شماری از باشندهگان کابل میگویند که بهدلیل فقر و بیکاری به خوددرمانی روی آوردهاند. آنان میافزایند که بدون مراجعه به پزشک، داروها را مستقیماً از داروخانهها خریداری و مصرف میکنند تا هزینههای درمانشان کاهش یابد. به گفته این باشندهگان کابل، در شرایط کنونی کشور، مراجعه به پزشک هنگام بیماری بهدلیل مشکلات اقتصادی و بیکاری دیگر از اولویتهای زندهگیشان حذف شده است.
برخی از باشندهگان کابل به روزنامه ۸صبح میگویند که میدانند که استفاده از برخی داروها ممکن است برایشان مضر باشد، اما بهدلیل مشکلات اقتصادی و هزینههای بالای درمان و آزمایشهای پزشکی، چارهای جز خوددرمانی ندارند. این افراد تصریح میکنند که مصرف داروهایی مانند پراستامول ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیگرام، بروفین، دیکلوفنک، آسپرین، آموکسیسیلین، سیپروفلوکساسین، آزیترومایسین و مترونیدازول به بخشی از مصرف روزمره آنها تبدیل شده است.
شکیلا، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که هرگاه یکی از اعضای خانوادهاش بیمار میشود، بهجای مراجعه به پزشک، از داروخانه سرکوچهشان دارو میخرد. او میافزاید که مراجعه به پزشک مستلزم انجام آزمایشهای پزشکی است که پرداخت هزینه آن برایش دشوار است. این باشنده کابل میگوید: «هر وقت اعضای خانوادهام بیمار میشوند، از داروخانه دارو میگیرم؛ هم ارزانتر است و هم سریعتر خوب میشوند. نه فیس پزشک میدهم و نه تشخیص لازم است. ساده و راحت است. این داروها تا کنون برای ما هیچ مشکلی ایجاد نکردهاند؛ حتا برای سه فرزندم هم از همین روش استفاده میکنم.»
نرگس، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که در شرایط کنونی، مراجعه به پزشک برای او آخرین گزینه است. او میافزاید: «بهخاطر وضعیت اقتصادی نامناسب خانوادهمان، وقتی سردرد یا بدندرد میگیریم، بدون مراجعه به پزشک، از داروخانه یک قرص پراستامول میگیریم تا خوب شویم. اگر نزد پزشک برویم، برای یک سردرد ساده، مجبوریم به چندین جا مراجعه کنیم؛ مثلاً آزمایش بدهیم، عکس بگیریم و مراحل دیگر را طی کنیم.»
صدیق عمر، از باشندهگان کابل، میگوید که بهخاطر هزینههای بالای درمان و بینظمی در شفاخانهها، دیگر تمایلی به مراجعه به پزشک ندارد. او میافزاید: «برای یک سوزش معده، اگر به پزشک مراجعه کنی، باید چند روز قبل وقت بگیری، هزینه پرداخت کنی و کلی سرگردانی را تحمل کنی. در نهایت هم همان دارویی را میدهند که ما از داروخانه تهیه میکنیم. خدا نکند کارتان به شفاخانه دولتی بیفتد؛ باید ساعتها منتظر بمانید و در پایان هم ممکن است پزشک دانش کافی برای تشخیص و درمان نداشته باشد.»
با این حال، امرالله و سلیم بر این باورند که پیش از تشخیص دقیق بیماری، نباید داروها را خودسرانه مصرف کرد. آنها خواستار وضع قوانینی هستند که فروش دارو بدون نسخه پزشک را ممنوع کند.
امرالله میافزاید: «من هیچگاه تابلیتها را خودسرانه استفاده نمیکنم. برای بیماریهای ساده مثل سردرد و زکام، پراستامول میخرم و استفاده میکنم، و اگر نتوانم به داکتر مراجعه کنم یا فامیل را ببرم، با داکتر مشوره میکنم که کدام دواها را بگیرم.»
سلیم نیز میگوید: «بهتر است قبل از استفاده از دوا، معاینات صورت گیرد تا مشخص شود بیمار به کدام بیماری دچار است و کدام دوا برایش تجویز شود. ولی مردم بهدلیل نداشتن هزینه معاینه، برای هر نوع بیماری که دارند، به دواخانه میروند و خودسرانه دوا استفاده میکنند.»
