• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۲ میزان ۱۴۰۵ - ۴ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

فردا هم روز خداست

شکیبا حمید شکیبا حمید
۱۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۴ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791086430]
Exclusive

Exclusive

قاشق چوبی را آرام در دیگ می‌چرخاندم، تکه‌های سیب در شربت غلیظ و طلایی‌رنگ می‌گشتند و بخار روی شیشه پنجره می‌نشست، شعله را کم کرده بودم تا مربّا آرام‌آرام به قوّام برسد. مادرم گفته بود اگر لحظه‌ای از آن غافل شوم ته می‌گیرد. از اتاق کناری صدای سرفه پدر آمد؛ سرفه‌ای خشک و طولانی و بعد صدای عصایش که به دیوار خورد. «ناهید چای آماده است؟» همین حالا می‌آورم، پدرجان. پیاله را چای پُر کردم و روی پتنوس گذاشتم؛ وقتی وارد اتاق شدم پدر کنار پنجره نشسته بود. پیراهن خاکستری‌اش از شانه‌ها گشاد شده بود و ریش سفیدش روی سینه‌اش می‌ریخت. دستش را برای گرفتن پیاله چای دراز کرد، انگشتانش می‌لرزیدند و نگاهم روی دست‌هایش ماند؛ دست‌هایی که سال‌ها خرج این خانه را داده بود و حالا برای گرفتن یک پیاله چای هم باید لحظه‌ای مکث می‌کرد. پرسید: «امروز کسی زنگ نزد؟» می‌دانستم منظورش چیست. نه، پدرجان. پیاله را به لب برد و جرعه‌ای نوشید. «خدا بزرگ است.» همین چهار کلمه.

خدا بزرگ است. در این‌جا بارها این جمله را شنیده‌ام، وقتی پول کم می‌شود، دوا لازم داریم، خبر بدی می‌رسد، وقتی از آینده حرف می‌زنیم و هیچ‌کدام نمی‌دانیم فردا چه خواهد شد. می‌خواهم به پدر بگویم که من دیگر از شنیدن این جمله آرام نمی‌شوم، دلم می‌خواست بگویم: خدا بزرگ است پدر، اما من خسته‌ام. اما در سکوت پتنوس را برداشتم. دوسیه مدارکم روی طاقچه اتاق بود. چند روزی می‌شد که آن را باز نکرده بودم. وقتی از کنارش می‌گذشتم، نگاهم به گوشه کاغذهایی می‌افتاد که از لای دوسیه بیرون مانده بود.

آن روز پس از جمع‌کردن ظرف‌ها، دوسیه را پایین آوردم و روی فرش نشستم. سند فراغت از دانشگاه، تصدیق‌های دوره‌های آموزشی و اسناد کاری‌ام را یکی‌یکی بیرون کشیدم، نامم روی همه آن‌ها بود و مُهرها و امضاها هنوز واضح بودند. انگشتم را روی مُهر دانشگاه کشیدم. روزی که فارغ شدم، با خودم فکر می‌کردم زنده‌گی از همین‌جا آغاز می‌شود. خیال می‌کردم حالا می‌توانم کاری پیدا کنم، درآمدی داشته باشم و بخشی از بار خانه را به دوش بگیرم. آن روزها وقتی از آینده حرف می‌زدم، پدر لبخند می‌زد و می‌گفت: «ان‌شاءالله روزی برسد که خودت برای ما تصمیم بگیری.» آن وقت‌این جمله برایم شیرین بود، اما حالا هر بار که به آن فکر می‌کنم، بغض گلویم را می‌‌فشارد. موبایلم را برداشتم و آگهی‌های کاری را باز کردم، یکی پس از دیگری خواندم: عنوان شغل، شرایط و مدارک موردنیاز. در یکی از آگهی‌ها نوشته بودند که متقاضی باید تجربه کاری داشته باشد؛ تجربه داشتم و با توانایی‌هایم سازگار بود، اما وقتی  پایان متن را خواندم در بخش شرایط استخدام، نوشته بودند: متقاضی باید «مرد» باشد. چند لحظه به همان جمله خیره ماندم  و دوباره خواندمش؛ گویا ممکن بود بار دوم چیزی تغییر کرده باشد. صفحه را پایین کشیدم و از اول خواندم. نه اشتباه نکرده بودم.

آگهی را بستم و سراغ بعدی رفتم. در بعضی آگهی‌ها، «جنسیت» متقاضی را صریح نوشته بودند و در بعضی دیگر پیش از آن‌که به شرایط برسم، می‌دانستم باید دنبال چه چیزی بگردم. انگشتم روی صفحه مانده بود و موبایل را بستم. از اتاق مادر صدایم کرد: «ناهید چیزی می‌خوری؟»  نه، مادر گرسنه نیستم. «از صبح چیزی نخورده‌ای.»  بعداً می‌خورم. دوباره به سند دانشگاه نگاه کردم. کاغذ را برگرداندم تا نامم دیده نشود. عصر وقتی برای آوردن آب به حویلی رفتم، پدر زیر درخت توت نشسته بود. عصایش کنار پایش بود و دستش را روی زانویش گذاشته بود. آفتاب از بالای دیوار پایین می‌رفت و سایه درخت توت آرام‌آرام به پای پدر می‌رسید.  پرسیدم پایت درد می‌کند؟ «کمی.»

