• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۲ میزان ۱۴۰۵ - ۲۴ سپتمبر ۲۰۲۶
روزنامه ۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
روزنامه ۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

اگر داستان‌نویسان همه بمیرند، از یک جامعه چه کم خواهد شد؟ گفت‌وگو با منیژه باختری

۸صبح ۸صبح
۲۷ ثور/اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷ می ۲۰۲۶ [t_time:1779000400]
Exclusive

Exclusive

منیژه باختری در کابل تولد شد، در همین شهر پرورش یافت و از خردسالی، فضای فرهنگی و شاعرانه خانواده او را به‌سوی ادبیات کشاند. در رشته ژورنالیسم، کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را به‌دست آورد و از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ در دانشکده ژورنالیسم دانشگاه کابل به تدریس پرداخت. او سال‌ها در این حوزه تدریس، پژوهش و نوشتن را ادامه داد. علاوه بر این، در بخش ادبیات و فرهنگ نیز سفر کرد و نوشت.

آثار زیر را در این حوزه‌ها منتشر کرده است:

  • «جهان دل‌انگیز خبر»
  • «اخلاق و حقوق در ژورنالیسم»
  • «انگبین نیشخند و شرنگ نوشخند»
  • «روزنامه‌نگاری ادبی»
  • «۹۳ سال رسانه و قانون»
  • «دستینه‌های بی‌دستور»

باختری در ادبیات داستانی نیز کار کرده، داستان نوشته و می‌نویسد و به خلق رمان می‌اندیشد. این کتاب‌ها را در این بخش منتشر کرده است:

  • «سه پری» (داستان‌های کوتاه)
  • «چار دختر زردشت» (رمان)
  • «خاکستر شیرین» (رمان)
  • «دفی برای گلسا» (رمان)

باختری در سال ۲۰۰۷ به وزارت خارجه افغانستان پیوست و دیپلمات شد. در حال حاضر، سفیر افغانستان در ویانا و نماینده دایمی افغانستان در نهادهای بین‌المللی مستقر در این شهر است. او در زمینه حقوق زنان نیز فعالیت کرده و زنده‌گی و مبارزاتش در قالب فلم مستندی به‌نام «آخرین سفیر» در اوایل سال ۲۰۲۵ به‌نمایش درآمد.

در این گفت‌وگو، او سخنان تازه‌ای درباره ادبیات، داستان و نقش ادبیات در تحولات و زنده‌گی مطرح کرده و برای مخاطبان، دیدگاه‌های جدیدی دارد.

۸صبح: یک رمان چگونه می‌تواند هویت یک جامعه را به مخاطبان جهانی منتقل کند؟

منیژه باختری: رمان شناسه و بازتاب هویت یک ملت است. به تعبیر دیگر، رمان تاریخ هنری یک ملت است. ملتی که رمان ندارد، به باور من نمی‌تواند روایت موثری از خود به جهان ارایه کند. رمان با بازتاب و بازنمایی احساسات و اندیشه‌های انسانی در یک بستر فرهنگی خاص، همسانی‌ها و ناهمسانی‌ها را میان انسان‌ها نشان می‌دهد و این‌گونه هویت یک جامعه را قابل درک و دست‌یافتنی می‌سازد.

با آن‌که قصه‌گویی، چه در چارچوب ادبیات نوشتاری و چه در ادبیات شفاهی ما، تاریخ پُرپیشینه‌ای دارد، اما رمان ژانری معاصر است که در افغانستان چندان شناخته‌شده نیست. با این حال، مردم ما با شهرزاد قصه‌گو پیوند دیرینی دارند و شعر و قصه‌ها بخش مهمی از هویت جامعه فارسی‌زبان است. ما با روایت‌های کهن داستانی و نیمه‌داستانی مانند اوستا و شاهنامه، هویت استوره‌ای تاریخی خود را شناخته‌ایم. با قصه‌های مثنوی معنوی، گلستان، منطق‌الطیر، هفت پیکر، ویس و رامین و ده‌ها اثر برازنده دیگر آشنا استیم و آن‌ها را بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی خود می‌دانیم؛ جدا از این‌که هدف آن قصه‌گویی‌ها، بیش‌تر بازگویی یک فهم فلسفی، وجودی و تفکر در قالب قصه بوده است؛ آن‌گونه که مولانا می‌گوید:

«ای برادر، قصه چون پیمانه‌ای است
معنی اندر وی مثال دانه‌ای است»

من اما بخشی از جهان را با رمان‌هایش می‌شناسم، تا جایی که این آثار بر داوری‌ها و پیش‌داوری‌های تاریخی و سیاسی من اثرگذار بوده‌اند؛ در بسیاری موارد، پیش‌داوری‌هایی در ذهنیتم ایجاد کرده‌اند؛ حالا خوب یا بد. من به روسیه و امریکای لاتین هرگز سفر نکرده‌ام، اما این کشورها را با ادبیات آن‌ها می‌شناسم. به این معنا، شناختی که از آن کشورها دارم، وامدار ادبیات آن‌ها، به‌ویژه ادبیات داستانی‌شان است.

روسیه قدیم را با فیودور داستایوفسکی، لئو تولستوی، الکساندر پوشکین، آنتوان چخوف و ده‌ها نویسنده دیگر روسی می‌شناسم و دوست می‌دارم. امریکای لاتین را با نویسنده‌گانی مانند گارسیا مارکز، خورخه بورخس و ماریو بارگاس یوسا کشف کرده‌ام و تصور می‌کنم که رمان‌های این نویسنده‌گان بزرگ، در بازتاب هویت اجتماعی و فرهنگی‌شان، نقش مهمی داشته‌اند.

