ششمین نشست «فارمت مسکو» صبح روز گذشته در شهر مسکو، پایتخت روسیه، برگزار شد. مولوی امیرخان متقی به نمایندهگی از گروه طالبان در رأس هیاتی در آن اشتراک کرده بود. مقامهای روسی اعلام کردند که اولویت این نشست، گسترش تعامل با طالبان است؛ چیزی که سایر نشستها از جمله روند دوحه نیز دنبال میکند. به اضافه نماینده طالبان، نمایندهگان کشورهای روسیه، چین، ایران، پاکستان و پنج جمهوری آسیای میانه نیز حضور داشتند.
برخلاف گذشته، این بار کشور میزبان از نمایندهگان طالبان به گرمی استقبال کرد و اظهارات مقامهای روسیه نیز با خوشبینی مفرط همراه بود. برای نمونه، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از آنچه تلاش طالبان برای مبارزه با مواد مخدر و مهار تروریسم خوانده میشود، ستایش کرد. همچنان تصریح کرد که مسکو برای دوام گفتوگوی عملگرایانه با طالبان، متقاعد شده است. او با متقی دیدار جداگانه نیز داشت. نماینده طالبان نیز فارمت مسکو را «سازوکار موثر» عنوان کرد.
در ذیل تلاش میشود که محتوای این نشست در پرتو اظهارات اخیر حسن کاظمی قمی، سفیر ایران برای افغانستان، به بررسی گرفته شود:
۱- کشور میزبان این بار تلاش کرد تا فارمت مسکو را غیرغربی یا ضدغربی جلوه دهد و طالبان را نیز از نزدیکی با دولتهای غربی برحذر دارد. البته در گذشته، نمایندهگان برخی کشورهای غربی از جمله امریکا در نشستهای مسکو دعوت میشدند، ولی از مدتی به این سو نه. درگیرشدن غربیها در بحران اوکراین میتواند مهمترین عامل در زمینه باشد. در شرایطی که روسیه بهگونه غیرمستقیم با امریکا و اروپا درگیر است، میزبانی گرم از طالبان و ستایش از عملکرد این گروه معنایی ندارد جز تقلا برای دور نگه داشتن رژیم کابل از غرب. اظهارات لاوروف نکته فوق را به خوبی تایید میکند. او گفت که ایجاد تاسیسات نظامی از سوی کشور ثالث در افغانستان به هر بهانهای که باشد، برای مسکو پذیرفتنی نیست که قطعاً هدفش امریکاست. همچنان مدعی شد که واشنگتن با متحدانش میخواهد بر روند حل معضل افغانستان کنترل داشته باشد. لاوروف از سازمان ملل متحد نام برد که بهقول او، ابزار دست غربیها در زمینه فوق است. برای همین، ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه برای افغانستان، در نشست دوم دوحه برای کسب رضایت طالبان از دیدار با نمایندهگان جامعه مدنی افغانستان امتناع کرد. همچنان مسکو در شورای امنیت سازمان ملل سعی کرد تا روند معرفی «فرستاده ویژه» برای افغانستان را به حاشیه براند.
این همه تقلا در حالی صورت میگیرد که ترجیح طالبان گسترش رابطه با غرب است؛ چونکه این گروه کشورهای منطقه را ناگزیر از تعامل با خود میبیند، ولی امریکا و اروپا را نه. شاید گمان میکند که غرب در مقایسه با منطقه ابزار فشار بیشتری در اختیار دارد. طالبان هم که در گذشته رغبت فراوان به اشتراک در نشستهای منطقهای داشتند، حالا ندارند که نمونه روشن آن، اجتناب این گروه از حضور در نشست منطقهای در تهران بود که چند ماه قبل برگزار شد. چیزی که سخن فوق را تایید میکند، اظهارات قمی است. او اخیراً اظهار داشت که بهرغم همه تلاشهای انجامشده از سوی کشورهای منطقه، طالبان هنوز سودای فرامنطقهای در سر دارند. این دیپلمات ایرانی تصریح کرد که طالبان به دیپلماتهای منطقه اهمیت چندانی نمیدهند، ولی زمانی که یک دیپلمات غیرمنطقهای به کابل میآید، از خوشحالی بال درمیآورند: «مثلاً سفیر یک کشور امریکای لاتین یا مسوول میز یک کشور آسیای جنوبشرقی به کابل میآید تا یک گزارش سالانه تنظیم کند، در خبرها با مبالغه بسیار از آن سخن گفته میشود؛ اما وقتی یک مقام منطقه که اثرش میتواند در تنظیم و توثیق روابط بسیار مهم باشد، به کابل و قندهار میرود، بعضاً معطل مانده یا در سطح مورد انتظار پذیرفته نمیشود.» اظهارات کسی که تا دیروز از نقد طالبان پرهیز میکرد، ولی حالا از این گروه نقد عریان میکند، شنیدنی است و جای تامل دارد.
