سایر گروههای تروریستی
براساس گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، در حال حاضر بیش از ۲۰ گروه تروریستی که اکثریت مطلق آنها از حمایت طالبان برخوردار هستند، در افغانستان حضور دارند. در مورد شماری از این گروهها – مانند شبکه القاعده و تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) – به دلیل فعالیتهای تروریستی بیشترشان، اطلاعات زیادتری در دسترس است؛ اما بقیه گروههای هراسافگن فعال در افغانستان زیر تسلط طالبان زیاد شناخته شده نیستند و به این دلیل، معلومات خیلی کمی در مورد آنها وجود دارد. اگر اطلاعات پراکنده و جستهوگریختهای هم یافت میشود، تازه و بهروزرسانیشده نیست؛ لذا زیاد نمیتوان به آن اتکا کرد. در زیر سعی میکنیم تا حد امکان به فعالیت شماری از این گروههای هراسافگنِ فعال در افغانستان بپردازیم.
یک: جنبش اسلامی ترکستان شرقی
این گروه که متشکل از اویغورهای چین است، از متحدان شبکه القاعده و طالبان بهحساب میآید. گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد حاکی از آن است که جنبش اسلامی ترکستان شرقی بین ۳۰۰ تا ۱ هزار و ۲۰۰ جنگجو در افغانستان دارد. طالبان به اعضای این گروه پاسپورت و شناسنامه افغانستان را توزیع کردهاند. جنبش اسلامی ترکستان شرقی همچنان در سال ۲۰۲۲ به جنگافزار و پایگاههای جدید دست یافته است. عبدالحق ترکستانی، رهبر جنبش اسلامی ترکستان شرقی و عبدالسلام ترکستانی، فرمانده ارشد این گروه، در شمالشرق افغانستان بهسر میبرند. عبدالحق ترکستانی که عضو شورای رهبری شبکه القاعده است، در سال ۲۰۰۹ از سوی وزارت خزانهداری امریکا شامل فهرست تروریستهای جهانی شد. گرچه طالبان به چین و پاکستان تعهد دادهاند که در برابر جنبش اسلامی ترکستان شرقی مبارزه میکنند؛ اما به نظر نمیرسد آنان پابندی چندانی به این تعهدشان داشته باشند. طالبان در گذشته نیز وعدههای مشابهی دادهاند؛ اما به هیچ یک از آنها عمل نکردهاند.
دو: جنبش اسلامی اوزبیکستان
این گروه در سال ۱۹۹۸ از سوی جمعه نمنگانی و طاهر یولداش ایجاد شد. جمعه نمنگانی در سال ۲۰۰۱ و طاهر یولداش در سال ۲۰۰۹ کشته شدند. ابوعثمان عادل که پس از مرگ یولداش رهبری جنبش اسلامی اوزبیکستان را بر عهده گرفته بود، نیز در سال ۲۰۱۲ کشته شد. پس از مرگ عثمان عادل، میان عثمان غازی، معاون عثمان عادل و عبدالعزیز یولداش، پسر طاهر یولداش بر سر رهبری جنبش اسلامی اوزبیکستان اختلاف بهوجود آمد و این جنبش به دو شاخه تقسیم شد. با راهاندازی عملیات ارتش پاکستان علیه تیتیپی در مناطق قبایلی این کشور در سال ۲۰۱۴، عثمان غازی با ۳۵۰ تا ۴۰۰ جنگجوی زیر فرمانش به ولایت زابل منتقل شد. عبدالعزیز یولداش نیز با ۱۵۰ تا ۲۰۰ سرباز به ولایت کنر رفت و سپس به شمالغرب افغانستان انتقال یافت. شاخه عثمان غازی در سال ۲۰۱۵ به داعش خراسان پیوست و گروه عبدالعزیز هم مجبور شد به طالبان بیعت کند. عثمان غازی در درگیری سال ۲۰۱۵ داعش و طالبان در ولایت زابل، دستگیر شد و گروه زیر فرمان او تلفات زیادی دید. شاخه عبدالعزیز یولداش نیز با کشته شدن او در سال ۲۰۲۰ در ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب، تضعیف شد. براساس گزارشها، جنبش اسلامی اوزبیکستان در سالهای ۲۰۲۱ – ۲۰۲۲ به سه شاخه شمالشرقی، شمالغربی و شرقی تقسیم شده بود. این گروه با آنکه در اثر درگیریها میان داعش و طالبان و کشته شدن رهبرانش تضعیف شده؛ اما حالا که افغانستان زیر کنترل طالبان است، تحت حمایت شبکه القاعده و طالبان دوباره رشد خواهد کرد و شکی وجود ندارد که در آینده به یکی از تهدیدهای جدی در منطقه بدل میشود.
