انستیتوتهای صحی دولتی و خصوصی در سه سال گذشته آخرین پناهگاه امید برای آموزش دختران و زنان بودند. پس از آنکه طالبان آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کردند و حق تحصیل را از آنان گرفتند، به زنان و دختران اجازه داده شد تا با رعایت شرایط طالبان در انستیتوتهای دولتی و خصوصی به تحصیل در رشتههای طبی بپردازند. اما هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دستور تازهای تمامی موسسات تحصیلات عالی و نیمهعالی طبی را به روی زنان و دختران مسدود کرده است. وزارت صحت عامه طالبان روز دوشنبه به مسوولان انستیتوتهای صحی اعلام کرده که دختران دیگر حق تحصیل در این مراکز را ندارند. در پی این تصمیم، زنان و دخترانی که در این نهادها مشغول یادگیری علوم طبی و آموزگاری بودند، با یأس و ناامیدی شدید، دوباره گریستند و آرزوهایشان برای یک زندهگی انسانی را نابودشده خواندند و زندهگی خود را به کابوس مرگ تشبیه کردند. دانشجویان و استادان این انستیتوتها میگویند که هبتالله با این فرمان، زخم کهنهشده را دوباره خونین کرده و بساط کامل زنان را از جامعه برچیده است.
طالبان در ادامه اعمال ممنوعیتهای گستردهشان علیه زنان، این بار انستیتوتهای طبی را نیز به روی دختران و زنان در کشور بستهاند. هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در فرمانی جدید تمامی انستیتوتهای صحی را به روی دختران و زنان مسدود کرده است.
وزارت صحت عامه طالبان روز دوشنبه، ۱۲ قوس، مسوولان انستیتوتهای طبی در کابل را فراخوانده و فرمان هبتالله را به آنها ابلاغ کرده است. براساس این فرمان، همه انستیتوتهای طبی دولتی و خصوصی از روز شنبه، ۱۳ قوس، اجازه نخواهند داشت که زنان و دختران را به داخل انستیتوتها راه دهند. این گروه همچنین هشدار داده است که اگر زنی در این انستیتوتها دیده شود، آنها این نهادها را بسته و مسوولان آنها را مجازات خواهند کرد.
رییس یکی از انستیتوتهای صحی در کابل خطاب به دانشجویان دختر آن نهاد گفته است که در جلسه وزیر صحت عامه طالبان، فرمان هبتالله به آنها ابلاغ شده است و تا امر ثانی، تمامی انستیتوتهای دولتی، خصوصی و کورسهای آموزشی به روی دختران مسدود شده است. او افزوده است که هیچ دختر یا زنی نباید پس از فرمان جدید به این مراکز مراجعه کند، زیرا استخبارات طالبان آنها را مورد بازجویی قرار خواهند داد. به گفته او، اگر زن یا دختری پس از این به انستیتوتهای صحی مراجعه کند، علاوه بر اینکه خود مورد مواخذه طالبان قرار خواهد گرفت، دروازه آن انستیتوت نیز بسته خواهد شد.
منابع در انستیتوتهای صحی میگویند که پس از بسته شدن دروازههای دانشگاهها به روی دختران و زنان، بسیاری از آنها به انستیتوتهای صحی مراجعه کردند و در رشتههای قابلهگی، داروسازی، لابراتوار، ایکسری، فیزوتراپی، پرستاری و پروتیز دندان مشغول فراگیری آموزشهای طبی بودند.
صوفیا، دانشجوی یکی از انستیتوتها در کابل، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که برای بار سوم دروازههای آموزش و تحصیل به روی او بسته شده است. او که در یکی از انستیتوتهای کابل در رشته نرسنگ درس میخواند، تمام آرزوهایش برای آینده بهتر را از دست داده و بهشدت مضطرب و نگران بیسرنوشتی خود است. این دانشجو میگوید که روز گذشته به نهاد آموزشی که در آن تحصیل میکرده رفته، اما وضعیت همصنفانش و فضایی که از درد و گریه دختران ایجاد شده بود، برایش بسیار اندوهبار و غمناک بوده، بهگونهای که بیان آن وضعیت برایش غیرقابل بازگو است. او میافزاید که با تمام تلاشهایی که دختران کرده بودند تا به تحصیل ادامه دهند، طالبان آن را به رویشان بسته و سرنوشت آنان را به سیاهی و تباهی کشاندهاند.
صوفیا میافزاید: «دخترها بسیار جگرخون شدند، بیحد گریه کردند. استادان ما گریه میکردند و احساس بدی داشتند. وقتی وارد صنف شدیم، رییس ما به ما گفت که بهتر است به آرامی بیرون بروید، چون اگر طالبان بیایند، آنها شما را به زور بیرون خواهند کشید و وضعیت بد خواهد شد. بهتر است خودتان محل را ترک کنید. شرایط ما خوب نیست؛ نه زمینهای برای تحصیل داریم و نه حق کار. من عمرم را ضایعه میبینم و برای آینده خود هیچ امیدواری ندارم. امیدوارم شرایطی پیش آید که ما دوباره بتوانیم به درسهایمان ادامه بدهیم.»
این دانشجو میگوید: «با یکی از همصنفانم در یک شفاخانه دوره آزمایشی را سپری میکنیم. وقتی صبح به انستیتوت رفتیم، در یک گوشه کنار هم نشستیم. به همصنفیام گفتم: صدف، یادت است که وقتی دانشگاهها رخصت شدند، گفتند که بروید رخصتی زمستانی است؟ اما تا امروز دروازه دانشگاه کابل را ندیدهایم. طرفم دید، اشکهایش سرازیر شد و هر دوی ما گریه کردیم. همصنفهای ما که دیدند، همه گریه کردند.»
