• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۶ میزان ۱۴۰۵ - ۲۸ سپتمبر ۲۰۲۶
روزنامه ۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
روزنامه ۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

اولین و آخرین دیدار با استاد واصف باختری

مجیب مهرداد مجیب مهرداد
۲۴ حوت/اسفند ۱۴۰۳ - ۱۴ مارچ ۲۰۲۵ [t_time:1741973405]
Social Media

Social Media

اولین آشنایی من با استاد واصف باختری با دیدن عکس سیاه‌وسفیدی از وی شروع شد. از نوجوانی در خانه ما همیشه کتاب سیاه‌رنگی بود که در پوش آن، عکس سیاه‌وسفید محمدطاهر بدخشی، رهبر سازمان انقلابی زحمت‌کشان افغانستان، چاپ شده بود. این کتاب در بردارنده مجموعه مقالات و عکس‌های محفلی به‌مناسبت دهمین سالگرد شهادت بدخشی و اعضای سازمان او بود که در زمان حکومت داکتر نجیب‌الله، رییس جمهور فقید افغانستان، برگزار شده بود. در قسمت پایان آن کتاب مجموعه عکس‌های اشتراک‌کننده‌گان محفل درج شده بود که اعضای ارشد خانواده‌ام از کسی به‌نام واصف باختری که عکسش در آن جمع بود، با حرمت عجیبی یاد می‌کردند.

هرچند واصف باختری با سازمان بدخشی ارتباط تشکیلاتی نداشت؛ اما اعضای این سازمان او را برای مبارزه، اندیشه سیاسی و جایگاه فرهنگی‌اش می‌ستودند. من اولین بار از طریق آن کتاب با شماری از چهره‌های فرهنگی افغانستان مانند محب بارش، صبور سیاه‌سنگ و عبدالطیف پدرام آشنا شدم. در زمان حاکمیت اول طالبان، سرگرمی دیگری به جز کتاب وجود نداشت. من نیک‌بخت بودم که کتاب‌خانه بزرگی در محل زنده‌گی‌ام وجود داشت و در آن کتاب‌های فراوانی از ادبیات روسی گرفته تا درس‌نامه‌هایی در فلسفه مارکسیسم و کتاب‌های تاریخ افغانستان، دین شناسی و… یافت می‌شد. با کتاب یادنامه طاهر بدخشی نیز در همین دوران سنی که دقیقاً دوره نوجوانی‌ام بود، در همین کتاب‌خانه آشنا شدم. اعضای خانواده‌ام که در من ذوق و ذکاوتی دیده بودند، ضمن معرفی کتاب‌های تاریخ و ادبیات و فلسفه، این کتاب را نیز معرفی کردند. البته باید بگویم که به‌گونه طبیعی درباره بدخشی و سازمان او چیزهای زیادی پیشاپیش یاد گرفته بودم. در میان مقالات این کتاب، مقاله‌ای بود که در میان رهروان طاهر بدخشی جایگاه متون مقدس را داشت. اعضای این سازمان در کنار آن‌که بخش‌هایی از این متن (آخرین وخشور) را از حفظ داشتند، از دشوارخوانی و دشوارفهمی آن نیز شکایت می‌کردند.

من نیز در اولین مواجهه‌ام ضمن آن‌که به‌شدت تحت تاثیر موسیقی و صلابت کلام استاد قرار گرفتم، خواندن متن برایم دشوار می‌نمود و از معنایش چیز زیادی دستگیرم نمی‌شد؛ چرا که متن با زبان فاخر فارسی نوشته شده بود و سرشار از تصاویر و استعاره‌های پیچیده شاعرانه بود: «…گیسوان سپید تاریخ، بانک زنگ‌های اشتران کاروان حلّه و ریگستان‌های تشنه‌ راه ابریشم را به گواهی فرامی‌خواند. از آن روزگارانی که چراغ زنده‌گی سخن‌سالار زبان ما، فردوسی، به خاموشی گرایید و از آن هنگام که حجت آرمان‌گرایی جزیره‌ خراسان از بی‌راهه‌های ساحل طلایی آمو، رهسپار یمگان شد، تا سالی چند پیش از این، هیچ گوش را یارای آن نبود که آوای رویش گیاهان پرتحرک فاتح آغشته با عطر نور و درخشش الماس را در باغستان پاییززده‌ فرهنگ ما بشنود.»