سه: جماعت انصارالله (طالبان تاجیکستان)
این گروهِ متحد القاعده و طالبان که از سوی مهدی ارسلان رهبری میشود، در ولسوالیهای مایمی، درواز، کوفآب، خواهان، نسی و شکی ولایت بدخشان افغانستان مستقر است. به گزارش لانگوار ژورنال، طالبان در سال ۲۰۲۱ مسوولیت کنترل ۵ ولسوالی بدخشان را به مهدی ارسلان سپرده بودند. جماعت انصارالله که به طالبان تاجیکستان معروف است، ۲۰۰ جنگجو دارد که در ولایت بدخشان افغانستان بهسر میبرند.
ملاها
ملاها در افغانستان از جایگاه و نفوذ زیادی برخوردارند. این را بیشتر از طالبان هیچ گروه دیگری نمیداند؛ چون طالبان با بهرهبرداری گسترده از ملاها به این جا رسیدهاند و میدانند که اگر حمایت ملاها را از دست دهند، دیگر به سختی میتوانند پای خودشان را در زمین گلآلود افغانستان محکم کنند. تنها یک طالب میتواند دشمن خطرناک طالب دیگر باشد؛ چون یک طالب بهتر از بقیه، نقطه ضعف اصلی طالب دیگر را میداند و میفهمد که چهگونه با استفاده از این نقطه ضعف، او را از پا درآورد. این نقطه ضعف چیزی نیست جز اسلام. در حالی که طالبان با تکیه بر خوانش خودشان از اسلام دست هر مخالف و منتقدی را از پشت میبندند، ملاهای منتقدِ هوادار رژیم طالبان نیز میتوانند با تکیه بر روایت خود از اسلام، این گروه را به چالش بکشند. این جا اسلام نقش دوگانه بازی میکند؛ هم میتواند تکیهگاه ایدیولوژیک طالبان باشد، که با بهرهبرداری از آن مخالفان خود را سرکوب میکنند، و هم میتواند به ابزار ایدیولوژیک کارآمد برای به چالشکشیدن این گروه بدل شود. طالبان بهخوبی از این نقش دوگانه اسلام آگاه هستند و به این دلیل مثل همیشه به ملاها جایگاه استثنایی قایلند و از هر راهی تلاش میکنند تا آرامش خاطر آنان فراهم شود.
ملا و مدرسه از مهمترین ستونهای امارت طالبانی به شمار میروند، به حدی که این رژیم بدون آنها ناقص و معیوب خواهد بود و پایداری چندانی نمیتواند داشته باشد. پس تعجبآور نیست که طالبان در بیش از سه سال گذشته هرچه در توان داشتهاند خرج مدرسهسازی کردهاند و این کار همچنان جاری و ساری است. شمار مدارس دینی هر قدر بیشتر باشد، به همان میزان پایههای نظامی، سیاسی و ایدیولوژیک رژیم طالبانی مستحکمتر خواهد شد. اکثر مدارس دینی در کنار این که تفکر طالبانی را ترویج میکنند، منبع تامینکننده نیروی انسانی برای گروههای تروریستی نیز هستند. طالبانیزهکردن کامل مکاتب و دانشگاهها نیازمند سالها تلاش و برنامهریزی است؛ اما مدارس دینی از آغاز طالبانیزهشده هستند و کافی است فقط پول تزریق کرد و اسلامگرای تروریست تحویل گرفت. به این دلیل است که طالبان میل و رغبتی به رشد مکاتب و دانشگاهها ندارند و برعکس تمام تمرکزشان روی تقویت هرچه بیشتر مدارس دینی است.