دواهایت تمام نشده؟ چرا، اما فعلن چیزی نیست. به طرفش رفتم و کنارش نشستم.‌ فردا دواهایت را می‌گیرم. نگاهم کرد. «پولش را از کجا می‌گیری؟»

جوابی نداشتم. چشمم به عصایش افتاد؛ دسته عصا از بس در دستش مانده بود، رنگش رفته بود. یک راهی پیدا می‌کنم. پدر سرش را پایین انداخت و با انگشت خاک روی زانویش را پاک کرد «دخترم خودت را زیاد خسته نکن.» خسته نیستم. «پس چرا این‌قدر فکر می‌کنی؟» لبخند زدم، اما نتوانستم نگاهش کنم. پدر، دیگر نمی‌خواهم فقط بنشینم و فکر کنم. سرش را بلند کرد «مگر چه شده؟» هیچ، فقط دلم می‌خواهد کاری کنم. دلم می‌خواهد وقتی به چیزی نیاز داری، مجبور نباشی حساب پولش را بکنی. پدر دستش را روی دستم گذاشت «تو که همیشه برای ما زحمت می‌کشی.» دستم را از زیر دستش بیرون نکشیدم. اما دلم می‌خواست بگویم زحمت‌کشیدن با توانستن فرق دارد. اما حرفی نزدم از آن‌جا که نشسته بودیم، پنجره آشپزخانه دیده می‌شد، شیشه‌اش از بخار کدر شده بود. وقتی به آشپزخانه برگشتم دیگ هنوز روی شعله بود، سیب‌ها نرم شده بودند. قاشق را برداشتم و مخلوط کردم. صدایی در ذهنم گفت: باز هم هیچ کاری نکردی. یک لحظه دستم از حرکت ایستاد.

چرا نکردم؟ تمام روز دنبال کار بودم. دنبال کار بودی یا فقط آگهی‌ها را خواندی؟ چه فرقی می‌کند؟ فرقش این است که تو هنوز در همان خانه‌ای. پدرت هنوز برای دواهایش پول حساب می‌کند، مادرت از خریدن چیزهایی که لازم دارد، می‌گذرد. قاشق را محکم‌تر گرفتم. فکر می‌کنی خودم نمی‌بینم؟ پس نتیجه این همه درس و تلاش چه شد؟ شعله زیر دیگ می‌سوخت و صدای قل‌قل شربت بلند شده بود. به دست‌هایم نگاه کردم؛ دست‌هایی که هنوز بوی سیب می‌دادند. همین دست‌ها را دارم. صدای درونم خندید. همین؟ قاشق را روی میز کوبیدم. بس کن! مادر از اتاق صدایم کرد «ناهید چه شد؟» به دیگ نگاه کردم شربت از لبه‌اش بالا آمده بود.  هیچ مادر مربّا سر می‌رود. شعله را کم کردم. اما آن صدا دیگر ساکت نمی‌شد. شب پس از شام مادر ظرف‌ها را می‌شُست و پدر در اتاقش دراز کشیده بود و من پُشت میز کوچک کنار پنجره نشسته بودم و دوباره آگهی‌های کاری را می‌خواندم.

در یکی از آن‌ها، شرایطی نوشته شده بود که با تجربه‌ام مطابقت داشت. چند بار متن را خواندم بعد دوسیه را باز کردم و مدارکم را کنار گوشی گذاشتم. صدای مادر از آشپزخانه آمد «باز هم دنبال کار می‌گردی؟» بلی. «چیزی پیدا کردی؟» یک آگهی است می‌خواهم درخواست بفرستم. مادر دست‌های خیسش را با گوشه چادر خشک کرد و کنار در ایستاد «ان‌شاءالله که خیر باشد.» به صفحه گوشی نگاه کردم. گفتم: مادر اگر باز هم نشد چی؟ چند لحظه ساکت ماند «آن وقت باز هم کوشش می‌کنی.» سرم را بلند کردم. تا کی؟ مادر جواب نداد فقط به طرف اتاق پدر نگاه کرد و بعد برگشت تا ظرف‌ها را جمع کند. من به صفحه گوشی برگشتم، انگشتم روی گزینه ارسال ماند. در ذهنم دوباره همان صدا بلند شد: اگر قبولت نکنند چه؟  نمی‌دانم. اگر هیچ‌وقت کار پیدا نکنی چه؟ این بار چیزی نگفتم. درخواست را فرستادم.