گاهی موضوعی جهان‌شمول چون مهاجرت در ادبیات داستانی نیز به هویت بخش بزرگی از مردم می‌پردازد. جومپا لاهیری، وقتی درباره زنده‌گی در غربت و نوستالژی می‌نویسد، در واقع هویت دورافتاده‌گان از وطن را از دریچه‌ای روایت می‌کند که همذات‌پنداری هر مهاجر و مسافری را برمی‌انگیزد.

در استانبول، از جایی می‌گذشتم که چشمم به «موزیم معصومیت» خورد. رمان «موزیم معصومیت» را اورهان پاموک، نویسنده معاصر ترکیه، نوشته است. متوجه شدم که او بر اساس محتوا و جهان همین رمان، این موزیم را در ترکیه ساخته است. همان‌گونه که شخصیت اصلی داستان به جمع‌آوری اشیای مربوط به معشوقه‌اش می‌پردازد و هر شی برای او خاطره و معنای ویژه‌ای دارد، در این موزیم نیز اشیای مشابه گردآوری شده‌اند. اگر اشتباه نشنیده باشم، حتا شماری از عاشقان و بازدیدکننده‌گان نیز اشیای شخصی و معنادار خود را به این موزیم اهدا می‌کنند. این تجربه یکی از نمونه‌های زنده و هم‌زمان پیوند میان یک رمان و یک فضای فرهنگی و زیسته در جهان واقعی است.

۸صبح: رمان تا چه اندازه می‌تواند فضای یک جامعه بسته و محدود را تغییر بدهد یا از نو بسازد؟

منیژه باختری: تصور نمی‌کنم که رمان‌ها یا هر آفریده ادبی دیگر بتوانند فضای یک جامعه بسته را به‌سرعت تغییر بدهند یا طرحی نو دراندازند؛ زیرا مولفه‌های زیادی در این میان نقش دارند. آفریده‌های ادبی، خلاف خبررسانی، تحلیل‌های سیاسی و ستون‌نویسی‌های اجتماعی، فوری و آسان‌یاب نیستند و نحوه توزیع و رسانش آن‌ها به مخاطبان نیز متفاوت و زمان‌گیر است. حتا بهترین آثار داستانی، سال‌ها پس از آفرینش‌شان تجزیه و تحلیل شده‌اند و لایه‌های پنهان و عمیق آن‌ها کشف شده است؛ یعنی اگر اثرگذاری هم داشته‌اند، سال‌ها، دهه‌ها و حتا صدها سال پس از آفرینش اتفاق افتاده است.

در درازمدت، بدون شک آثار ادبی در تغییر ذهنیت مردم نقش مهمی دارند. وقتی هنریک ایبسن آثاری چون «خانه عروسک»، «بانوی دریایی» یا «هدا گابلر» را نوشت، در همان زمان توجه چندانی به او و آثارش نشد؛ تا جایی که خشمش را برانگیخت. حتا مدتی به دلایل گوناگون، از جمله همین بی‌اعتنایی، از ناروی بیرون شد و وقتی بازگشت، نسبت به مردم خود هرگز مهربان نشد. با این همه، سال‌ها بعد آن‌چه او در آثارش مطرح کرده بود، اتفاق افتاد.

منظورم این نیست که آفریده‌های ایبسن به‌تنهایی جامعه بسته ناروی را دگرگون کرد، اما بدون شک، در درازمدت آثار او و دیگر همگنانش در تغییر دیدگاه‌های عمومی نقش داشته‌اند.

از سوی دیگر، بسیاری از نویسنده‌گان با هدفی از پیش تعیین‌شده برای تغییر جامعه نمی‌نویسند. رمان نوشتن یک هنر است و مثل هر کار هنری دیگر، بیش‌تر از هر چیز به ذات خود، یعنی هنر و ادبیات، وفادار می‌ماند. نویسنده‌گان درباره پیرامون، آدم‌ها، جهان، روابط و بالاخره فراتر از جهان می‌نویسند. به عمق ذهن آدم‌ها سفر می‌کنند، روان آدم‌ها را می‌کاوند و لایه‌های پنهان ذهن آدمی را عریان می‌کنند. این کار کم‌وبیش به تاریخ‌نگاری شبیه است تا برنامه‌های هدفمند برای تغییر اجتماعی.

نویسنده‌گان همیشه آدم‌های برتر از دیگران نیستند که بخواهند نصیحت و موعظه کنند یا با پیام‌های اخلاقی، جامعه را دگرگون بسازند. با این هم، در ذات هنر، مسوولیت و تعهد نهفته است و این دو، مفاهیم جدا از هم نیستند.

۸صبح: خلق رمان‌ها چه نقشی در ایجاد انقلاب اجتماعی در یک جامعه خواهد داشت؟

منیژه باختری: تا جایی که من می‌دانم، رمان‌ها به‌تنهایی تا کنون نقش مستقیم در ایجاد انقلاب اجتماعی نداشته‌اند. برای یک انقلاب اجتماعی، مولفه‌های زیادی باید هم‌زمان در کنار هم قرار بگیرند، اما هنر، ادبیات و تولید محتوا، به‌گونه‌ای پیوسته و هدفمند، بدون شک در تغییر ذهنیت‌ها و افزایش سواد و دانش نقش مهمی دارند و می‌توانند در درازمدت به انقلاب اجتماعی بینجامند.

می‌توانم جامعه ایران را دست‌کم در صد سال اخیر مثال بزنم. در ایران، پیوسته در حوزه‌های گوناگون، از جمله ادبیات داستانی، محتوا تولید شده است. اشتراک فعال در کتاب‌خانه‌ها، تالارهای گفت‌وگو، نمایش‌ها و برنامه‌های ادبی و هنری، به بخشی از فرهنگ مردم تبدیل شده است. سطح سواد به‌گونه‌ای شگفت‌انگیز در میان اقشار مختلف جامعه، بدون تفکیک‌های جنسیتی، گسترش یافته و همین امر سبب شده است که مردم آگاهانه‌تر برای پیشرفت و تغییر تلاش کنند، گفتمان بیافرینند و روحیه پرسش‌گری را بهبود بخشند.