۲- نماینده طالبان در نشست، روی دست مقامهای روسی آب سرد ریخت. لاوروف به صراحت گفت که گروههای مختلف تروریستی در افغانستان حضور دارند و از داخل این کشور حملاتی را علیه منافع منطقه سازماندهی میکنند. البته هدف مسکو از گروههای تروریستی داعش است. بقیه گروههای تروریستی منافع روسیه را مستقیماً تهدید نمیکنند؛ اما ممکن است منافع متحدانش را به مخاطره افکنند. برعکس، امیرخان متقی اظهار داشت که داعش در افغانستان زیر اداره طالبان نه، بلکه در بیرون از این کشور حضور دارد و تسلیح و تجهیز میشود. او خطاب به نمایندهگان سایر کشورها گفت که نباید به داعش اجازه سربازگیری از میان اتباعشان را دهند. نماینده طالبان افزود که اکثریت حملههای انفجاری در افغانستان از سوی اتباع خارجی انجام میشود. او البته چند ماه قبل نیز در سخنرانیاش در کابل، سه کشور همسایه افغانستان را متهم به حمایت از داعش علیه طالبان کرده بود؛ اما این بار در یک نشست منطقهای بیپروا بیان کرد.
در نشستی که همه اعضایش از طالبان انتظار مبارزه با تروریسم را دارند، اظهارات متقی خندیدن به موضع کشورهای منطقه بهویژه روسیه است. این نشان میدهد که نگرانی دولتهای منطقه برای طالبان اهمیت ندارد؛ دولتهایی که بیپروا به طالبان امتیاز دادهاند و انتظاری از این گروه ندارند، جز مهار تروریسم. همین و بس. قمی در اظهارات اخیرش به خوبی از رخ موضع طالبان در زمینه مبارزه با تروریسم پرده برداشت. او گفت که بخشی از طالبان در خصوص مبارزه با گروههای تروریستی «ملاحظه اخلاقی» دارند؛ به این معنا که در بیست سال گذشته در کنار این گروه جنگیدهاند و اکنون نباید سرکوب شوند. همچنان تصریح کرد که شاخهای از طالبان سعی میورزد تا از مساله مبارزه با تروریسم بهمثابه ابزار بازی برای آینده و کسب مشروعیت علیه جامعه بینالمللی استفاده کند که بازهم دولتهای منطقه در خط مقدم قرار میگیرند؛ چرا که کشورهای غربی از حضور تروریسم در افغانستان زیاد نگرانی ندارند. با توجه به گفتههای قمی، تلاش برای اقناع طالبان مبنی بر جنگ با تروریسم ره به جایی نمیبرد.
۳- الکساندر بورتینکوف، رییس سازمان امنیت روسیه، خبر داد که روند حذف طالبان از فهرست تروریسم در حال تکمیلشدن است؛ ادعایی که آندری رودنکو، معاون وزیر خارجه روسیه، چندی قبل برخلافش را مطرح کرده بود: «روند حذف طالبان از فهرست ممنوعه سریع نخواهد بود؛ چون به تغییر قوانین نیاز دارد.» بارها مقامهای روسی در زمینه فوق، اظهارات یکدیگر را خواسته یا ناخواسته نقض کردهاند. مهمتر از آن، بورتینکوف اظهار داشت که برای مبارزه با داعش و سایر گروههای جهادی مستقر در افغانستان بهتر است با طالبان رابطه برقرار شود؛ انتظاری که اظهارات قمی آن را خوشبینانه نشان میدهد. سفیر ایران برای افغانستان گفت که طالبان با گروههای تروریستی «برخورد گزینشی» میکنند؛ یعنی بهزعم او، برای طالبان فقط مهار داعش اولویت دارد، نه لزوماً همه گروهها: «نمیتوان فقط علیه داعش موضع گرفت و در برابر دیگر گروههایی که امنیت همسایهگان افغانستان را تهدید میکنند، سکوت کرد.» شاید هم هدف او، فعالیت تروریستی گروه جیشالعدل باشد که ادعا میشود، اعضای برجسته آن در دمودستگاه کابینه طالبان نفوذ دارند. این نشانگر موجودیت حفره در برداشت تهران و مسکو از رفتار طالبان در قبال گروههای تروریستی نیز است. روشن نیست که دیپلماتهای روسی به درک قمی از وضعیت نایل میشوند یا او تن به پذیرش فهم طرف روسی میدهد. اگر قرار بر شناخت دقیق از طالبان باشد، قمی در زمینه از مقامهای روسی پیشتاز است؛ چونکه تهران بیش از مسکو در قضیه افغانستان و طالبان دخیل بوده است.
جدا از اظهارات قمی، تجربه سه سال حضور طالبان در افغانستان نشان داد که این گروه دل در گرو غرب دارد؛ چونکه زر، زور و تکنولوژی دارد. تصویر ایستادهگی اوکراین در برابر روسیه (که قدرت بزرگ جهان است) و حملههای مرگبار اطلاعاتی اسراییل علیه رقیبانش در خاور میانه، پیش چشمان طالبان مجسم است. این گروه خوب میداند که کییف و تلآویو کاری از پیش برده نمیتوانند، جز با حمایت مالی و تسلیحاتی امریکا و اروپا. پس، ایده واقعگرایی در سیاست ایجاب میکند که طالبان هوای غرب را بیشتر داشته باشند تا کشورهایی که خود با اصنافی از چالشها گرفتارند. ازاینرو، برگزاری نشست فارمت مسکو و میزبانی گرم از طالبان را میتوان «تقلای نافرجام» خواند.