فرهاد غفور، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که سیستم صحی افغانستان مشکلات خودش را داشت و طالبان با بیتوجهی خود آن را از ریشه نابود کردهاند. او میافزاید: «گناه مردم نیست که به دواخانهها مراجعه میکنند. هزینه معاینه و فیس پزشکان بلند است و تازه برای خرید دوا هم باید پول بدهند، به همین دلیل مردم به سادهترین راه روی میآورند. مردم اعتمادشان را به سیستم صحی از دست دادهاند و میگویند بهجای اینکه هزینه کنیم و به پزشک برویم، خودمان از دواخانهها برای سر درد یا دندان درد دوا میگیریم.»
در همین حال، شماری از پزشکان میگویند که استفاده خودسرانه مردم از دواها روند درمان آنان را با چالش مواجه کرده است. آنان میافزایند که استفاده نادرست از دواها نهتنها سبب بروز بیماریهای جدید میشود، بلکه بدن بیمار را در برابر دوز دواها مقاوم میسازد.
عبدالله احمدی، پزشک، در این باره میگوید: «متاسفانه در افغانستان و کشورهای همسایه، برخی دواها که باید طبق نسخه و توصیه پزشک مصرف شوند، رعایت نمیشوند و مشکلات زیادی به بار میآورند. یکی از پیامدهای مصرف خودسرانه این است که وقتی بیمار نزد پزشک مراجعه میکند، پس از مشکلات زیاد، پزشک مجبور است درمان را از یک دوای ابتدایی شروع کند؛ مثلاً از یک آنتیبیوتیک ضعیف، در حالیکه مریض قبلاً چندین نوع آنتیبیوتیک مصرف کرده و نتیجهای نگرفته است. یکی از دلایل سرگردانی بیماران این است که پزشک نمیداند بیمار از دواخانه چه نوع دوا و با چه دوزی گرفته است یا بیمار اطلاع نمیدهد. به همین دلیل، دواهایی که پزشک تجویز میکند، ممکن است اثر مضر داشته باشد»
این پزشک میافزاید: «دواهای ضد درد مانند پراستامول و بروفین در دواخانههای اروپایی نیز در دسترس هستند و دواخانهدار برای بیمار میگوید که چطور مصرف کن و تا چی زمانی. حتا بعضی دواهای معده هم با میزان و محدودیت مشخص قابل دسترس است. اما در افغانستان، استفاده نادرست از آنتیبیوتیکها، داروهای روانگردان و خوابآور بسیار شایع است و این دواها باید صرفاً طبق نسخهی داکتر مصرف شوند، که رعایت نمیشوند.»
مسوول یکی از کلینیکها در کابل مراجعه مردم به دواخانهها را تایید میکند. او میافزاید که اکثریت مردم زمانی به پزشک مراجعه میکنند که بیماریشان شدید شده یا از حالت درمان عادی خارج شده است. به گفته او، پزشکان ناچارند فیسهای بالایی دریافت کنند، زیرا طالبان مالیاتهای سنگینی بر آنها تحمیل میکنند.
این مسوول که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، میگوید: «قبلاً اگر فیس کمی بالا میرفت، داکترها با سخاوت کمک میکردند و حتا ممکن بود بخشی از هزینه را دریافت نکنند. اما اکنون فشار زیادی بر پزشکان وارد شده و آنها مجبورند فیس دریافت کنند. شرایط بسیار سخت است؛ برای مثال، تشخیص سرطانها بسیار پیچیده است و بیمارانی که توان مالی ندارند، نمیتوانند در مراحل اولیه به کلینیک مراجعه کنند. وقتی به شفاخانه میرسند، اغلب در آخرین مرحله بیماری قرار دارند.»
پیش از این، سازمان جهانی صحت اعلام کرده بود که پس از توقف کمکهای ایالات متحده، ۲۰۲ مرکز صحی در افغانستان فعالیت خود را تعطیل کردهاند. این وضعیت تاثیر منفی بر زندهگی حدود ۱.۸ میلیون تن در ۲۸ ولایت گذاشته و ارایه خدمات بهداشتی ضروری را مختل کرده است.
سازمان غیردولتی «ایمرجنسی» نیز در گزارشی از تشدید بحران اقتصادی عمیق، تداوم فقر گسترده، بیکاری فراگیر و ممنوعیتهای تقریباً کامل بر کار زنان هشدار داده و تاکید کرده است که فروپاشی نظام صحی ناشی از کاهش بودجه بسیار نگرانکننده است و بهبود این وضعیت دشوار به نظر میرسد.