در کشورهای دیگر نیز مثال‌های برازنده‌ای از تاثیرگذاری رمان‌ها بر افکار عامه وجود دارد. به‌گونه مثال، «کلبه عمو تام» در برچیدن نظام برده‌داری در امریکا یا «بینوایان» ویکتور هوگو در ایجاد همدلی میان اشراف و مردم عادی، نقش مهمی داشته‌اند.

رئالیسم سوسیالیستی، پیش از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن، در ترسیم روایت سوسیالیستی به‌گونه گسترده تولید شد. از نویسنده‌گان معروف این جریان، ماکسیم گورکی و نیکولای استروفسکی با کتاب‌های «مادر» و «فولاد چگونه آبدیده شد» در گسترش این جریان نقش داشتند و تاثیراتی نیز بر جای گذاشتند.

در مقابل این جریان، گونه دیگری از رمان‌نویسی در لایه‌های نیمه‌پنهان جامعه شکل گرفت که علیه جریان حاکم می‌نوشت و بعدها نیز بسیار مشهور شد. این آثار علیه ساختار نظام بودند، به قدرت نگاه انتقادی داشتند و پس از کاهش سانسور، جایگاه مهمی در ادبیات جهان پیدا کردند. (من در گذشته بیش‌تر آثاری را که برای تبلیغ سوسیالیسم و انقلاب شوراها به فارسی ترجمه شده بود، خوانده بودم، اما متاسفانه نام بیش‌تر آن‌ها را فراموش کرده‌ام.)

یک نکته جالب که تازه به یادم آمد، این است که حاکمان پس از انتشار رمان «دن آرام» و پس از تعریف‌ها و تمجیدهای نخستین، به‌تدریج متوجه لایه‌های فرامتنی آن شدند و دریافتند که برخلاف برداشت‌های نخستین‌شان، این رمان یک‌سره در خدمت روایت رسمی شوروی نیست. به همین دلیل گفته می‌شود که فشارهایی بر میخاییل شولوخوف وارد شد تا پایان رمان را تغییر بدهد و سرنوشت قهرمان داستان، گریکوری ملخوف، را گونه دیگری رقم بزند، که البته شولوخوف با وجود فشارها تسلیم نشد.

در افغانستان نیز داستان‌نویسان در دهه‌های سی تا هفتاد خورشیدی، علیه نابرابری‌های طبقاتی و اقتصادی بسیار نوشتند و این جریان سپس به چند شاخه تقسیم شد؛ گروهی که به قدرت دست یافتند و در راستای تبلیغ حکومت قلم زدند و چه‌بسا در دام شعار و پیام‌رسانی افتادند، و گروه دیگری که علاوه بر تمرکز بر دادخواهی و عدالت‌خواهی، جوهر ادبیات را در آثار خود زنده نگه داشتند.

قابل یادآوری است که شعر نسبت به داستان و رمان نقش سریع‌تری دارد؛ از لحاظ ساختار کوتاه‌تر و قابل دسترس‌تر است و به‌ویژه در شرق و افغانستان، شعر و شاعر از جایگاه والایی برخوردار استند. حتا داستان‌هایی که از طریق شعر و موعظه بیان شده‌اند، برای مردم ما انگیزه‌بخش‌تر اند تا داستان نو و رمان؛ زیرا این دو، تاریخ دیرینه‌ای در افغانستان ندارند.

۸صبح: اگر داستان‌نویسان همه بمیرند، از یک جامعه چه کم خواهد شد؟

منیژه باختری: پرسش عجیب و خواهش ناممکنی است. قصه و ایجاد روایت، یکی از عناصر شکل‌دهنده جوامع کوچک و بزرگ و در نهایت تمدن بوده است. ممکن است شیوه‌های ابراز آن از آغاز پیدایش انسان تا امروز تفاوت‌های زیادی کرده باشد، اما روابط انسانی که بر پایه قصه و روایت بنا شده‌اند، در واقع در تمدن انسانی نقش موثری داشته‌اند.

این از ویژه‌گی‌های انسانی است که با قصه ـ که گاهی ممکن است آن را غیبت نیز بنامیم ـ شبکه‌سازی می‌کند. به تعبیر یووال نوح هراری، انسان‌ها شبکه‌سازی می‌کنند. استوره‌ها، روایت‌های کهن و تاریخ استوره‌ای، در واقع قصه‌هایی از رویارویی انسان با طبیعت، هستی و یک‌دیگر اند.

همه آدم‌ها قصه‌گو اند، حتا اگر آن را ننویسند. بیش‌تر مادرکلان‌ها و پدرکلان‌ها قصه‌گو می‌شوند. من به یاد دارم که در کودکی ما، شفیع سهرابی، مامایم که بیمار و فلج بود، هر روز برای ما قصه پیامبران، معجزه‌های آنان و قصه‌های کابل قدیم را روایت می‌کرد. اگر روزی قصه تازه‌ای نداشت، ما کودکان ناراحت و سرخورده می‌شدیم و او از ذهن خود چیزی تازه می‌ساخت و برای ما تعریف می‌کرد.

کم‌تر خانواده‌ای در افغانستان یا به‌طور کلی در فرهنگ شرق است که با قصه و روایت بیگانه باشد. بدون شک، همه با تکنیک و زبان به‌گونه حرفه‌ای آشنا نیستند، اما قصه‌گویی، حتا اگر به داستان و رمان با آن تعریف‌هایی که ما از آن داریم تبدیل نشود، تا زمانی که انسان زنده است دوام خواهد آورد و به اشکال مختلف تولید و بازتولید خواهد شد.

