی به کابل میآیند، با برخوردهایی مواجه میشوند که به هیچ وجه در حد انتظار آنان نیست.»
از دید این زن بیماران حق دارند بدون تبعیض و با حفظ کرامت انسانی خدمات صحی دریافت کنند و کمبود امکانات و فشار کاری نباید بهانهای برای برخورد نامناسب با آنان باشد. او میگوید: «هر مریض حق دارد با احترام، عدالت و مسوولیتپذیری مورد رسیدگی قرار گیرد. رعایت اخلاق طبی، پاسخگویی مناسب و حفظ حرمت مریضان از مسوولیتهای کارکنان صحی است و باید در هر شرایطی رعایت شود.»
این در حالی است که با افزایش بازگشت مهاجران افغان به کشور و هزینههای بلند درمان در شفاخانههای خصوصی، شمار مراجعهکنندهگان به شفاخانههای دولتی افزایش یافته است.
شفاخانههای دولتی در کابل از مراکز اصلی ارائه خدمات صحی به خانوادههای کمدرآمد و بیمارانی از ولایتهای مختلف کشور به شمار میروند. ازدحام بیماران، کمبود نیروی صحی و محدودیت تجهیزات و امکانات، از جمله چالشهایی است که روند ارایه خدمات صحی در این مراکز را با مشکل روبهرو کرده است. در کنار این مشکلات، شماری از مراجعهکنندهگان از نحوه برخورد کارکنان صحی و نبود رسیدهگی موثر به شکایتهایشان نیز انتقاد دارند.
برخی سازمانهای بینالمللی نیز در گزارشهایشان با اشاره به وضعیت نظام صحی افغانستان گفتهاند که شماری از شفاخانههای این کشور با کمبود پزشکان متخصص، تجهیزات پزشکی و منابع مالی روبهرویند.
از سوی دیگر، سازمان جهانی بهداشت (WHO) اعلام کرده است که از آغاز سال ۲۰۲۶ تا کنون، حدود ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان بهدلیل کمبود بودجه بسته یا فعالیتشان متوقف شده است. این سازمان در شبکه اجتماعی ایکس گفته است که در پی بستهشدن این مراکز، دسترسی میلیونها نفر در افغانستان به خدمات صحی کاهش یافته است.






