ناموسپنداری زنان یکی از ابزارهای نیرومند و پنهان مردسالاری است؛ گرایشی که نهتنها از طریق کنترل و تملک بدن زن، بلکه از رهگذر تقدیس زن بهعنوان «ناموس»، نظم مردمحور را بازتولید و تقویت میکند. در افغانستان، ناموسپنداری به مفهومی بدل شده است که سالانه از صدها زن قربانی میگیرد، بیآنکه جامعه آن را بهعنوان مساله یا بحران اجتماعی جدی بهرسمیت بشناسد و روی آن درنگ انتقادی کند. در پرتو این گفتمان، مردان حیات نمادین آبرو و اعتبار خویش را بر بدن، زندهگی و سرنوشت زنان بنا مینهند.
روزنامه 8صبح بهتاریخ ۱۳ ثور ۱۴۰۴ میزبان اسپیسی با عنوان «ناموسپنداری زنان؛ سنت مقدس یا توجیهی برای زنکشی؟» بود. در این برنامه، جمعی از نویسندهگان، جامعهشناسان و کنشگران حوزه زنان، گرد هم جمع شدند تا روی این مهم، مکث کرده و به بررسی آن بپردازند. در این اسپیس، به ابعاد مختلف ناموسپنداری، زنکشی، جلوههای آن، دلایل و راهکارها پرداخته شد. سخنرانان این بحث، منیژه بهره، جامعهشناس، مرسل سیاس، نویسنده و فعال حقوق بشر، مزدا مهرگان، شاعر و کنشگر، و سائمه سلطانی، نویسنده، بود.
در ابتدای بحث، منیژه بهره، جامعهشناس، به مفهومشناسی مساله ناموسپنداری زنان پرداخت. او در مقدمه، ناموسپنداری را ذیل خشونت ساختاری عنوان کرد که در نتیجه آن جامعه از زن یک انسان بیهویت، مطیع، منفعل و وابسته به مردان میسازد. وی در رابطه به اینکه چرا موضوع ناموس صرف به زنان گره خورده است، افزود که ساختار مردمحوری و افکار مردمحورانه در جامعه باعث میشود مردان اقتدار سنتی خود را تداوم ببخشند. بنابراین، برای حذف زنان از صحنه اجتماع هنجارهایی را ایجاد کردهاند تا از این طریق فرهنگ و ایدیولوژی مردمحور را ادامه دهند. این فرهنگ نقش زن را در حریم خصوصی محدود ساخته و بهخوبی از این امر واقف است که ورود زنان به حوزه عمومی، زمینهساز آگاهی برای آنان است و از این طریق میتوانند به هویت مستقل دست یابند. بنابراین، برای محدود ساختن زنان، ارزشها و هنجارهایی ایجاد شده که زنان باید پایبند به آنها باشند و یکی از آن ارزشهای تحمیلی «ناموس» است.
در واقع، ناموسپنداری یک پدیده اعمال فشار، نظارت و کنترل بر زنان است که این پدیده زنان را محدود ساخته و در صدد سلب هویت زن است و او را بهعنوان انسان دارای هویت مستقل قبول نداشته و حامل هویت مرد و تحت انقیاد مرد میداند. مورد دیگری که خانم بهره به آن اشاره کرد، تلقی از ناموس بهعنوان ارزش جمعی و خانوادهگی است. این امر سبب فشار مضاعف بر زن میشود و در صورتی که زنی به هویت مستقل دست یابد و آزادی نسبی در گفتار و عملکرد خود داشته باشد، از طرف خانواده طرد یا مورد خشونت و آزارواذیت قرار میگیرد. همچنان، ناموسپنداری زنان حامل کدهای اخلاقی و رفتاری بر زنان است که زنان مجبور به تبعیت از آنها هستند.
مرسل سیاس، به جلوهها و مصداقهای عینی ناموسپرستی زنان اشاره کرد و گفت: «ناموسپرستی در تمام ابعاد زندهگی زنان در افغانستان وجود دارد که از خانواده شروع میشود. بدن زن ملکیت مردان خانواده محسوب میشود. برای همین کوچکترین تصمیمگیری زنان از پوشش گرفته تا رفتن به دانشگاه و کار کردن، وابسته به مردان خانواده است.» او همچنان به این نکته اشاره کرد که معمولاً «ناموس» را در افغانستان برای حفاظت از زنان بهکار میبرند، اما در واقع این حفاظت نیست، بلکه محدود کردن است.
مزدا مهرگان به گفتمان و زبانی که ناموسپنداری را در جامعه عادیسازی میکند، پرداخت. او تاکید کرد که ساختار فرهنگی جامعه، ناموس را موجه میسازد و این به مردان اجازه میدهد که زن را متعلق به خود بدانند و بر آنها تسلط داشته باشند. همچنان، قوانین تبعیضآمیز، دین و رسانهها باعث تقویت و بازتولید تفکر ناموسی میشوند. خانم مهرگان به مصداقهای عینی و برایند تفکر ناموسی در جامعه نیز اشاره کرد.
سائمه سلطانی به ساختار جنسیتی در افغانستان پرداخت و گفت که جامعه حوزه بیرونی را مختص مردان دانسته و برعکس فضای درونی را به زنان اختصاص داده است. در این ساختار، کنترل مردان صرف فضای بیرونی را شامل نمیشود، بلکه در فضای داخلی نیز از قدرت کامل برخوردارند و زنان در هیچ عرصه استقلالیت کامل ندارند. این حتا عرصه داخلی خانه را هم شامل میشود؛ چون زنان در خانه صرفاً نقش خدماتی را بر عهده دارند. به نظر او، تملک بر بدن زن، یک مساله جهانی، اما مساله ناموسپنداری زنان یک مساله مذهبی است؛ چون ساختار قدرتی که در چنین جوامعی وجود دارد، بر محور نجابت، معصومیت و طهارت است که میخواهند این نجابت را با زدودن زن از فضای بیرونی حفظ کنند. طالبان نیز با تکیه بر چنین ساختاری، زنان را از فضای بیرون حذف کردهاند.
در لحظات پایانی برنامه، مخاطبان نیز در این بحث سهم گرفتند. از آن میان، هلن فرمان به تفاوت بین زنکشی و قتل ناموسی پرداخت. او اشاره کرد که زنکشی ممکن است علتهای متفاوتی در مقایسه با سایر قتلها داشته باشد. او گفت که قتل ناموسی بهصورت جمعی صورت میگیرد، اما سایر خشونتها، معمولاً به دست مردی که نزدیکی بسیار دارد، صورت میگیرد. همچنان، قتل ناموسی، قتل عمد محسوب شده و بهصورت برنامهریزیشده انجام میشود و ممکن است مرتکب قتل از سوی جامعه تقدیر شود.
یادداشت: این گزارش بسیار مختصر از موضوعاتی است که در برنامه به بحث گرفته شد. شما میتوانید برنامه را بهصورت کامل در پادکست روزنامه ۸صبح بشنوید.