۸صبح: یک رمان‌نویس باید بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ جامعه‌اش باشد یا آفریننده جهان آرمانی؟

منیژه باختری: هر دو. فکر نمی‌کنم آفرینش در این دو حوزه با هم تناقض داشته باشد. ما همه در ذهن خود یک جهان آرمانی داریم که بیش‌تر با جهان بیرونی و واقعیت‌ها منطبق نیست. از یک‌سو، دنیای ظالم، آشفته و وحشی بخشی از واقعیت زنده‌گی است و از سوی دیگر، هر انسانی آرمانی از خود دارد. از محاکات دنیای واقع تا بازتاب جهان آرمانی، هر دو از مصالح ادبیات استند.

۸صبح: در شرایطی که آزادی بیان محدود است، رمان‌نویس چگونه می‌تواند صدای مردم باقی بماند؟

منیژه باختری: وقتی آزادی بیان محدود می‌شود، بیش‌تر از همه نویسنده‌گان و شاعران در معرض سانسور و خودسانسوری قرار می‌گیرند؛ اما همواره راه‌هایی وجود دارد که بتوان از محدودیت‌ها عبور کرد یا آن‌ها را دور زد.

در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بسیاری از نویسنده‌گان و شاعران زبان نمادین و سرشار از سمبولیسم را برگزیدند. به‌گونه مثال، در داستان‌های کوتاه سپوژمی زریاب، مقاومت پنهان و درونی در برابر نظام حاکم دیده می‌شود. داستان‌های کوتاه «موزه‌ها در هذیان»، «تذکره»، «و دیوارها گوش دارند» و «رستم‌ها و سهراب‌ها» مثال‌های خوبی در این مورد اند.

همچنان شاعرانی چون واصف باختری، پرتو نادری، قهار عاصی، افسر رهبین، لیلا صراحت روشنی و ده‌ها تن دیگر، با استفاده از نمادگرایی، ارکاییسم و زبان استعاری، نوعی مقاومت سیاسی و فرهنگی را در آثار خود بازتاب داده‌اند. با این حال، آن صدای مستقیم و بلندی که جامعه در همان مقطع به آن نیاز داشت، در فضای اختناق و خفقان به‌دشواری امکان بروز می‌یافت.

در سطح جهان نیز نمونه‌های همانندی وجود دارد. در دوران سانسور در اتحاد جماهیر شوروی، نویسنده‌گانی مانند الکساندر سولژنیستن و بوریس پاسترناک با روایت‌های استعاری یا انتشار آثار در خارج از کشور، واقعیت‌های سرکوب را افشا کردند. همچنان، در امریکای لاتین نویسنده‌گانی چون گابریل گارسیا مارکز با بهره‌گیری از رئالیسم جادویی توانستند واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی را در چارچوبی هنری و غیرمستقیم بیان کنند.

حالا در افغانستان، بدون تردید نویسنده‌گان در حال خلق آثار اند، می‌آفرینند و حوادث و تجربه‌های خود و جامعه را در لایه‌های آفریده‌های ادبی بازآفرینی می‌کنند، اما در شرایطی که گروه طالبان هر گوشه‌ای از زنده‌گی خصوصی و عمومی را کنترل می‌کنند، انتشار آزادانه این آثار یا رونمایی آن‌ها در محافل عمومی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است؛ جدا از این‌که نوشتن زنان و درباره زنان نوشتن، حرام انگاشته می‌شود.

۸صبح: آیا ادبیات شکل‌دهنده هویت‌ها است یا بخشی از اجزای شکل‌دهنده هویت؟

منیژه باختری: ادبیات به‌تنهایی و به‌صورت مستقیم شکل‌دهنده هویت نیست. در واقع، هویت حاصل تعامل پیچیده تاریخ، فرهنگ، زبان، سیاست و جغرافیا است، اما بی‌تردید ادبیات یکی از عناصر مهم در فرایند شکل‌گیری، تثبیت و بازتعریف هویت به‌شمار می‌رود.

اگر از بحث هویت‌های ملی، سرزمینی و قومی فراتر برویم، در گفتمان‌های امروز، به‌ویژه در حوزه هویت‌های جنسیتی، نقش ادبیات برجسته‌تر می‌شود. در این چارچوب می‌توان از نوعی نوشتار یا روایت زنانه سخن گفت. البته این به‌معنای جدایی یا تقسیم ادبیات به زنانه و مردانه نیست، بلکه به‌عنوان تفاوت در تجربه، زاویه دید و زبان بیان مطرح است. به همین دلیل، حضور زنان نویسنده در ادبیات معاصر فقط یک حضور کمی نیست، بلکه می‌تواند به‌معنای طرح هویتی جهان‌شمول برای زنان نیز باشد.

۸صبح: آیا رمان می‌تواند مرزهای سیاسی و فرهنگی را از میان بردارد و انسان‌ها را به هم نزدیک‌تر کند؟ چگونه؟

منیژه باختری: در واقع ادبیات و هنر، به‌شکل انتزاعی، مرزهای سیاسی و فرهنگی را از میان برمی‌دارند و یک جهان واحد می‌سازند. در این جهان، دردهای مشترک، رنج‌های مشترک و آرمان‌های مشترک را هر کسی می‌تواند احساس کند و آثار ادبی و هنری را، متعلق به هر کشوری که باشد، از آن خود بداند.

این ایده که ادبیات و هنر مرزهای سیاسی و فرهنگی را از میان برمی‌دارند، در واقع به مفهوم «جهانی‌شدن تجربه انسانی» در ادبیات اشاره دارد. یعنی اگرچه هر رمان در یک بستر تاریخی و جغرافیایی خاص نوشته می‌شود، اما در عمق خود به تجربه‌هایی می‌پردازد که انسان در هر زمان و مکان می‌تواند آن را درک کند.