این متن را استاد باختری نوشته بود؛ اما اثر سنگین موسیقی و فخامت نثر در ذهنم برای زمان طولانی باقی مانده بود؛ تا این‌که بعدها در زمان دانشجویی‌ام در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل که با شعر و نثر رابطه بهتری برقرار کردم، دوباره به این متن سر زدم و از نو خواندم و دریافتم که شاید یکی از زیباترین متن‌های سیاسی است که در افغانستان نوشته شده باشد. در کنار آن، این متن ارادت استاد ادبیات معاصر فارسی افغانستان را به طاهر بدخشی نشان می‌داد. بدخشی رهبر کاریزماتیک جریان عدالت‌خواهی در افغانستان بود؛ کسی‌که در عین مارکسیست‌بودن به مسکو و بیجینگ اقتدا نکرد و فرهنگ ملی‌اش را خوار نشمرد و مساله افغانستان را «ملی» ‌دانست و همین امر علت اصلی قتل عام اعضای رهبری سازمان او به‌شمول خودش و پسرش از جانب حزب دموکراتیک خلق که خود از بنیا‌ن‌گذارانش بود، شد.

محبوب الله کوشانی فقید نیز که پس از طاهر بدخشی رهبر سازمان انقلابی زحمت‌کشان شده بود، ارادت فراوانی به استاد باختری داشت. تا آوانی‌که هردو زنده بودند، با هم دوست بودند. کوشانی همیشه درباره باختری و خاطرات مشترکش با او در زندان مخوف پلچرخی به ما قصه‌ها می‌گفت. یک عضو دیگر سازمان که هم‌بند استاد باختری بوده است، برایم گفت: «از جانب کوشانی دستور داشتیم که مراقب استاد باشیم. وظیفه من این بود که نان قروانه استاد را بیاورم، سیگارهایش را جیره‌بندی کنم، ظرف‌هایش را بشویم و گاهی اگر به دلایل امنیتی و قیودات در پایوازی اخلالی پیش می‌آمد، لباس‌هایش را نیز می شستم.» قصه جالب دیگری که ایشان گفت، این بود که در ۱۶ جدی ۱۳۵۸ که فرمان عفو عمومی  از جانب حکومت جدید اعلان شده بود، استاد باختری زیر دست‌و‌پای زندانیانی شده بود که سراسیمه و بی‌باور از فرمان عفو به‌سمت دروازه‌های زندان می‌دویدند. او گفت: «استاد را در دهلیز زندان بی‌هوش یافتم و برشانه‌هایم انداختم و از زندان بیرونش کردم و به اقاربش تحویل دادم.» او افزود که سید عبدالله، رییس زندان پل‌چرخی، که در قساوت و بی‌رحمی به هیتلر شهرت داشت، استاد باختری را بد می‌دید و به بهانه‌های گوناگون شکنجه‌اش می‌کرد.

خلاصه این‌که استاد باختری برای من چهره‌ای بود که از آوان نوجوانی نامش را شنیده بودم و آشنایی‌ام با وی با گذشت سال‌ها بیش‌تر و عمیق‌تر می‌شد.

باختری مهم‌ترین شاعر معاصر افغانستان است. فریدریک ستار، نویسنده کتاب روشنگری گم‌شده، آن‌گاه که از دانشمندانی که در آسیای میانه در سده‌های دهم تا دوازدهم، سیزدهم و… ظهور کردند، نام می‌برد، از کلمه Polymath استفاده می‌کند که معادل فارسی‌اش همان «حکیم» در تاریخ ادبیات و فرهنگ ماست. همچنان متیو آرنولد به‌عنوان مهم‌ترین منتقد و ادیب قرن نزدهم انگلیس که پدر «نقد نو» نیز خطابش می‌کنند، چنین دیدگاهی درباره شاعران دارد. او در مقاله معروف «بررسی شعر» از شاعرانی چون هومر، دانته، میلتون و شکسپیر به عنوان Touchstone یا سنجه و سنگ محک یاد می‌کند که هر شاعری باید شعرش را با این محک‌ها بسنجد تا در جرگه شاعران واقعی درآید. واصف باختری در شعر و ادبیات معاصر افغانستان همان «سنگ محک» ماست.

