رویاهای خاموش
آن شب برق نبود. کوچه در تاریکی فرو رفته بود و تنها نور کمرنگ ماه از میان ابرها روی دیوارهای خاکی میافتاد. در یکی از خانههای قدیمی شهر، دختری کنار چراغ نفتی نشسته بود و به صدای باران گوش میداد. اسمش سارا بود. سارا سیزده سال داشت و یک عادت عجیب داشت: هر شب پیش از خواب، آیندهاش را تصور میکرد. نه آیندهای که در تلویزیون دیده بود و نه آیندهای که دیگران برایش تعریف کرده بودند؛...
پنج سال مبارزه؛ راهی که خودم ساختم
آن روز را خوب به خاطر دارم. امتحان جغرافیه داشتم. یک روز قبل از امتحان، در همان اتاقی که همیشه مصروف درسخواندن بودم، برای امتحان جغرافیه آمادهگی میگرفتم. تکتک صفحات کتاب و سوالهای تمرین فصل را مرور میکردم. در جریان درسخواندن بودم که مادرم وارد اتاق شد. کاسه غذا در دستش بود و گفت: «نرگسجان، تو به خاطر درسهایت درست غذا هم نمیخوری. چند بار صدایت کردم، سر سفره غذا نیامدی. پدرت گفت غذایت را در اتاقت...
درهای بسته مکتبها؛ دخترانی که از آموزش بازماندند
در افغانستان هزاران دختر نوجوان در حالی روزهای خود را در خانه سپری میکنند که پیش از تعطیلشدن آموزش، برای رفتن به مکتب، دانشگاه و ساختن آینده مستقل برنامه داشتند. شماری از آنان پس از پایان صنف ششم دیگر اجازه ادامه آموزش رسمی را نیافتهاند و با گذشت سالها، فاصله آنان از محیط آموزشی بیشتر شده است. یونیسف (United Nations Children's Fund) در آگست ۲۰۲۶، اعلام کرد که بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از زمان...
وقتی «بلی» انتخاب دختر نیست؛ ازدواجهای اجباری و زیر سن
در برخی خانوادهها، تصمیم درباره ازدواج دختران بیشتر از سوی دیگران اتخاذ میشود، بهجای آنکه به خود آنان فرصت انتخاب داده شود. دخترانی که هنوز در سن آموزشند یا برای آینده خود برنامه دارند، گاهی با تصمیم خانوادههایشان وارد زندهگی مشترک میشوند؛ تصمیمی که برای برخی، بهمعنای پایان آموزش و آغاز مسوولیتهایی است که برای پذیرش آن آمادهگی ندارند. ازدواجهای اجباری و زیر سن، زندهگی شماری از دختران را تحت تاثیر قرار داده است. فشار خانواده، مشکلات...
من «فوتونی» بودم که میخواست از شکافهای جهل عبور کند
بیک در وسط اتاق باز است، اما دستم به بستن آن نمیرود. لباسهایم هنوز پراکندهاند و چیزی که بیش از همه در میان آنها سنگینی میکند، مدرکم است؛ همان تکهکاغذی که روزی برای داشتنش، لمسکردنش و بهدستآوردنش سخت جنگیدم. حالا که آن را بهدست آوردهام، در دستانم سنگینی میکند؛ چون در سرزمینی که قرار است به آن برگردم، دانش دیگر معنایی ندارد. آنجا صدای آرزوها خاموش شده و زنان در رگبار فراموشی گرفتار شدهاند. مدرک را از...
حلقههای کتابخوانی؛ پناهی برای دختران در روزگار محدودیتهای آموزشی
در میان محدودیتهای آموزشی و کاهش فرصتهای حضور دختران در محیطهای آموزشی، شماری از دختران در افغانستان برای ادامه مطالعه و یادگیری به حلقههای کتابخوانی روی آوردهاند. این حلقهها که معمولاً در گروههای کوچک برگزار میشوند، فرصتی برای مطالعه کتاب، گفتوگو درباره موضوعات اجتماعی و فرهنگی و تبادل نظر میان دختران فراهم کردهاند. شماری از دخترانی که در این حلقهها شرکت میکنند، میگویند کتابخوانی برای آنان تنها سرگرمی نیست، بلکه راهی برای ادامه یادگیری و حفظ ارتباط...
روز جهانی دختر؛ روایت قربانیان جدامانده از جهان
۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، است. از این روز بهمنظور حمایت و تاکید بر حقوق دختران، آموزش، برابری فرصتها و ایجاد آینده بهتر برای دختران جهان گرامیداشت میشود. شعارهای برگزیدهشده در سالهای مختلف بهمناسبت این روز، بر هدف مشخصی تمرکز دارد: حمایت از حقوق و آزادی دختران. شعار سال ۲۰۲۶ از سوی سازمان ملل متحد و یونیسف، «پایانبخشیدن به ازدواج زودهنگام دختران» است؛ مسالهای که در پنج سال گذشته در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان بهگونه نگرانکننده افزایش...
بستهشدن آرایشگاههای زنانه؛ روایت آرایشگران زن از بیکاری و تلاش برای ادامه زندهگی
پس از بازگشت طالبان به قدرت محدودیتهای گستردهای بر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی زنان در افغانستان اعمال شده است. این محدودیتها در کنار محرومیت زنان از آموزش و بسیاری از فرصتهای کاری، بخش بزرگی از زنان شاغل را با بیکاری و مشکلات اقتصادی روبهرو کرده است. در این میان، بستهشدن آرایشگاههای زنانه یکی از تصمیمهایی بود که هزاران زن را از محل کار و منبع درآمد محروم کرده است؛ زنانی که برای بسیاری از آنان آرایشگری تنها...
(۹) ورقهای ناتمام امتحان پشتو؛ دختری که دو بار از درس بازماند
تبسم وقتی از روز امتحان پشتو حرف میزند، برای لحظهای مکث میکند. نگاهش به نقطهای دور خیره میماند؛ گویا هنوز در همان صنف است، پشت میزش نشسته و به ورق امتحانیاش نگاه میکند؛ ورقی که قرار بود پاسخهایش را روی آن بنویسد، اما هیچوقت فرصت نکرد آن را تا آخر پُر کند. آن روز، تبسم دانشآموز صنف دهم در افغانستان بود. شاگردان برای امتحان پشتو آماده شده بودند. ورقها روی میزها قرار داشت و هرکدام سرگرم نوشتن...
(۴) روایتی از پشت میلهها؛ در زندانهای طالبان چه بر زنان میگذرد؟
یادداشت: بیش از پنج سال از تسلط طالبان بر افغانستان میگذرد و در این مدت، صدها زن از سوی طالبان اختطاف، بازداشت و زندانی شدهاند؛ زنانی که بسیاری از آنان، بدون اثبات جرم و در پی اتهامات مبهم یا مسایل خانوادهگی و اجتماعی گرفتار زندان شدهاند. آنچه در پُشت میلههای زندان بر آنان گذشته و میگذرد، بخشی از تجربههای تلخ زنان افغانستان در رژیم دوم طالبان است. روایت حاضر بخشی از مشاهدات و تجربههای مستقیم نویسنده از...