به همین دلیل است که وقتی ما «پاییز پدرسالار» را می‌خوانیم، دیکتاتور آن فقط متعلق به امریکای لاتین نیست، بلکه می‌تواند در ذهن خواننده به هر قدرت استبدادی در هر نقطه جهان شباهت پیدا کند. چه کسی این رمان باشکوه را خوانده و در آن دیکتاتور آشنای خود را ندیده است؟

همین‌طور در رمان «۱۹۸۴»، مفهوم «نظارت و کنترل» از یک حکومت خاص فراتر می‌رود و به یک هشدار جهانی درباره خطر از دست رفتن آزادی تبدیل می‌شود. آیا آن‌چه در افغانستان تحت حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان گذشت و آن‌چه امروز زیر حاکمیت طالبان می‌گذرد، مشابه آن فضا نیست؟

نقد ساختار قدرت و فساد ناشی از قدرت بی‌مرز که در «قلعه حیوانات» مطرح می‌شود، حتا تا امروز در بسیاری از جوامع چنان مصداق‌های عینی دارد که مرا به شگفتی و احساس تحسین نسبت به جورج اورول وا می‌دارد.

در «جنگ و صلح»، «دن آرام» یا «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند»، جنگ نه فقط یک رویداد روسی یا اروپایی، بلکه تجربه‌ای انسانی از ترس، مرگ، عشق و فروپاشی زنده‌گی عادی است. به همین دلیل است که خواننده در هر نقطه جهان می‌تواند خود را در میان آن روایت‌ها پیدا کند.

از سوی دیگر، آثاری مانند «مسخ» نشان می‌دهد که احساس بیگانه‌گی یا تبدیل‌شدن انسان به موجودی بی‌قدرت، محدود به یک جامعه خاص نیست، بلکه می‌تواند در هر نظام اجتماعی یا حتا در زنده‌گی مدرن امروز نیز تجربه شود.

«مرگ ایوان ایلیچ» برای هر انسان، تجربه‌ای ملموس از زنده‌گی و پایان آن است. چه کسی این داستان را خوانده و با آن همذات‌پنداری نکرده است؟ این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک زنده‌گی به‌ظاهر عادی و روزمره، در لحظه رویارویی با مرگ، معنایی کاملاً تازه و تکان‌دهنده پیدا می‌کند. به همین دلیل، این رمان در فرهنگ‌ها و زمان‌های مختلف خوانده شده است و در آینده نیز پرسش‌های بنیادینی که درباره زنده‌گی و مرگ در این داستان به‌ظاهر ساده و خطی مطرح شده است، خواننده‌گان را شگفتی‌زده خواهد کرد.

در نگاه نویسنده‌گانی مانند آلبر کامو، فرانتس کافکا، فیودور داستایوفسکی، ژان پل سارتر، صادق هدایت، رهنورد زریاب و صدها نویسنده دیگر، رنج انسان، پوچی زنده‌گی و تلاش برای معنا بخشیدن به آن، تجربه‌ای مشترک و جهان‌شمول است؛ حالا چه در شرق و چه در غرب.

از جانب دیگر، سلیقه‌های خوانش نیز مهم است. ممکن است با یک اثر احساس نزدیکی و همذات‌پنداری کنیم و با برخی آثار دیگر نه. مثلاً من با وجود بارها کوشش و خوانش، نتوانسته‌ام با آثار هاروکی موراکامی، اورهان پاموک، پائولو کوییلو یا الیف شافاک ارتباط برقرار کنم.

۸صبح: آیا سیاسی بودن یا سیاست‌مدار بودن می‌تواند یک رمان‌نویس را در جایگاه بهتری قرار بدهد و سبب شود تا کارش بیش‌تر خوانده شود؟

منیژه باختری: همه انسان‌ها، از جمله نویسنده‌گان، سیاسی اند. در دنیای امروز هیچ کنش کاملاً غیرسیاسی وجود ندارد، اما این‌که شغل نویسنده «سیاست» باشد یا این‌که نویسنده به‌عنوان «سیاست‌مدار» فعالیت کند، موضوع متفاوتی است.

نزدیکی یک نویسنده با سیاست، به‌ویژه با قدرت حاکم یا دولت بر سر اقتدار، می‌تواند در برخی موارد بر جایگاه ادبی و شیوه خوانش آثارش تاثیر بگذارد و حتا آن را تضعیف کند. این مساله البته در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است، اما در افغانستان، بسیاری از خواننده‌گان و مخاطبان بیش‌تر تمایل دارند آثاری را بخوانند که خالق آن‌ها در برابر قدرت سیاسی ایستاده باشد، نه این‌که در کنار آن قرار گرفته باشند.

اگر کلیت رمان‌نویسان جهان را بررسی کنیم، می‌بینیم که بسیاری از نویسنده‌گان یا مستقیم در سیاست فعال بوده‌اند یا در دوره‌هایی از زنده‌گی خود به‌شکل جدی درگیر کنش سیاسی شده‌اند. در ادبیات صد سال اخیر زبان فارسی در افغانستان، ایران، تاجیکستان و اوزبیکستان، نویسنده‌گان و شاعران تقریباً همه با سیاست درگیر بوده‌اند و در واقع، جنبش‌های عدالت‌خواهانه بیش‌تر توسط نویسنده‌گان رهبری شده است.

در ادبیات معاصر، این پیوند میان ادبیات و سیاست تقریباً اجتناب‌ناپذیر است، زیرا رمان و داستان، حتا زمانی که سیاسی نیستند، در سطحی عمیق‌تر به قدرت، جامعه، عدالت و انسان می‌پردازند. بنابراین، نویسنده یا در برابر ساختار قدرت قرار می‌گیرد، یا در گفت‌وگویی پنهان و آشکار با آن قرار دارد.