باختری شاعری حکیم است و از طریق مشرب سیاسی‌اش با فلسفه مارکسیسم آشنایی عمیق داشت و ادبیات و عرفان فارسی را می‌شناخت و معیاری‌ترین شعرهای نیمایی را نه‌تنها سرود، بلکه در این سبک، واجد سبک‌و‌سیاق ویژه خودش نیز شد. می‌توان با مسوولیت گفت که در میان شاعران فارسی معاصر به‌شمول شاعران ایرانی، واصف باختری یکی از شاعران صاحب «سبک معاصر» است. او در شعر معاصر، زبان خاص خودش را آفرید؛ زبانی‌که طنینی خاص دارد و شاید بتوان گفت که زبان حماسی شعرش را با موسیقی و ضرب‌آهنگ و ریتم ویژه و بی‌پیشینه در شعر معاصر فارسی ایجاد کرد. او از مجموعه امکان‌های شعر معاصر فارسی مانند قصه‌پردازی، تصویرسازی و موسیقی کلمات در شعرش استفاده کرد و به‌لحاظ محتوایی به درک عمیق و تراژیکی از حیات اجتماعی و سیاسی مردمانش در شعر دست یافت.

در دوران دانشجویی‌ام در دانشکده ادبیات فارسی، زمانی‌که استادان می‌خواستند دانشجویان را از اهمیت دانشکده ادبیات که در رتبه کانکور افغانستان از آخرین انتخاب‌ها بود، آگاه سازند، یکی از نام‌هایی که با اکرام و اعزاز بیش‌تر از همه یاد می‌شد، اسم استاد باختری بود. البته جایگاه پایین ادبیات فارسی در امتحان کانکور ریشه در شرایط  بد اقتصادی افغانستان دارد. استادان دانشکده ادبیات برای این‌که ما را از انتخاب‌مان مطمین سازند، همیشه به‌نام شاعران معروف معاصر ارجاع می‌دادند. بدون شک، باختری در صدر این لیست بود.

استاد باختری بر ادبیات معاصر فارسی نیز اشراف داشت و از طریق زبان انگلیسی و عربی با ادبیات جهان و ادبیات معاصر عرب آشنا بود و از شاعران معاصر جهان با ملیت‌های گوناگون، شعر ترجمه کرده بود. این همه، تصویر اسطوره‌ای از باختری در ذهن ما ایجاد کرده بود؛ چنان‌چه دیدار او که در آن سر دنیا و در سرزمین دوردست می زیست، برای من و هم‌نسلانم امری ناممکن به ‌نظر می‌رسید. استاد از آن سوی آب‌ها برای ماندن در کابل برنگشت. چند باری نیز که سفرهای کوتاهی داشت، ما در آن زمان جوان‌تر بودیم و نمی‌توانستیم به حضور استاد برسیم. پس از سقوط طالبان، بسیاری از شاعران و نویسنده‌گان پیش‌کسوت ادبیات معاصر از کشورهای دورونزدیک برگشتند و الهام‌بخش نسل ما شدند؛ اما استاد نیامد که نیامد و در نهایت در غربت تن به خاک سرد سپرد. شاید علت برنگشتنش نیز بخشی از رازها و قصه‌های مهمی است که با خود به خاک برد.

