پاکستان، کشوری با پیشینه آمیخته از چالشهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، بار دیگر در مرکز یک بحران عمیق قرار گرفته است. اعتراضات گسترده مردمی در حمایت از عمران خان، نخستوزیر پیشین، و علیه حکومت نظامی، صحنههای ناآرامی سیاسی در این کشور را برجسته کرده است. این اعتراضات نهتنها ساختار داخلی پاکستان را تحت تاثیر قرار داده، بلکه به یک مساله جهانی تبدیل شده که توجه قدرتهای بینالمللی، بهویژه ایالات متحده، را به خود جلب کرده است.
در این مطلب کوشش میشود تا به بررسی ریشههای بحران کنونی، نقش ارتش و سیاستمداران، و همچنین عملکرد بازیگران بینالمللی مانند دولت بایدن پرداخته شود. همچنین تلاش میشود به این پرسش پاسخ داده شود که آینده دموکراسی در پاکستان چه خواهد بود و آیا این اعتراضات میتواند نظام موجود را تغییر دهد یا خیر.
دو عامل اصلی اعتراضات
۱. سرکوب نظامی: پاکستان از بدو تاسیس تا کنون بارها شاهد دخالت مستقیم ارتش در سیاست بوده است. نظامیان پاکستانی با استناد به تهدیدهای امنیتی، همیشه قدرت را به دست گرفته و نقش گستردهای در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و بینالمللی پاکستان داشتهاند. در سال ۲۰۲۲، عمران خان پس از رای عدم اعتماد در پارلمان، که بسیاری آن را محصول فشار ارتش و بهخصوص مداخلات خارجی پس از سفر وی به روسیه که تازه جنگ اوکراین را آغاز کرده بود، میدانند، از قدرت برکنار شد. از آن زمان به بعد، سرکوب مخالفان سیاسی نیز در پاکستان شدت یافته است.
۲. محبوبیت عمران خان: عمران خان، رهبر حزب تحریک انصاف، از طریق پیامهای ملیگرایانه، مبارزه با فساد و انتقاد از مداخلات خارجی، به چهره محبوب در میان طبقات متوسط و پایین جامعه تبدیل شده است. سیاستهای او، بهویژه مخالفت با حملات پهپادی امریکا البته تنها در خاک پاکستان و نزدیکی این کشور به قدرتهای اقتصادی و نظامی منطقه مانند چین و روسیه، او را به نماد مقاومت در برابر هژمونی غرب و بهخصوص امریکا بدل کرده است.
ارتش و کنترل قدرت
ارتش پاکستان که همان حکومتی در حکومت است، نهتنها در حوزه دفاعی، بلکه در سیاست، اقتصاد و حتا رسانههای این کشور نقش کلیدی و دست بالا دارد. جنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش، به چهره جنجالی تبدیل شده است. تمدید دوره فرماندهی او تا سال ۲۰۲۷، که توسط پارلمان نظامی تصویب شد، نشانهای از قدرت بیچونوچرای ارتش در همه عرصههای دولتی و کشورداری است.
از سوی دیگر، تلاش ارتش برای مهار و کنترل نفوذ عمران خان، از طریق اتهامات فساد و حبس او، بازتابدهنده هراس این نهاد از محبوبیت روزافزون وی در میان مردم است. اما آیا این تلاشها موثر بوده است؟ به نظر میرسد که بازداشتها و ممنوعیتهای سیاسی تنها به تقویت حمایت مردمی از عمران خان منجر شده و اعتراضات را شعلهورتر و تندوتیزتر کرده است.
نقش ایالات متحده و تناقضات دیپلماتیک
ایالات متحده همواره نقش دوگانه در سیاست کشورهایی چون پاکستان ایفا کرده است. در چنین حالتها، امریکا همیشه راست اشاره داده اما چپ دور زده است، یعنی از یکسو داد حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در سطح بینالمللی سر میدهد، اما از سوی دیگر، روابط استراتژیک خود با ارتش پاکستان را به دلایل امنیتی و ژئوپلیتیکی حفظ کرده است.
اما به دلیل نفوذ فزاینده گروههای فعال پاکستانی – امریکایی، قانونگذاران امریکا سیاست دولت بایدن در حمایت از سقوط پاکستان به سوی استبداد را به چالش کشیدهاند.