باید توجه داشت که رابطه ادبیات و سیاست همیشه یکسان نیست. گاهی نزدیکی نویسنده به قدرت باعث محدود شدن نگاه انتقادی او می‌شود و گاهی نیز همین نزدیکی، امکان مشاهده و روایت درونی‌تر از ساختارهای قدرت را فراهم می‌کند.

۸صبح: یک رمان‌نویس موظف به کار در راستای تغییر در جامعه است یا فقط روایت‌گر؟

منیژه باختری: باور من این است که کار اصلی یک رمان‌نویس، تغییر جامعه نیست، بلکه روایت‌گری است؛ البته نه روایت‌گری ساده و یک‌بعدی. در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. من به ادبیات متعهد باورمندم، اما ادبیات متعهد را یگانه روشنگر و عامل تغییر جامعه نمی‌دانم. این موضوع چندبعدی و پیچیده است.

بیان و بازتاب تفکر و ذهن انسان، خود یک هنر است؛ گاه ممکن است این تفکرات در خدمت تغییر جامعه، به آن معنایی که رایج شده است، نباشد. نویسنده‌گان حتا مجبور نیستند قهرمان دل‌خواه مردم را بیافرینند. شما در شاهنامه، قهرمان‌ها و ضدقهرمان‌ها را می‌بینید. در آن‌جا همه کنش‌ها به نام قدرت، میهن و گاه عشق شکل می‌گیرند. قهرمان‌ها با دیوها می‌جنگند، برای سلطنت خود افتخار می‌آورند و پایداری می‌آفرینند و در نهایت یک سبک حماسی باشکوه خلق می‌شود، اما ادبیات تنها در این قالب خلاصه نمی‌شود.

نویسنده می‌تواند بدون قهرمان‌سازی نیز هنر بیافریند. در بسیاری از رمان‌های مدرن، شخصیت اصلی ناگزیر به خدمت مردم یا ارزش‌های پذیرفته‌شده آنان نیست، قهرمان محبوب خلق نمی‌شود، یا حتا هیچ قهرمان کلاسیکی وجود ندارد. گاهی رمان تنها دغدغه‌های ذهنی انسان، اضطراب‌ها، تردیدها و تنهایی او را روایت می‌کند، بدون آن‌که قصد هدایت مستقیم مخاطب یا ساختن یک الگوی رفتاری داشته باشد. در این نگاه، رمان ابزار تغییر مستقیم جامعه نیست.

یک نکته مهم که گاه در گفتمان ادبیات نادیده گرفته می‌شود، توجه به نگاه فرامتنی و فراجهانی نویسنده به هستی است. در این رویکرد، نویسنده هستی را به‌مثابه یک کلیت گسترده‌تر می‌بیند که در آن، جامعه تنها یکی از پدیده‌ها است، نه تمام آن. به بیان دیگر، تمرکز از سطح مناسبات اجتماعی صرف فراتر می‌رود و به پرسش‌های بنیادین‌تری درباره وجود، معنا و جایگاه انسان در جهان کشیده می‌شود.

در چنین نگاهی، سرگشته‌گی انسان، احساس بیگانه‌گی، تجربه پوچی و بیهوده‌گی در جهانی که پرسش‌های بزرگ آن همچنان بی‌پاسخ مانده، در مرکز توجه قرار می‌گیرد. این‌جا رنج مداوم انسان اهمیت می‌یابد که نه صرفاً محصول ساختارهای قدرت یا روابط اجتماعی، بلکه نتیجه مواجهه انسان با ابهام و عظمت هستی است. به همین دلیل، بسیاری از مسایل روزمره یا حتا نظم‌های تثبیت‌شده اجتماعی، در برابر این پرسش‌های عمیق، رنگ می‌بازند و گاه بی‌اهمیت یا پوچ به نظر می‌رسند.

در بسیاری از آثار مهم جهان، شخصیت اصلی با نوعی نظام مبهم و غیرقابل فهم روبه‌رو است که بیش از آن‌که صرفاً یک ساختار اجتماعی باشد، نمادی از بی‌معنایی و بیگانه‌گی در جهان است. احساس پوچی و بی‌پاسخ‌ماندن پرسش‌های اساسی زنده‌گی به‌شکلی برجسته بازنمایی می‌شود. این آثار نشان می‌دهند که چگونه ادبیات می‌تواند از سطح جامعه فراتر رود و به تاملی عمیق‌تر درباره هستی و وضعیت انسان تبدیل شود.

۸صبح: یک سیاست‌مدار اگر رمان بنویسد، بیش‌تر از چه خواهد نوشت؟

منیژه باختری: بنجامین دیزرائیلی، رمان‌نویس انگلیسی، دو بار نخست‌وزیر شد. ماریو بارگاس یوسا، یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌گان پیرو، تا جایی در سیاست دخیل بود که نامزد ریاست‌جمهوری شد. ویکتور هوگو عضو پارلمان فرانسه بود، آندره مالرو، نویسنده فرانسوی، وزیر فرهنگ بود و پابلو نرودا عضو سنا و دیپلماسی بود.

بیایید به‌گونه مثال از یوسا گپ بزنیم. یوسا که به ادبیات متعهد باورمند بود، از نوجوانی تا سال‌های پایانی عمرش در سیاست فعال بود و در تمام رمان‌ها و آثارش جانب مردم و عدالت را گرفته است. او مدتی از طرفداران فیدل کاسترو بود و البته در آخر از او رو برگرداند و به یکی از منتقدان جدی او تبدیل شد.