البته نسل پیش‌کسوت ادبیات فارسی در افغانستان بر نسل ما که در دهه ۸۰ خورشیدی وارد عرصه ادبیات معاصر فارسی شده بودیم، اثر عمیقی گذاشته بود. چهره‌های ادبیات معاصر هرکدام برای ما کشش خاصی داشتند و ما نیز جوان و جاه‌طلب بودیم و از حشرونشر با استادان و توجه آن‌ها لذت می‌بردیم و بر خود می‌بالیدیم؛ اما در این میان، جای واصف باختری همیشه خالی بود. شخصاً همیشه در دل با خود می‌گفتم که شاید هرگز نتوانم استاد را از نزدیک ملاقات کنم؛ اما در سال۲۰۱۰، دوستی از امریکا برایم پیام گذاشت و گفت: «استاد برایت سلام می‌فرستد و درباره شعرها و مقالاتت دیدگاه خوبی دارد.» با دریافت این پیام زیاد خوش‌حال شدم و احساس می‌کردم که در پیراهنم نمی‌گنجم. قطعاً جای بسیار خوش‌حالی بود که شعر و یادداشت‌های من مورد توجه استاد مسلم شعر معاصر فارسی افغانستان قرار گرفته بود و شماری از آن ها را نیز خوانده بود. مبادله مستقیم پیام و شعر از طریق این دوست ادامه یافت تا این‌که در سال ۲۰۱۴ پس از سپری‌کردن مصاحبه‌ای از جانب کاردار فرهنگی سفارت ایالات متحده در کابل برای شرکت در یکی از مهم‌ترین برنامه‌های ادبی امریکا انتخاب شدم.

پس از شادمانی از این موفقیت، اولین چیزی که به ذهنم رسید، دیدار استاد باختری بود. درباره برنامه ادبی و جزئیات آن زیاد نمی‌دانستم؛ اما می‌فهمیدم که امریکا کشور بزرگی است و شاید نتوانم به ایالت کالیفورنیا سفر کنم. به هر حال، این برنامه سه ماهه فرصتی بود که با استفاده از آن به آرزوی دیرینه‌ام که دیدار با باختری بود، برسم و با این امید راهی امریکا شدم. پس از جابه‌جایی در شهر آیوا اولین چیزی که به ذهنم رسید، زنگ‌زدن به استاد بود و شماره تماس‌شان را قبلاً از آن دوستی که حامل پیام بود، گرفته بودم و اکنون می‌خواستم که او را غافل‌گیر کنم. همین‌که زنگ زدم و صدای مهربان استاد را شنیدم، فهمیدم که از آمدنم به امریکا آگاه بوده است. حتماً آن دوست داستان سفرم را با استاد شریک کرده بود. خوشبختانه سفر کالیفورنیا شامل برنامه‌های ما بود؛ گویی‌که مقدر شده بود تا فیض دیدار استاد نصیبم شود.

جا دارد از دوست دیگر نیز یاد کنم که زمینه دیدارم با استاد را مساعد ساخت: ثریا بها. بانو بها که با کتاب بی‌نظیر رها در باد در افغانستان به شهرت رسیده است، قبلاً با ایشان آشنایی داشتم و به‌محض رسیدنم به امریکا در تماس شدیم و موضوع دیدار با استاد را مورد توجه قرار دادیم. بانو بها در منزلش با مهربانی از من پذیرایی کرد و هردو در یکی از شب‌های سرد و پایانی خزان (احتمالاً ماه اکتوبر) از سن‌فرانسیسکو در پروازی راهی لس‌آنجلس شدیم.

سفر کوتاه تنظیم شده بود؛ چرا که قرار بود دکتر پرخاش احمدی (که دیدار او نیز از خاطرات خوش من از سفر امریکا بود) فردای آن روز در دانشگاه برکلی برای من «شب شعر» برگزار کند. پس اشتیاق بسیار و سفر کوتاه بود. جناب حامد قادری و همسر مهربانش میزبان این دیدار بودند. شام به خانه جناب قادری رسیدیم. خانه‌اش در یکی از گوشه‌های لس‌آنجلس واقع شده بود. نوشابه‌های گوناگون، میوه و سالادهای رنگارنگ با نزاکت خاصی روی میزها در نزدیکی حوض وسط حویلی چیده شده بود. مهمانان کم‌کم می آمدند و با هرکدام سلام‌وکلام می‌کردم؛ اما هرچه زمان می‌گذشت، هیجانم بیش‌تر می‌شد. ناگهان کسی گفت که استاد آمد؛ استاد را با آن قامت بلند دیدم که از دروازه دهلیز وارد حویلی شد. مثل عکس‌هایش بلند بالا بود و قدش خمیده به نظر نمی‌خورد. عصایی در دست داشت؛ اما استوار و راست‌قدم پا به حویلی گذاشت و با شادی وصف‌ناپذیر به‌سمتش رفتم. بیتی از حافظ را خواند و مرا در بغل گرفت. دست استاد را گرفتم و هردو به‌سمت حوض رفتیم و دور میزی نشستیم و استاد شروع کرد به پرسیدن از حال‌واحوال همه شاعران و نویسنده‌گان به‌خصوص کسانی پیش از نسل ما که در کابل زنده‌گی می‌کردند. گزارش مختصری از اوضاع کابل آن روزگار (۲۰۱۴) به استاد دادم و از وضع دوستانش به او گفتم.