پیامی روی صفحه ظاهر شد: درخواست شما با موفقیت ثبت شد. چند لحظه به آن خیره ماندم بعد موبایل را کنار گذاشتم. نیمه‌شب برای آوردن آب از اتاق بیرون رفتم، چراغ آشپزخانه روشن بود، پدر از خواب بیدار شده و کنار در ایستاده بود، یک دستش به دیوار تکیه داشت و دست دیگرش عصا را گرفته بود. پدر چرا بلند شدی؟ چیزی می‌خواهی؟ «بلی، آب.» پیاله را پر کردم و به دستش دادم. وقتی آب را نوشید به طرف اتاقش رفت. آرام راه می‌رفت در آستانه در ایستاد و برگشت « ناهید تا حال بیدار بودی، زیاد فکر نکن، فردا هم روز خداست.» سرم را تکان دادم. پدر وارد اتاق شد و در را نیمه‌باز گذاشت.

من در آشپزخانه ماندم روی میز، شیشه‌های مربّا کنار هم چیده شده بودند، نور چراغ روی شیشه‌ها می‌افتاد و تکه‌های سیب در میان شربت به رنگ کهربا می‌درخشیدند. یکی از شیشه‌ها را برداشتم، درش را محکم بستم و دوباره سر جایش گذاشتم. بعد دست‌هایم را شستم. آب از میان انگشتانم می‌گذشت و بوی شیرین سیب هنوز روی پوستم مانده بود.

صبح که از خواب برخاستم اولین چیزی که دیدم دوسیه سند‌هایم بود که کنار کتاب‌هایم روی زمین افتاده بود. آن را برداشتم و در الماری گذاشتم. از اتاق پدر صدای سرفه می‌آمد، مادر در آشپزخانه چای دم می‌کرد، نور صبح از لای پرده به دیوار افتاده بود. به آشپزخانه رفتم. مادر چای را من می‌برم. پتنوس را برداشتم و به طرف اتاق پدر رفتم. وقتی وارد شدم او کنار پنجره نشسته بود، ریش سفیدش در نور صبح روشن‌تر به‌نظر می‌رسید، پیاله را از دستم گرفت و گفت: «خدا خیرت بدهد دخترم.» کنارش نشستم. چند لحظه به بیرون نگاه کردم و بعد چشمم به دست‌هایش افتاد که پیاله را گرفته بودند. دلم می‌خواست روزی برسد که پدر برای خرید دواهایش نگران نباشد و من بتوانم سهمی از زنده‌گی این خانه را به دوش بکشم، اما آن روز هنوز نرسیده بود. پدر چای می‌نوشید و من به صدای قاشق مادر در آشپزخانه گوش می‌دادم. زنده‌گی در خانه ادامه داشت؛ با چای صبح، دواهای پدر و ظرف‌های مادر. دوسیه اسناد را دوباره در الماری گذاشتم، بیرون نور صبح روی دیوار افتاده بود.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

حکیمه؛ زنی که زیر بار رنج خمیده است
سخن زن

حکیمه؛ زنی که زیر بار رنج خمیده است

۹ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۱ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1790825450]
روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت
سخن زن

روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

۸ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۳۰ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1790739037]
(۷) یسرا؛ دختری که سه سال است در انتظار بازگشت پدرش است
سخن زن

(۷) یسرا؛ دختری که سه سال است در انتظار بازگشت پدرش است

۷ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۲۹ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1790654441]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    Share
    Share توئیت
  • حکیمه؛ زنی که زیر بار رنج خمیده است

    Share
    Share توئیت
  • افسانه قبایل گمشده

    Share
    Share توئیت
  • (۷) یسرا؛ دختری که سه سال است در انتظار بازگشت پدرش است

    Share
    Share توئیت
  • رجوع ستم‌دیده‌گان به قهر انتخاب نیست، از روی اجبار است

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

عملیات ضد داعش در ۱۶ ولایت ترکیه؛ ۵۱ تن بازداشت شدند

فردا هم روز خداست

آب معدنی؛ محصولی برای سلامت یا عاملی برای بیماری خانواده‌های کابل؟

قتل فجیع نوریه در غور؛ زنی که در برابر چشمان فرزندانش شکنجه و کشته شد

حکومت ایران از بازداشت ده‌ها تن به اتهام ارتباط با امریکا و اسراییل خبرداد

تحلیل‌ها

توافق مکه در برابر طالبان، هند و اسراییل؛ آیا صف‌بندی تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؟

رجوع ستم‌دیده‌گان به قهر انتخاب نیست، از روی اجبار است

پاکستان و طالبان؛ حمله از آن‌سو، اخطار از این‌سو

بیانیه اسلام‌آباد و افسانه ۴۲ درصد

افسانه قبایل گمشده

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.