نشستها و فرمتهای زنجیرهای در فرهنگ سیاسی از تعریف و جایگاه منتفاوتی برخوردار است و اغلب از لحاظ کمی و کیفی ساختار معینی ندارد. در تعریف خاص فرمت میتوان گفت: کشور یا نهادی برمبنای منافع مقطعی خود جلسهای برگزار میکند و از کشورها و جریانان همسو با موضوع مطرحشده برای اشتراک دعوت میکند تا نقش خود را در یک حوزه جغرافیایی برجستهتر و موضع خویش را در یک معضل سیاسی آشکارتر بیان کرده باشد. در تعریف عام: فرمتهای سیاسی مانند فرمت مسکو برای مدیریت بحرانها و درگیریها در مناطق مختلف جهان به کار گرفته میشوند. این فرمتها چارچوبهایی هستند که کشورهای مختلف و سازمانهای بینالمللی برای مذاکره و دستیابی به صلح از آنها استفاده میکنند. تا کنون چندین فرمت مشابه فرمت مسکو در مناطق مختلف جهان به کار گرفته شدهاند. این فرمتها و کنفرانسها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که نمایندهگان بیشتری از کشورها در آنها حضور داشته باشند، مانند کنفرانس امنیتی مونیخ (Munich Security Conference)، کنفرانس مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) و کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل (COP) که بهصورت سالانه برگزار میشود. یا فرمتهایی مانند فرمت آستانه (Astana Format)، فرمت مینسک (Minsk Process) و فرمت نرماندی (Normandy Format) که به موضوع سوریه، مناقشه قرهباغ و جنجالهای شرق اوکراین پرداختهاند.
رایزنیهایی تحت نام «فرمت مسکو» نیز در سال ۲۰۱۷ راهاندازی شد تا طرفهای ذینفع در مورد اوضاع افغانستان به بحث و تبادل نظر بپردازند. هدف اولیه این نشست ایجاد مصالحه سیاسی بین دولت وقت افغانستان و طالبان و اطمینان از آینده امنیت در منطقه گفته میشد؛ اما در حال حاضر این فرمت به دنبال اعتباربخشی به نظام طالبان است؛ نظامی که نه مشروعیت داخلی دارد و نه مقبولیت بینالمللی. چنانچه وزیر خارجه روسیه در سخنرانی افتتاحیه ششمین فرمت مسکو گفت: «ما قویا از کشورهای غربی میخواهیم که مسوولیت خود را در قبال بازسازی پس از جنگ افغانستان بپذیرند، تحریمها را لغو کنند و داراییهای کابل را برگردانند.» آقای لاروف تاکید کرد که روسیه «معتقد است که ادامه گفتوگو با رویکرد عملی با حاکمان فعلی افغانستان ضروری است.» به گفته او یک «گفتوگوی سازنده» با طالبان «در جهت منافع امنیت و توسعه اقتصادی منطقه است.»[1]
نشستهایی از ایندست با نگرانی از وضعیت افغانستان برگزار میشود. در حالی که با نگرانی نمیتوان با نگرانیها مقابله کرد. مبارزه با نگرانی هدف، پالیسی و استراتژی میخواهد که نمایندهگان کشورهای شرکتکننده فاقد آنند. اینان خلاف غرب نه میتوانند با طالبان دوست باشند و نه دشمن. زمانی طالبان را ملامت میکنند و زمانی دیگر حمایت. این سیاست انفعالی و دوگانه مخصوصاً روسیه را وادار کرده است تا همیشه یک قدم از غرب در سیاست با افغانستان دنبالتر باشد و همواره در مسیری حرکت کند که خلاف مسیر امریکا و غرب محسوب شود.
از نشست اول فرمت مسکو تا به حال مواضع روسیه ۱۸۰ درجه تغییر کرده است و این تغییر قطعاً به خاطر موفقیت و یا ایجاد تغییر در سیاست طالبان نیست. این تغییر سیاست ناشی از نگرانیهایی است که روسیه در خصوص منافع امنیتی، اقتصادی و حتا استراتژیک دارد. روسیه از ابتدا نگران نفوذ گروههای تروریستی مانند داعش در افغانستان بوده است. طالبان در ظاهر امر بهعنوان نیرویی که با داعش مبارزه میکند، در چشمانداز روسیه تبدیل به یک متحد غیررسمی در زمینه مقابله با تروریسم شده است. از این رو، روسیه ممکن است طالبان را بهعنوان راهحلی برای مقابله با تهدیدهای تروریستی در مرزهای جنوبی خود ببیند. البته طالبان به روسیه اطمینان دادهاند که اجازه نخواهند داد گروههای تروریستی مانند داعش از خاک افغانستان برای حملات به آسیای مرکزی یا خود روسیه استفاده کنند. این مساله میتواند یکی از دلایل اصلی تغییر سیاست روسیه به نفع طالبان باشد. روسیه همچنین به دنبال منافع اقتصادی در افغانستان است، از جمله منابع طبیعی و ایجاد مسیرهای تجاری جدید از طریق افغانستان به دیگر مناطق آسیای مرکزی. همکاری با طالبان میتواند دسترسی روسیه به این منابع را تسهیل کند.