افشید (مستعار)، یکی از دانشجویانی که برای بار دوم دروازه نهادهای تحصیلی به رویش بسته شده است، میگوید که بار نخست دانشجوی سال سوم دانشگاه بدخشان بود و از تحصیل محروم شد. سپس برای ادامه تحصیل و ارتقای ظرفیتهای تخصصی و مسلکی خود به انستیتوت غضنفر ثبت نام کرد، اما این نهاد نیز به رویش بسته شده است. او که به دلیل غم و اندوه فراوان یارای حرف زدن ندارد، با گریه و حزنی بیپایان میگوید: «نمیدانم این گروه وحشی، تروریست و لعنتی از ما چه میخواهد. به کدام جرم چنین سرنوشتی را برای ما روا میدارد؟ با هر گونه پیشرفت و آگاهی مشکل دارد، با روشنایی مشکل دارد. اینها یک گروه جاهل، بیسواد و تروریست هستند.»
افشید با گلوی پر از بغض و صدای گریهآلود میگوید: «شب وقتی خبر شدم، فکر کردم شایعه باشد، اما صبح وقتی به صنف رفتم، دیدم همه گریه میکردند. وقتی از دانشگاه محروم شدم، در بخش قابلهگی ثبت نام کرده بودم. سمستر سومم بود که دوباره از حق تحصیل محروم شدم. همه گریه میکردند (گریه). از شدت اندوه و درد نمیتوانم حرف بزنم.»
فرهاده جلال، دانشجوی یکی از انستیتوتها در کابل، میگوید که تجربه تلخی از محرومیت از تحصیل را یک بار دیگر نیز داشته است. او توضیح میدهد که در سمستر پنجم رشته حقوق قضا و سارنوالی بود که در جریان امتحانات، طالبان آمدند و از آنها امتحان گرفته نشد. خانم جلال میافزاید که از تلاش دست نکشید و به یکی از انستیتوتها در رشته قابلهگی ثبت نام کرد. در این رشته، در سمستر آخر بود که باز دروازه این نهادها به روی دختران و زنان بسته شد.
این دانشجوی محروم از تحصیل توسط طالبان میگوید که اگر رژیم طالبان ادامه پیدا کند، تا ۲۰ سال دیگر شاید داکتر و پرستار زن در افغانستان پیدا نشود. به گفته او، داکتران و پرستاران زن که اکنون کار میکنند، تا ۲۰ سال دیگر بازنشسته میشوند و توانایی کاریشان کاهش مییابد. او میپرسد که آینده مملکت چه خواهد شد؛ سوالی که جوابش را نه او میداند و نه من.
همچنین دانشجویان با گذاشتن پستهای فیسبوکی و استوریها در شبکههای اجتماعی، احساسات و انزجار خود را نسبت به طالبان بیان کردهاند. یکی از دانشجویان نوشته است: «دل من بیچاره دیگر جایش نمانده که درد بگیرد.» دانشجوی دیگری نیز نوشته است: «مینشینند و به راههای ممکنه و باقیمانده فکر میکنند که چهگونه میتوانند دل و جان زنان این سرزمین را بچزانند [در روغن داغ کنند].»
از سوی دیگر، ویدیوهای متعددی از لحظات خداحافظی و اندوه دختران دانشجو در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. در یکی از ویدیوهایی که بهطور گسترده منتشر شده، همه دختران دانشجوی انستیتوت غضنفر در بدخشان با صدای بلند گریه میکنند و آهنگ مشهور «بیا با من ای آسمان گریه کن» را زمزمزه میکنند و صدای هقهق گریههایشان به وضوح شنیده میشود. در ویدیوی دیگری که از یکی از صنفهای یکی از انستیتوتهای کابل در دسترس روزنامه ۸صبح قرار گرفته، دختران سرهایشان را روی میزهای صنف گذاشتهاند و گریه میکنند.
در همین حال، مادر یکی از دانشجویان محروم از تحصیل میگوید که از این خبر بد، بسیار متاثر شده است. به گفته او، دخترش دانشجوی سال دوم در یکی از انستیتوتهای طبی در کابل بود و شنیدن این خبرها برایش بسیار جگرخونکننده و ناراحتکننده بوده است. او میگوید که بهعنوان یک معلم از این حادثه بسیار متاثر شده و این یادآوری محرومیت مشابهی برای دانشآموزان صنف ششم میکند.
این معلم میگوید: «روزی که شاگردهای صنف شش ما از مکتب رخصت شدند، برای خود محفل فارغالتحصیلی گرفته بودند و گریه میکردند و اشک میریختند. آنها میگفتند که این سال آخر ماست و ما از صنف شش فارغ میشویم. ما تقاضا میکنیم که حداقل دروازه انستیتوتهای طبی به روی دختران و زنان باز باشد.»
با این حال، نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندهگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، با کنایه به لابیگران داخلی و خارجی طالبان گفته است که چهگونه ممنوعیت آموزشی در انستیتوتهای صحی را توجیه میکنند. او تاکید کرده است که تمام اعمال و سیاستهای طالبان در طول چهار سال گذشته، در تضاد با منافع علیای کشور و دشمنی کامل با مردم افغانستان، بهویژه با زنان بوده است.
این محرومیت در حالی اعمال شده است که در تازهترین مورد، کریم خان، دادستان دادگاه کیفری بینالمللی، اعلام کرده که به زودی درخواست حکم بازداشت برای مقامهای طالبان را ارایه خواهد کرد. آقای خان گفته است که تحقیقات در مورد نقض حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان در افغانستان، همچنان ادامه دارد.






