سال پار (۱۴۰۰) سال بدبختی، سیاه و تاریک در تاریخ معاصر کشور به حساب میرود. در این سال نظام فروپاشید، امنیت نسبی که وجود داشت برهم خورد، اقتصاد و تجارت فرو ریخت، یک لقمه نان مردم گرفته شد، بیکاری و فقر به اوج خود رسید، هزاران خانواده در بدترین شرایط به کشورهای همسایه آواره و بیچاره شدند و جوانان برای پیدا کردن یک لقمه نان برای خانواده خود دست به کارهای شاقه و انجام اموری زدند که چند قرص نان برای شبشان پیدا شود.
طرف دیگر با سقوط نظام که مکاتب، مراکز آموزشی، دانشگاههای دولتی و خصوصی بسته شدند، دو ماه بعد از آن دوباره آغاز به فعالیت کردند. با وجود همه مشکلات و بدبختی، شکنجه و ظلم گروه حاکم، بازهم امیدی برای بقا وجود داشت؛ اما طالبان در یک تصمیم فوری دروازههای مکاتب بالاتر از صنف ششم را بستند. این اقدام واکنش داخلی و خارجی را در قبال خود داشت؛ ولی طالبان تا امروز هیچگاهی تمکین نکردهاند. بارها برای گشودن دروازههای مکاتب بالاتر از صنف ششم از طرف مقامهای طالبان وعدههایی داده شد، اما هیچگاهی جنبه عملی و تطبیقی نداشت.
فعالیت دانشگاهها مشروط به تفکیک صنفهای درسی پسرانه و دخترانه و پوشیدن حجاب توسط دانشجویان دختر گفته شد. دانشگاهها با درنظرداشت شرطهای وزارت تحصیلات عالی گروه طالبان، صنفهای درسی و حتا اوقات درسی دختر و پسر را جدا کردند. دانشجویان دختر ملبس با چادرهای سیاه، چپنهای سیاه و ماسک به صنفهای درسی حاضر میشدند. من بهعنوان یک آموزگار/استاد بارها شاهد بودهام که طالبان وقت و ناوقت در اوقات درسی دختران مسلح وارد دانشگاه شده و دانشجویان دختر را تحقیر و توهین کردهاند که حجاب شرعی و اسلامی رعایت نشده است.
در دانشگاهی که من تدریس میکنم، از جمله اساتید سه نفرشان مولوی و افراد متخصص حوزه دینی و اسلامیاند، اما هیچگاهی تعریف گروه طالبان از حجاب اسلامی و شرعی را نتوانستهایم بدانیم. بارها با نمایندههای وزارت تحصیلات عالی گروه طالبان و نمایندههای وزارت امر به معروف و نهی از منکر این گروه بحث کردهایم که منظورشان از حجاب اسلامی و شرعی چیست. حجاب و پوشش مورد نظر آنها چیست که دانشجویان همانگونه خود را آماده بسازند. ولی هیچگاهی جواب قانعکننده و مشخص ارایه نکردهاند؛ مدام فقط حجاب اسلامی میگویند و بس. هیچگاهی تعریفی از اینکه حجاب اسلامی از منظر گروه طالبان چیست، ارایه نشده است.
گروه طالبان با آنکه هیچگاه تعریف واضح و مشخص در مورد حجاب دانشجویان دختر و زن نتوانستهاند مطرح کنند، بارها به بهانههای مختلف مانع ورود دختران به دانشگاهها شده و با ابزار دین و همین حجاب دختران را در محضر عام توهین و تحقیر کرده و حتا شلاق زدهاند. سرانجام در یک اقدام فوری و فرستادن مکاتیب به دانشگاههای دولتی و خصوصی، دروازه دانشگاهها را به روی دانشجویان دختر بستهاند. این حرکت طالبان موجی از واکنشها و انتقادات را در پی داشته است. تعدادی از اساتید دانشگاهها در واکنش به این امر، استعفا داده و تا دوباره باز شدن دانشگاهها به روی دانشجویان دختر درس و تدریس را تحریم کردهاند. در ادامه گروه طالبان تمامی مراکز آموزشی را به روی دختران بستهاند و حتا مدارس دینی که دختران در آنها آموزش دینی فرا میگرفتند را مسدود کردهاند. به تعقیب آن از ورود کارمندان زن و دانشآموختهگان دختر به دانشگاهها و معلمان زن به مکاتب ممانعت کردهاند.
وزیر تحصیلات عالی گروه طالبان نهتنها اکتفا به بسته کردن دانشگاهها نکرده، بلکه در بیانیهای در شبکه ملی که زیر حاکمیت طالبان فعالیت میکند، دلیل مسدود کردن دانشگاهها به روی دختران را در چهار مورد که در حقیقت توهین و اهانت بزرگی به تمامی زنان و دختران این کشور است، بیان کرد:
۱- حضور دختران در خوابگاه و رفتوآمد آنها بدون محرم؛
۲- عدم رعایت حجاب از سوی دانشجویان دختر؛
۳- اختلاط میان زنان و مردان در دانشگاهها؛
۴- حضور زنان در دانشکدههایی مثل مهندسی و زراعت که «به عزت و وقار آنها» نیست.