مهمانان دیگر نیز جمع می‌شدند که از آن میان، تنها آقای حافظی را که همشهری من بود، می‌شناختم و با بقیه آشنایی نداشتم. استاد سخن می‌گفت و همه گوش سپرده بودند و محفل گرم‌تر و گرم‌تر می‌شد و من گاهی با طرح سوالاتی در صحبت‌هایش اخلال ایجاد می‌کردم. بانو بها نیز صحبت‌های شنیدنی درباره رویدادهای تاریخ افغانستان داشت. استاد از رویدادهای تاریخی، شخصیت‌های مهم تاریخ معاصر، شاعران و نویسنده‌گان در ایران و افغانستان سخن می‌گفت. همچنان درباره شعر تاجیکستان نیز سخن می‌گفت و من با علاقه فراوان می‌شنیدم. حامد قادری با کدبانوی مهربان‌شان سفره‌ای آراسته بودند که هنوز مزه غذاها و سالادهای رنگارنگ آن پس از گذر سال‌ها در یادم مانده است و به‌قول دوستان ایرانی در مهمان‌نوازی «سنگ تمام» گذاشته بودند. پس از صرف نان شب تا ساعت ۲:۰۰ در کنار حوض، بحث‌ها ادامه داشت. هوای بیرون سرد شد و به سالن رفتیم و قصه‌ها را  تا ساعت ۳:۰۰ ادامه دادیم. استاد از اتفاقات فرهنگی و ادبی ایران اطلاعات گسترده و حیرت‌انگیزی داشت. درباره احمد شاملو و دیدگاهش درباره فردوسی بحث کرد و اگر حافظه‌ام درست یاری کند، می‌گفت که این دیدگاه را پیش‌تر از شاملو، اسطوره‌شناس ارمنی مطرح کرده بود؛ اما از شاملو با احترام بسیار یاد می‌کرد. درباره نیما و اخوان نیز بحث‌های جالبی داشت. یکی از بحث‌های جالب دیگر استاد نارضایتی‌اش از سترونی بستر ادبی افغانستان بود. می‌گفت که یادت باشد دشوار است از آن جویبار نهنگی بروید و من این حرف او را عمیقاً درک می‌کردم.

شب کوتاه بود و حضور استاد غنیمت؛ اما خسته شده بود. ناگزیر باید با ایشان خداحافظی می‌کردیم. در هنگام خداحافظی، استاد گفت: «چرا این قدر عجله دارید؟ حداقل یکی دو روز در لس‌آنجلس می‌ماندید.» واقعاً قلبم فشرده شده بود. می‌خواستم از استاد و خاطراتش بیش‌تر بشنوم، با او بیش‌تر صحبت کنم و وی نیز علاقه داشت برایش از کابل و دوستانش بیش‌تر بگویم و قصه‌های مفصل‌تری داشته باشیم. آرزویم بود که با استاد مصاحبه‌ای درباره ادبیات افغانستان انجام بدهم؛ اما گویا تنها دیدارش مقدر بود. استاد گفت: «حالا که می‌روی و عجله داری به همه سلام بگو؛ به خلیفه (استاد زریاب)، به پرتو، به فخری، به سمیع حامد. به پدرام به پدرام زیاد سلام بگو.» از تاکید و لحن استاد فهمیدم که پیام خاص‌تری به لطیف پدرام می‌خواهد بفرستد. تقریباً استاد از همه شاعران تا جایی‌که به‌خاطرش می‌آمد، نام گرفت و گفت: «سلام مرا به همه برسان.»