یوسا در رمان «سور بز» علیه دیکتاتوری می‌ایستد و با خلق شخصیت‌های ماندگار، علیه دیکتاتوری، سکوت و سوءاستفاده از قدرت می‌نویسد و حتا گفته می‌شود که شماری از شخصیت‌های این رمان برگرفته از شخصیت‌های حقیقی بوده‌اند. یوسا با دانش سیاسی، مبارزات میدانی و قدرت شگرف ادبی خود، یکی از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم را رقم زده است.

او در داستان بلند «چه کسی پالومینو مولرو را کشت» که من خیلی دوستش دارم، در ورای یک داستان جنایی ـ اجتماعی، به‌صورت شگفتی روابط قدرت و تفاوت طبقاتی را تشریح می‌کند. همین یوسا یکی از برنده‌گان جایزه نوبل ادبیات است؛ مردی که یکی از بزرگ‌ترین سیاست‌مداران عصر خود نیز بود. نزار قبانی نیز دیپلمات بود.

نویسنده‌گان و شاعران افغانستان، به‌ویژه در صد سال پسین، در سیاست عملی و ایجاد روایت‌های سیاسی، از جنبش‌های چپی تا فعالان جنبش‌های اسلامی، بسیار فعال بوده‌اند. بسیاری چون محمود طرزی، عبدالرحمان پژواک، عبدالهادی داوی، موسا شفیق، خلیل‌الله خلیلی، داکتر اکرم عثمان، نورمحمد تره‌کی، کریم میثاق، اسدالله حبیب، سلیمان لایق، دستگیر پنجشیری، بارق شفیعی و ده‌ها تن دیگر در رده‌های عالی‌رتبه دولت کار می‌کردند.

داکتر عبدالرحیم نوین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان، در یک دوره صاحب‌امتیاز نشریه «ترجمان» بود و کارتون‌های سیاسی خود را در آن منتشر می‌کرد.

در سالیان پسین نیز شمار زیادی از نویسنده‌گان و شاعران افغانستان در ساختار دولت کار کرده‌اند و تولید ادبی نیز داشته‌اند. منظورم این است که در عصر کنونی، به‌دشواری می‌توان مرزی میان سیاست‌ورزی و ادبیات ایجاد کرد.

۸صبح: شما رمان می‌نویسید و دیپلمات استید، میان این دو رشته جداافتاده از هم چگونه پیوند ایجاد کرده‌اید و می‌کنید؟

منیژه باختری: من در حوزه‌های مختلفی که هیچ‌گونه همسانی نداشته‌اند، کار کرده‌ام. من پنج سال در بخش حمایت از افراد معتاد و بی‌خان‌ومان در کانادا کار کرده‌ام. از کار در نهادهای دولتی تا غیردولتی، از تدریس در دانشگاه تا صحبت در پلتفرم‌های بین‌المللی، تجربه‌های زیادی دارم.

این پراکنده‌گی از یک‌سو همواره معضل بزرگی بوده است، چون برای من فرصت کافی برای پرداختن به یک بخش را نداده است. از سوی دیگر، از همه این حوزه‌ها تجربه‌های زیادی گرفته‌ام. برای من، کار با افراد معتاد یکی از پرسش‌های بزرگ زنده‌گی‌ام را پاسخ داد. یاد گرفتم که ترس‌های افراد معتاد را بشناسم و ببینم که انسان‌ها چگونه می‌توانند از تعلق خاطر به آدم‌ها و زنده‌گی تهی شوند؛ از خود تهی شوند.

اوقاتی که در چارچوب کارم با آدم‌های بی‌خان‌ومان مصاحبه می‌کردم، خودم را در جهان آن‌ها و شریک مصیبت‌های آنان می‌دانستم.

برمی‌گردم به پرسش شما. خوب، من میان ادبیات و دیپلماسی تفاوت قایل استم. در کل، دوست ندارم این دو حوزه متفاوت کاری من هم‌زمان مطرح شوند. در حوزه کاری‌ام در دیپلماسی و روابط بین‌الملل، شاید کسی نداند که من می‌نویسم.

گفته می‌توانم که ادبیات در دیپلماسی مرا بسیار یاری رسانده است، اما اجازه نداده‌ام که دیپلماسی وارد کار ادبی من شود. البته این یک انتخاب بسیار شخصی است. من قبلاً، بدون این‌که جایگاه کوچک ادبی خود را با بزرگان مقایسه کنم، مثال زده‌ام که چگونه دیپلماتانی چون عبدالرحمان پژواک، موسا شفیق، فضل‌الرحمان فاضل، عبدالغفور آرزو، محمد محق، سخی غیرت و دیگران در حوزه ادبیات نیز آثاری خلق کرده‌اند.

۸صبح: سیاست چقدر روی کار ادبی شما تاثیر گذاشته؟ کار ادبی شما بر سیاست چه تاثیری داشته است؟

منیژه باختری: من از نظر سیاسی، باورهای نزدیک به سوسیال‌دموکراسی دارم و دیدگاه‌های استواری درباره روابط قدرت، جایگاه زنان، توسعه و پیشرفت و نیز برابری و عدالت دارم. این دیدگاه‌ها در بیش‌تر کارهای ادبی و سخنرانی‌هایم به‌خوبی بازتاب یافته‌اند. می‌دانم که بسیاری مرا سیاست‌مدار می‌بینند، اما تصویری که خودم از خویش دارم، هرگز تصویر یک سیاست‌مدار نیست.

من یک کارمند ملکی دولت هستم که در شرایط خاص امروز، ناگزیر شده‌ام از جایگاه خود سخن بگویم؛ آن‌هم بیش‌تر از سر احساس عدالت‌خواهی و برابری‌طلبی، نه با هدف سیاست‌ورزی به معنای رایج آن یا رسیدن به قدرت سیاسی. در واقع، آن‌چه مرا به بیان و موضع‌گیری سیاسی واداشته، مسوولیت اخلاقی در برابر وضعیت موجود است.