رویکرد ضدغربی روسیه نیز یکی از عوامل کلیدی تغییر سیاست این کشور به نفع طالبان بوده است. با خروج امریکا و ناتو از افغانستان، روسیه فرصتی برای پر کردن این خلا و افزایش نفوذ خود در منطقه دید. روسیه تلاش کرده تا از بحران افغانستان برای تحکیم نقش خود بهعنوان یک بازیگر منطقهای کلیدی استفاده کند و از این طریق حضور غرب را در این منطقه به چالش بکشد. البته کشورهای همسایه افغانستان مانند ایران و پاکستان که با طالبان تعامل نزدیکی دارند نیز در تصمیم روسیه برای تغییر سیاست به نفع طالبان نقش داشتهاند. روسیه به دنبال ایجاد یک ایتلاف منطقهای برای کنترل اوضاع در افغانستان است که در آن گروه طالبان یک بازیگر اصلی است.
اما نکته مهم در چرخش سریع و نهایی روسیه به نفع طالبان ممکن است به نزدیکی امریکا با جبهه مقاومت و استقبال مجلس امریکا از روند ویانا مرتبط باشد. روند ویانا بهعنوان یک ابتکار سیاسی برای یافتن راهحلهایی برای بحران افغانستان بدون حضور طالبان مطرح شده است و اگر مجلس امریکا از آن حمایت کند، میتواند توازن منطقهای را به ضرر مسکو تغییر دهد. مسکو ممکن است به دنبال تقویت نقش خود در افغانستان و کنترل بیشتر بر اوضاع این کشور باشد تا از نفوذ غرب جلوگیری کند. از طرفی، رقابت روسیه با امریکا در مناطق مختلف جهان، بهویژه در خاورمیانه و آسیای مرکزی، باعث میشود که مسکو از هر فرصتی برای مقابله با نفوذ امریکا استفاده کند. گرایش مسکو به طالبان میتواند واکنشی به این رقابت باشد و به روسیه امکان دهد که نقش خود را در افغانستان تقویت کند. به هر حال استقبال امریکا از روند ویانا میتواند مسکو را به سمت تقویت روابط با طالبان سوق داده باشد تا از نفوذ بیشتر ایالات متحده در افغانستان جلوگیری کند.
نتیجه:
با آنکه روسها به دنبال ابتکار عمل در سیاستهای جهانی هستند، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی عملاً این فرصت از آنها گرفته شد. بازنده شدن در برابر غرب از روسها یک مقلد در عرصه اقتصاد و یک دنبالهرو در سیاست جهانی ساخته است که همواره برنامهریزی و تصمیماتش در قدم دوم و در واکنش به سیاستهای غرب ارایه میشود. روسها باور دارند که طالبان ساخته و پرداخته غرب و پاکستان بوده و ویژهگیهای فکری و عملی این جریان در تقابل با ماهیت و خواستههای کشورهای آسیای میانه، ایران و روسیه است و در نهایت آب طالبان با این کشورها به یک جوی نخواهد رفت.
از آن طرف طالبان نیز به خوبی درک میکنند که هرچند مسکو توانایی تاثیرگذاری بر وضعیت افغانستان را دارد، اما حل مشکلات اصلی که با آنها روبهرو هستند به روسیه بستهگی ندارد. طالبان خواستار به رسمیت شناخته شدن رژیمشان، حذف رهبرانشان از فهرست تحریمهای سازمان ملل و آزادسازی داراییهای بلوکهشده بانک مرکزی افغانستان هستند؛ با این حال، این اقدامات تنها در صورت توافق امریکا و اروپا امکانپذیر خواهد بود، نه روسیه.
تصور اینکه ششمین فرمت مسکو برای طالبان در برابر اولین حمایت واشنگتن از مخالفان این گروه (روند ویانا) برگزار شده است، تصور اشتباهی نیست؛ اما هنوز به نفع روسهاست که جریان مقاومت و روند ویانا را بهعنوان نیروهای ضد طالبان مورد توجه قرار دهد و از حمایت دشمن استراتژیک خود یعنی طالبان دست بردارد.
[1] https://www.bbc.com/persian/articles/cy0g7g12ze9o