این بیانات وزیر تحصیلات عالی گروه طالبان توجیهی برای بستن درب دانشگاهها به روی دختران و در ضمن اهانت و توهین بزرگی به قشر دانشجو و تمامی زنان این کشور است که همه را متهم به بیراهه بودن و فحاشی میکند.
وزیر تحصیلات عالی گروه طالبان قبلاً نیز بیانات و حرفهایی در قبال جوانان و دانشجویان داشته است که مضامین و مفردات درسی دانشگاهها را غیرشرعی و غیردینی خطاب کرده بود. او دانشگاهها را محلی برای روسپیگری و فحاشی و مکانی غیراسلامی و در مغایرت با ارشادات دینی و اسلامی خوانده بود. آنچه قابل مکث و تاهنوز گنگ و لاجواب برای مردم افغانستان و قشر جوان است، این است که هیچگاه مسوولان گروه طالبان وضاحت ندادهاند که مقصد این گروه از مضامین سچه اسلامی کدامها است؟ تعریف گروه طالبان از حجاب اسلامی چیست؟ طالبان چرا با دانش و آگاهی ضدیت دارند؟ درس، تحصیل و کار خانمها چه مشکل دینی دارد؟ دهها سوال دیگری که هیچیک از مقامهای طالبان پاسخی برای آن ندارند و نمیتوانند قناعت قشر تحصیلکرده و جوان افغانستان را فراهم بکنند.
به باور نگارنده طالبان نمیتوانند دلایل و موارد مستدلی بیاورند که ممانعت شرعی و دینی در مورد تحصیل و کار زنان را بیان کند. علما و دانشمندان از کشورهای مختلف اسلامی عملکرد طالبان را نکوهش کرده و در مورد تعلیم و تحصیل زنان بارها واکنش نشان دادهاند؛ اما هیچگاهی طالبان از خر جهالت خود پایین نیامده و تمکین نکردهاند. آنچه مبرهن است، اینکه طالبان در طول این یک سال و چهار ماه از حاکمیت دوبارهشان در افغانستان همیشه تعریف غلط از اسلام و دین دارند و حتا آیات و احادیث مبارک را تحریف میکنند و آنچه به میل خودشان باشد، بیان میدارند. اسلام و دین برای طالبان ابزاری بیش نیست. از دین بهعنوان یک حربه و فشار برای حاکمیت قومی و قبیلهای خود استفاده میکنند.
اینکه طالبان چرا به زنان اجازه تحصیل و کار نمیدهند، نیز دلیل شرعی ندارد، بلکه انگیزه و مخالفت طالبان با تعلیم و تحصیل دختران مشکل فرهنگی و قبیلهای است. در فرهنگ قبیله، زن بهعنوان کالا و جنس بوده و قابل معامله است. در آن فرهنگ، زن برای ارضای شهوت مردانه استفاده میشود و بس. زن اگر تحصیل کرد و حق خودش را شناخت، مردانهگی جنس نر قبیله زیر سوال میرود و دیگر در قریه و منطقه خود به قول خودشان آبرو و غیرت ندارد. گروه طالبان با پوشش دین، فرهنگ بدوی و قبیله را بالای مردم تحمیل میکند، ورنه تعلیم و تحصیل زنان بارها توسط بزرگترین دانشمندان جهان اسلام وضاحت داده شده است، ضمن اینکه مشکل دینی و شرعی ندارد، بلکه الزامیت و فرضیت نیز دارد.
به قول شاعر: «از خدا میگوید اما بتپرستی میکند/کرده امیال قبیله، دین ابراهیم را//نیم از جهل است و نیم دیگر از دیو پلید/شرح بخشیدم برادر وحشت تقسیم را//سر به سوی کعبه و دلها به سوی دیوبند/خاک لعنت میفرستد این چنین تعظیم را»
برای بیرونرفت از این وضعیت، نه گفتن به فرهنگ قبیله است که ایستادهگی در مقابل جهل و نادانی طالبانیسم از هر راه ممکن میباشد. منتظر دنیا و اعلامیه کشورهای بیرونی نیز نباید بود. دنیا نظارهگر مطلق و در ضمن حمایتکننده طالبان است. میباید خود ما سکاندار رقم زدن این برگه تاریخ باشیم و برای زدودن جهالت و نادانی توام با ظلم و وحشت طالبانی، سکوت را بشکنیم و از انفعال برآییم.
این شب سیاه را پایانی است، فردای روشن آمدنی است!