۸صبح: در جهان سوم که سیاست تصویر غالب شده است، آینده رمان و ادبیات را چگونه می‌بینید؟

منیژه باختری: من با این اصطلاح «جهان سومی» موافق نیستم. چنین مفهومی به آن شکل کلاسیک دیگر وجود ندارد. حتا آن تقسیم‌بندی‌هایی که پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد، در دنیای امروز تعریف دقیق و کارآمدی ندارند.

به نظر من، سیاست یکی از مصالح ادبیات است، نه تعیین‌کننده نهایی آن. هرچه بی‌عدالتی، استثمار و ستم بیش‌تر شود، به همان اندازه ادبیات نیز انگیزه بیش‌تری می‌یابد و پویاتر می‌شود، زیرا ادبیات همواره نسبت به رنج انسانی واکنش نشان می‌دهد. سیاست نمی‌تواند آینده رمان و ادبیات را تعیین کند و تا امروز هیچ نظام سیاسی‌ای نتوانسته است به‌طور کامل مانع رشد و بالنده‌گی هنر، ادبیات، ابتکار و خلاقیت شود، چون این عناصر در ذات و تجربه انسانی ریشه دارند و به‌شکل طبیعی تولید و بازتولید می‌شوند.

سال‌ها پیش این دیدگاه مطرح شد که زمان «مرگ رمان» فرارسیده است. حتا با پیدایی تلویزیون و سینما نیز بارها از «مرگ رمان» سخن گفته شد، اما رمان همچنان باقی مانده و جایگاه خود را حفظ کرده است.

در حقیقت، هر بار که رسانه متفاوتی پدید آمده، این نگرانی به وجود آمده که ادبیات داستانی از میان خواهد رفت، اما تجربه صد سال پسین نشان می‌دهد که رمان نه‌تنها از بین نرفته، بلکه خود را با شرایط نو سازگار کرده و شکل‌های تازه‌ای از بیان را آزموده است.

رمان، برخلاف بسیاری از قالب‌های رسانه‌ای، بر اندیشه، خیال و تجربه درونی انسان تکیه دارد؛ در حالی که رسانه‌های پرشتاب و تصویری کم‌تر توان جایگزینی آن را دارند. از این رو، حتا در روزگار سینما، تلویزیون و امروز رسانه‌های دیجیتالی، رمان همچنان به زنده‌گی خود ادامه داده است و به نظر می‌رسد این پایداری، بیش از آن‌که وابسته به ابزارها باشد، به نیاز همیشه‌گی انسان به روایت و معنا ارتباط دارد.

با این حال، من آینده داستان و رمان را از زاویه دیگری نگران‌کننده می‌بینم. منظورم این است که نه از جهت سیاست، بلکه از نظر پیشرفت تکنالوژی، احتمالاً رمان با چالش‌هایی مواجه باشد؛ به این معنا که تغییر الگوهای مطالعه، تولید محتوا با هوش مصنوعی و کاهش تمرکز ذهنی می‌تواند جایگاه رمان را به‌عنوان یک ساختار عمیق و زمان‌بر هنری با چالش روبه‌رو کند.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

وزیر دولت قطر در امور همکاری‌های بین‌المللی با رییس یوناما دیدار کرد
اخبار

وزیر دولت قطر در امور همکاری‌های بین‌المللی با رییس یوناما دیدار کرد

۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۲۴ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1790245337]
«روز ملی زبان ترکمنی» در جوزجان و فاریاب گرامی‌داشت شد
اخبار

«روز ملی زبان ترکمنی» در جوزجان و فاریاب گرامی‌داشت شد

۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۲۴ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1790243057]
در پی برخورد کاروان گردشگران روسی با موترسایکل در بدخشان، یک تن جان باخت
اخبار

در پی برخورد کاروان گردشگران روسی با موترسایکل در بدخشان، یک تن جان باخت

۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۲۴ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1790241191]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • بیش از ۵۰۰ نوجوان افغان با حمایت یونیسف مهارت‌های فنی کسب کردند

    بیش از ۵۰۰ نوجوان افغان با حمایت یونیسف مهارت‌های فنی کسب کردند

    Share
    Share توئیت
  • بازگشت اجباری مهاجران افغان؛ بیش از ۶۰۰ تن به کشور برگشتند

    Share
    Share توئیت
  • چرا طالبان تا کنون دوام آوردند؟

    Share
    Share توئیت
  • میرویس عزیزی؛ از وعده سرمایه‌گذاری ده میلیاردی تا اخاذی میلیونی از جیب مردم

    Share
    Share توئیت
  • بیش از ۱۴ هزار مهاجر روز گذشته از پاکستان اخراج شدند

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
روزنامه ۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

وزیر دولت قطر در امور همکاری‌های بین‌المللی با رییس یوناما دیدار کرد

«روز ملی زبان ترکمنی» در جوزجان و فاریاب گرامی‌داشت شد

در پی برخورد کاروان گردشگران روسی با موترسایکل در بدخشان، یک تن جان باخت

افزایش قتل‌های مرموز؛ یک صراف در غزنی به قتل رسید

کرزی حملات پاکستان بر افغانستان را «تجاوز» خواند

تحلیل‌ها

نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل و جای خالی افغانستان

افغانستان میدان جنگ تازه؛ ایران و امریکا و بازتعریف نقش طالبان در معادلات منطقه‌ای

طالبان و شیعیان؛ ایران در تنگنای موضع‌گیری

پشت امضای طالبان

دو میانجی و یک پرونده؛ سفر دو مقام خارجی به کابل و قندهار

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

روزنامه ۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.