جمعبندی
یک: در میان تمام نیروهای فعال علیه طالبان، زنان نقش برجسته و فعالتری دارند و با مقاومت پایدارشان ثابت کردهاند که در دشمنی با این گروه از همه جدیترند. این دشمنی بهخاطری عمیق و پایدار است که خصومت طالبان با زنان از شدت ایدیولوژیک به مراتب بیشتری در مقایسه با دیگر پدیدهها و جریانهای سیاسی برخوردار است. از نظر این گروه، تنها زمانی میتوان موفق به «اصلاح» جامعه شد که زنان را بهخوبی مهار کرد. با گذشت بیش از سه سال از اعمال قیدوبندها بر زندهگی تمام شهروندان، بهویژه زنان، گرچه سیاست سرکوب رژیم به خوبی کار کرده است، به نظر میرسد طالبان هنوز از وضعیت برقرار شده کاملاً راضی نیستند و به این دلیل، با شدت و حدت زیادتری زنستیزی را اعمال میکنند. تشدید سیاست سرکوب اما نه تنها نتوانسته است به مقاومت زنانه نقطه پایان بگذارد، بلکه سبب شده تا معترضان با انگیزه زیادتری به اعتراضشان در برابر محدودیتهای طالبانی ادامه دهند. این امیدوارکننده است، اما به هیچ وجه کافی نیست. اعتراض زنان به تنهایی نمیتواند بساط رژیم طالبانی را برچیند، اگرچه تا این جای کار نیز در حد توان موفق به خلق چالشهایی در برابر یکی از زنستیزترین رژیمهای سیاسی دنیا شده است. جنبش زنان افغانستان فقط زمانی میتواند به اهدافش دست یابد که حمایت فعال بقیه مردم را نیز با خود داشته باشد. متاسفانه در حال حاضر هیچ نشانه امیدوارکنندهای از پیوستن بقیه مردم به این جنبش اعتراضی دیده نمیشود. زنان چارهای ندارند جز اتکا بر نیروی کم اما فعال و اثرگذار خودشان برای مقابله با طالبان.
دو: جبهههای نظامی گرچه با راهاندازی حملات پراکنده در سطح شهرها دردسرهایی برای طالبان ایجاد میکنند، اما آنها هنوز به حدی قدرتمند نشدهاند که بتوانند این گروه را با چالش نظامی کلانی مواجه کنند. از برنامههای آینده دو جبهه نظامی فعال در برابر طالبان چیزی نمیدانیم، اما آنچه را با یقین میتوان گفت این است که جبهههای نظامی یادشده با رفتار و رویکرد کنونیشان راه به جایی نمیبرند، چون با ترور یک سرباز یا در نهایت یک عضو پایینرتبه طالبان هرگز نمیتوان این گروه را زمینگیر کرد. جریانهای سیاسی فعال در بیرون از کشور نیز با گذشت بیش از سه سال از به قدرت رسیدن طالبان، هنوز موفقیت چشمگیری در میدان سیاسی نداشتهاند و امید چندانی نمیرود که آنان به این زودی قادر شوند اختلافات خود را کنار گذاشته و دست به اقدام عملی هماهنگ و منسجم علیه طالبان بزنند. بیشتر سیاستبازانی که بیرون از کشور بر طبل مخالفت با رژیم بر سر کار در کابل میکوبند، در بیست سال حضور امریکا در افغانستان به قدرت و ثروت زیادی دست یافتند و متهم به فساد گسترده و بیکفایتی سیاسی هستند. در حال حاضر که آنان از دست طالبان در کشورهای مختلف پناه گرفتهاند، مثل گذشته چشم به راه «جامعه جهانی» هستند تا دست به اقدامی علیه رژیم مستقر در کابل زده و دوباره آنان را به استخدام خود دربیاورد. اما گویا کارفرمای مورد نظر در حال حاضر تنها در فکر «تعامل» با رژیم طالبانی است و علاقه چندانی به استخدام دوباره سیاستبازان شکستخورده افغانستانی ندارد.
سه: در میان دشمنان طالبان، چپگرایان بیبرنامهترین و متوهمترین نیرو را تشکیل میدهند. آنان از بس که نادیده گرفته شده و مدام در میدان سیاسی افغانستان شکست خوردهاند، به تنور همیشه داغ خشم و نفرت علیه طالبان و دیگر جریانهای سیاسی بدل شدهاند، که البته تنها در شبکههای اجتماعی میتوانند عقدههای حقارت خود را خالی کنند و دیگر هیچ جایی برای تخلیه آن ندارند. چپ پیر به حدی از واقعیت زنده جاری در افغانستان عقب مانده است که شاید هرگز نتواند از آن پیشی گرفته و یا حداقل خودش را با آن همگام کند. سازمانها و گروههای کوچک وابسته به چپ پیر که بیشتر منافع مالی و پیوندهای خانوادهگی اعضای آنها را کنار هم نگه داشته است، با تمام امکانات مالی مساعدی که در اختیار دارند، حتا در جریان بیست سال حضور کشورهای غربی در افغانستان که به حد کافی فضای باز برای فعالیت سیاسی وجود داشت، نتوانستند کار موثر و پایداری برای نفوذ در میان مردم انجام دهند، چه رسد به حالا که طالبان حتا فعالیت احزاب جهادی سابق را در افغانستان منع کردهاند و نام گرفتن از حزب سیاسی «جرم» به حساب میآید.
چهار: اما رسانههای در تبعید که طالبان علیه آنان اعلام جنگ کردهاند، در کارشان موفق هستند و به خوبی توانستهاند این گروه را در جنگ تبلیغاتی به چالش بکشند. رسانههای فعال در بیرون از افغانستان در این جنگ جانب حقیقت را گرفتهاند و میکوشند از واقعیت بد جاری در کشور زیر سلطه طالبان بدون سانسور به مردم اطلاعرسانی کنند. اگر دشمنان طالبان در موجودیت یک چنین قدرت رسانهای بتوانند نمایش واقعی بهتری از خودشان در میدان سیاسی افغانستان نشان دهند، به یقین که این گروه به سختی شکست خورده و زمینگیر خواهد شد. اما در حال حاضر همه نیروها و جریانهای سیاسی مخالف طالبان در جبهههای پراکنده و نامنسجم کار میکنند و به نظر نمیرسد که یک جبهه مشترک کلان سیاسی علیه این گروه شکل بگیرد، که همین عامل به عمر رژیم بر سر کار در کابل میافزاید. با توجه به آنچه گفته آمدیم، دشمنان طالبان در جنگ جاری بدون دستاورد نیستند، اما آنگونه که توقع میرود هنوز نتوانستهاند به خوبی بدرخشند. این در حالی است که طالبان و دوستان این گروه در بیش از سه سال گذشته کار خانهگیشان را به خوبی انجام دادهاند و همچنان در مهار وضعیت – در مقایسه با دشمنانشان – موفقیت زیادی داشتهاند. هر قدر زمان بیشتری بگذرد و دشمنان طالبان نتوانند از شوک ناشی از سقوط پانزدهم آگست ۲۰۲۱ زودتر بیرون بیایند، طالبان و دوستانشان پایههای قدرت خود را بیشتر در افغانستان مستحکم میکنند.
بیشتر بخوانید:






