بهتازهگی استراتژی جدید ایالات متحده امریکا در مبارزه علیه تروریسم تدوین و به امضای دونالد ترمپ، رییس جمهور این کشور، رسیده است. در این استراتژی از مبارزه با تروریسم در اقصای نقاط جهان سخن رفته است: آفریقا، اروپا، آسیا، آمریکای مرکزی و… . در این میان، مبارزه با القاعده و داعش خراسان در صدر قرار دارد. گفته شده که القاعده از سوی جمهوری اسلامی بر ضد منافع امریکا حمایت میشود؛ ادعایی که از دیرباز به اینسو مطرح بوده است، بهدلیل رابطه خصمانه تهران و واشنگتن با هم. با آنکه مقر داعش خراسان و حامیانش مشخص نیست، ولی از فعالبودن این گروه در خاک پاکستان سخن میرود؛ ادعایی که طالبان بیشتر برجسته میکنند. وضعیت افغانستان زیر اداره طالبان هم که روشنتر از آفتاب است: پناهگاه امن تروریستان منطقهای و جهانی، بهویژه القاعده و داعش. طالبان با القاعده میانه خوبی دارند و در جاهایی هم اطاعت از این گروه پیشه میکنند؛ اما با داعش بهرغم عالمی از مشترکات فکری ـ رفتاری، بهظاهر سر ستیز دارند؛ ترفندی که برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی را فریفته است.
در فصل مبارزه با تروریسم در آسیا از بازداشت محمدشریفالله، عامل حمله بر میدان هوایی کابل، بهحیث نمونه اعلا یاد شده و تصویر گرفتاری او در چند صفحه درج شده است؛ کسیکه توسط پاکستان تحویل امریکا شد و ترمپ هم پیوسته این رویداد را دستاورد عظیم خوانده است. این رویداد سبب شد که رابطه دولت او با پاکستان، بهویژه حاکمان فعلی این کشور، گرمتر شود. اینکه شریفالله متهم اصلی است یا نه، هنوز بهدرستی روشن نشده است؛ اما اخیراً یکی از رسانههای غربی گزارش داد که ظاهراً پاکستان آدم اشتباهی را به امریکا تحویل داده است که برپایه ادعای این رسانه، مستندات دادستانی در مقایسه با دفاعیه وکیل شریفالله ضعیفتر مینماید. هرچه باشد، برای فعلاً ترمپ از ماجرای بازداشت او دستاورد میتراشد و پاکستان هم خود را شریک مبارزه با تروریسم جا میزند.
مهمتر از آن، در فصل مبارزه با تروریسم در آسیا آمده است: «امریکا در حال بازسازی روابط با شرکای آسیایی برای مقابله با رادیکالیسم است.» وقتی از مبارزه با رادیکالیسم و تروریسم از سوی امریکا در آسیا سخن میرود، در نخست القاعده و در گام دوم داعش خراسان هدفند؛ دو گروهی که در کشورهای جنوب آسیا دیده شدهاند. با این حساب، وقتی هم از همکاری با شرکا سخن میرود، در نخست نام پاکستان در ذهنها تداعی میشود؛ کشوری که با تحویل شریفالله به امریکا و حالا هم با میانجیگری بین این کشور و جمهوری اسلامی، در نظر حاکمان کاخ سفید خوب جا خوش کرده است. البته امریکا نه فقط حالا که در گذشتههای دور هم از پاکستان بارها بهحیث متحدش در امر مبارزه با تروریسم بهنیکی یاد کرده است. درحالیکه اسلامآباد خود متهم به حمایت از تروریسم است. دوم اینکه مقر داعش خراسان هنوز بهروشنی تشخیص نشده است؛ به این معنا که کشورها و سازمانهایی ادعا میکنند که این گروه در افغانستان لانه کرده است و در سوی دیگر، دولتها و گروههایی، بهویژه طالبان، به پاکستان بهچشم لانه داعش میبینند. حتا کسانی از نیروهای مخالف طالبان هم باور به حضور داعش در خاک پاکستان دارند. زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، نیز قایل به حضور داعش در پاکستان است و ادعایی به این بزرگی را بارها مطرح کرده است؛ اما مشخص نیست به چه میزان بر رویکرد کاخ سفید اثر گذاشته است. اگر حضور داعش خراسان در خاک پاکستان روشن شود، شراکت امریکا با این کشور در معرض سوال میرود؛ چنانیکه در گذشته نیز چنین بوده است، بهدلیل حمایت اسلامآباد از تروریسم. سوم اینکه القاعده هم بهقدری ضعیف شده که امریکا به مبارزه جدی علیه این گروه نیاز ندارد. نشانههای روشنی نمیتوان یافت که القاعده بتواند از خاک افغانستان و پاکستان آسیب جدی بر منافع امریکا وارد کند و حاکمان این کشور هم بر این نکته خوب واقفند. چهارم اینکه انتخاب پاکستان بهعنوان شریک مبارزه با تروریسم از سوی امریکا به این دلیل برای افغانستان پراهمیت است که کار بر طالبان سختتر میشود؛ یعنی اسلامآباد دست برتر پیدا میکند و با اغتنام از فرصت و به بهانه مبارزه با تیتیپی (تحریک طالبان پاکستان) فشار بر طالبان را تشدید میکند.
در سوی دیگر، در افغانستان طالبان حاکمند؛ گروهی که دشمن داعش است، ولی با القاعده، دشمن آشتیناپذیر امریکا، همکاری دارد. ضدیت طالبان با داعش روزتاروز روشنتر و برای دنیا هم پذیرفتنیتر میشود؛ بیآنکه به مشترکات ایدیولوژیک بین این دو گروه توجه شود. داعش خراسان با آنکه مقرش هنوز مشخص نیست، ولی علیه طالبان فعالیت پراکنده دارد؛ فعالیتی که برخی مقامهای طالبان و جنگجویان این گروه را هدف گرفته است. جهان هم به این درک نایل شده که طالبان در مقایسه با داعش خطر کمتری دارند و چه بهتر که دومی توسط اولی مهار شود. حتا کشورهایی هستند که حذف طالبان را به زیان افغانستان میدانند، با این توجیه که گویا جای خالی این گروه را فوراً داعش پر میکند. ایالات متحده هم در چند نوبت به ضرورت تماس با طالبان برای مبارزه با داعش اعتراف کرده است. برای نمونه، مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، باری در مصاحبهای ادعا کرد که کشورش در باب مبارزه با داعش از طالبان خواستار همکاری شده و از سوی این گروه رد نشده است. این به این معناست که امریکا از سر اضطرار میتواند در مبارزه علیه داعش روی طالبان حساب باز کند؛ چنانیکه بهقول جو بایدن، رییس جمهور پیشین امریکا، واشنگتن و طالبان در حذف ایمن الظواهری، رهبر پیشین القاعده، نیز همکاری داشتهاند. براین اساس، پاکستان تنها گزینه برای امریکا نیست، بلکه این کشور دو گزینه دارد: طالبان و اسلامآباد. این دو گزینه هم از یک سال به اینسو با هم درگیرند، بر سر مبارزه یا حمایت از تروریسم. مشخص نیست که امریکا از طالبان خوبتر استفاده میکند یا از پاکستان. یا هم اینکه این دو را متحد میسازد و سپس به جنگ با القاعده و داعش خراسان میرود.