ماه گذشته، یک گروه دوحزبی متشکل از ۴۶ قانونگذار امریکایی نامهای به رییس جمهور بایدن نوشتند و از او خواستند سیاست ایالات متحده در قبال پاکستان را تغییر دهد. این نامه به رهبری سوزان وایلد، نماینده دموکرات پنسیلوانیا، و جان جیمز، نماینده جمهوریخواه میشیگان، نوشته شده بود و اولین انتقاد دوحزبی از سیاست ایالات متحده در قبال پاکستان از زمان انتخابات بحثبرانگیز در فبروری ۲۰۲۴ به شمار میرود. این نامه چند هفته پس از آن منتشر شد که گروهی متشکل از ۶۰ عضو دموکرات مجلس نمایندهگان نامه مشابه و تند نوشتند. این نامه به امضای چندین عضو ارشد کنگره، از جمله جو ویلسون، رییس کمیته فرعی خاور میانه، شمال افریقا و آسیای مرکزی، و آدام شیف، نماینده دموکرات، رسیده بود (شیف بعداً به سنا انتخاب شد). این نامه، همراه با نامه قبلی به رهبری گرگ کازار، نماینده دموکرات تگزاس، شرایط پاکستان را محکوم کرد و نگرانیهایی را درباره وضعیت خان ابراز داشت، در حالی که احتمال اعمال تحریم بر مقامات ارشد دخیل در نقض حقوق بشر و سرکوب دموکراسی را مطرح کرد. رییس قدرتمند ارتش پاکستان، عاصم منیر، رقیب اصلی عمران خان، نیز شامل این مقامات است. یک روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، پارلمان پاکستان لایحهای تصویب کرد که به منیر اجازه میدهد دوره ریاست خود را تا سال ۲۰۲۷ تمدید کند، اقدامی که توسط سیاستمداران مخالف محکوم شد. اما در بحران فعلی، دولت رو به اختتام بایدن به جای فشار بر ارتش پاکستان برای احترام به اصل دموکراسی، برعکس به طرف چپ دور زده و از این نهاد نظامی حمایت کرده است. به گمان اغلب، فروش تسلیحات از سوی پاکستان به اوکراین، یکی از دلایل این روابط نزدیک است. این سیاست تناقضآمیز، موجب انتقاد گسترده در امریکا شده و بعضی از نمایندهگان کنگره، سیاست دولت بایدن را به چالش کشیده و خواستار تحریم مقامات ارشد نظامی پاکستان شدهاند.
اعتراضات مردمی و تاکتیکهای سرکوب ارتش
اعتراضات کنونی، که توسط حامیان حزب تحریک انصاف سازماندهی شده، فراتر از یک جنبش سیاسی معمولی است. این اعتراضات بهطور همزمان علیه فساد، سرکوب نظامی و مداخلات خارجی برخاسته است. تا روز دوشنبه، چندین کاروان از هواداران حزب تحریک انصاف پاکستان با وصف ممانعت شدید پولیس وارد اسلامآباد شدند. به دلیل انسداد گسترده جادهها و بزرگراهها، دیگر کاروانهای هواداران حزب تحریک انصاف پاکستان از خیبرپختونخوا همچنان در راه بودند، از جمله کاروانی که به رهبری همسر عمران خان، بُشری بیبی، حرکت میکرد.
همسر گوشهگیر عمران خان، که در ۹ ماه گذشته در زندان بود و بهتازهگی آزاد شده است، به چهره برجسته در اعتراضات تبدیل شده و با انتشار ویدیوهایی هواداران حزب را تشویق کرده تا در آخرین رویارویی با دولت نظامی شرکت کنند. اما دولت و ارتش برای سرکوب معترضان از تاکتیکهای خشونتآمیز، از جمله شلیک به تظاهرکنندهگان، دستگیری گسترده و قطع انترنت استفاده کردهاند. این اقدامات نهتنها موجب تشدید خشم عمومی شده، بلکه تلاشها برای مهار بحران را نیز تضعیف کرده است. از سوی دیگر، تجمعات جهانی دیاسپورای پاکستانی، بهویژه در امریکا و اروپا، به اعتراضات جنبه بینالمللی بخشیده است. این فشار خارجی میتواند در تغییر رویکردهای دولتهای غربی نسبت به پاکستان موثر باشد.
آینده پاکستان و دموکراسی
پاکستان در لحظه بحرانی قرار دارد. سرنوشت دموکراسی در این کشور به سه عامل اصلی وابسته است: وحدت اپوزیسیون، نقش ارتش و فشار بینالمللی. آیا عمران خان میتواند حمایت گسترده مردم را به یک جنبش منسجم تبدیل کند؟ یا شکافهای درونی اپوزیسیون، فرصت را از دست خواهد داد؟ آیا ارتش حاضر به کاهش نفوذ خود در سیاست خواهد بود، یا همچنان از تاکتیکهای سرکوبگرانه برای حفظ قدرت استفاده خواهد کرد؟ آیا جامعه جهانی، بهویژه ایالات متحده، نقشی در تسهیل دموکراسی در پاکستان خواهد داشت؟
راهی به سوی آینده بهتر
بحران سیاسی کنونی پاکستان آزمونی است برای تمام نهادهای این کشور، از ارتش گرفته تا احزاب سیاسی و جامعه مدنی. اما این بحران همچنین فرصتی است تا پایههای جدیدی برای دموکراسی و حاکمیت قانون بنا نهاده شود. در حالی که اعتراضات مردمی همچنان ادامه دارد، مسوولیت جامعه بینالمللی، بهویژه ایالات متحده، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. دولت امریکا باید از سیاستهای کوتاهمدت که تنها به تقویت یک رژیم استبدادی منجر میشود، دست بردارد و حمایت خود را مشروط به رعایت حقوق بشر و آزادیهای سیاسی کند.
برای مردم پاکستان، این جنبش فراتر از حمایت از عمران خان است. این یک مبارزه برای حاکمیت مردم و آینده بهتر است. اگرچه مسیر دموکراسی در پاکستان دشوار به نظر میرسد، اما تاریخ نشان داده است که اراده مردمی، حتا در برابر قدرتمندترین نهادهای نظامی، میتواند پیروز شود. تنها زمان نشان خواهد داد که آیا این اعتراضات سرآغاز تغییر خواهد بود یا ادامهای بر چرخه بیپایان بحرانهای سیاسی و کژدار و مریز این کشور.