استاد از ما جدا شد و با عصایش آهسته ‌آهسته به‌سمت دروازه خروجی رفت. استاد را بدرقه می‌کردم و متوجه شدم که با آن همه خسته‌گی جسمانی، راست راست راه می‌رفت و زیر لب چیزهایی می‌گفت. در آن لحظه به عظمتش فکر می‌کردم و به رنج‌هایی که در یک سرزمین قدرنشناس و بی‌رحم کشیده بود؛ به این فکر می‌کردم که چگونه سرزمینی چنین گوهر گران‌بهایی را با شکنجه و بی‌مهری از خود رانده است و می‌دانستم که اگر در آن وطن آرامش برقرار می‌بود، حضور او چقدر می‌توانست برای ادبیات افغانستان مفید، الهام‌بخش و مهم باشد. بعد به آواره‌گی بی‌پایان و دردناک او فکر می‌کردم و همین‌که از دروازه بیرون شد، بغضی گلویم را فشرد. می‌دانستم که احتمالاً این اولین و آخرین دیدار من با استاد است. جالب این بود که در آن ساعات محدود حضور استاد، حس آشنایی عمیقی نسبت به او در من به ایجاد شده بود. احساس می‌کردم که سال‌هاست با استاد زیسته‌ام؛ دانش او، لحن مهربانانه و پدرانه‌اش در آن لحظات کوتاه، این حس را در من پدید آورده بود. بی‌دلیل نبود و نیست که همه با بزرگی از استاد یاد می‌کردند و نسلی از مهم‌ترین شاعران معاصر فارسی می‌خواستند دیباچه او را در کتاب‌های شعرشان داشته باشند؛ چون‌که استاد با دانش گسترده و خلق‌وخوی نیکویش رفیق، پدر معنوی و دوست دانای نسلی از درخشان‌ترین شاعران و نویسنده‌گان معاصر افغانستان بود.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

ادبیات

بخش دوم – فریادی از ژرفای برزخ

۱۷ اسد/مرداد ۱۴۰۳ - ۷ آگست ۲۰۲۴ [t_time:1722992946]
ادبیات

ناتورالیسم در شعر واصف باختری

۱ اسد/مرداد ۱۴۰۳ - ۲۲ جولای ۲۰۲۴ [t_time:1721616649]
فرهنگ و هنر

رودباری؛ نه! بحری بود واصف باختری

۳۰ سرطان/تیر ۱۴۰۳ - ۲۰ جولای ۲۰۲۴ [t_time:1721463159]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • نیوز۱۸: سخنان تلخی میان طالبان و رییس آی‌اس‌آی در کابل رد و بدل شده است

    Share
    Share توئیت
  • نخستین زن پس از ۲۰۰ سال در تنسی امریکا اعدام می‌شود

    Share
    Share توئیت
  • چه کسی روایت سقوط را می‌نویسد؟

    Share
    Share توئیت
  • جبهه آزادی از کشته‌شدن ۳۷ جنگ‌جوی طالبان در نورستان و کنر خبر داد

    Share
    Share توئیت
  • ولسوال طالبان در تگاب: مردم بدخشان باید خون گریه کند

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
روزنامه ۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

بهای جهانی نفت در پی رد پیشنهاد ایران از سوی ترمپ افزایش یافت

بریتانیا مسیرهای تازه پناهنده‌گی برای زنان افغان و فلسطینی باز می‌کند

جبهه متحد مدعی کشتن یک طالب در قندهار شد

گرامی‌داشت از روز یادبود نسل‌کشی و همبسته‌گی با هزاره‌ها در آلمان؛ تاکید بر اتحاد در افغانستان

یادبود از نسل‌کشی هزاره‌ها در آلمان؛ تاکید بر مستندسازی و دادخواهی جهانی

تحلیل‌ها

چه کسی روایت سقوط را می‌نویسد؟

درسی از اوکراین: تاب‌آوری اتاق‌های خبر، آزادی مطبوعات را واقعی می‌سازد

چرا حمله پس از میانجی‌گری؟

وقتی هویت ملی به اطاعت بدل می‌شود

ویران‌شهر: میل دارید خبر بخوانید یا توهم؟

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

روزنامه ۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.