در صنف کوچک که یک پنجره به بیرون دارد، بالای چوکی نشسته است و انتظار معلمی که ماههاست به او زبان انگلیسی تدریس میکند را میکشد. این فرصت خوبی است تا در مورد موفقیتهای دختری بپرسم که گروه طالبان سد راه پیشرفت و آموزشش شده است و از طرفی با وجود وضعیت رقتبار اقتصادی محکم ایستاده و در جستوجوی راه برای بیرونرفت از معضلهای زندهگیاش است. کریمه یکی از صدها دانشجوی دختر است که پس از حاکمیت طالبان از رفتن به دانشگاه بازمانده است. او شجاع و دلیر است و هیچگاه در برابر مشکلات زندهگی تسلیم نشده است.
پس از بسته شدن دانشگاه و تحکیم حاکمیت مستبد طالبان، با اینکه در تهیه مایحتاج خانواده خود با مشکلات فروانی برمیخورد، اما از ادامه درسهایش دست برنمیدارد و راه بدیل برای رسیدن به رویاهایش مییابد. تصمیم میگیرد زبان انگلیسیاش را تقویت کند و موفق به گرفتن بورسیه تحصیلی خارج از کشور شود. برای این کار تصمیم میگیرد شدت قالینبافیاش را بیشتر کند و در کنار کمک به پدرش در تهیه مایحتاج خانواده، زبان انگلیسی را نیز بیاموزد. در تاریکی شب درس میخواند و روزها قالین میبافد.
او در سه سال حاکمیت طالبان موفق به فراگیری زبان انگلیسی تا سطح تافل میشود و پس از تلاشهای خستهگیناپذیر با کمک یکی از نهادهای خارجی معلم خصوصی استخدام کرده و از آن طریق آمادهگی تافل میخواند. او تصمیم دارد با سپری کردن آزمون تافل، به یکی از دانشگاههای خوب اروپا درخواست ادامه تحصیل بدهد.
کریمه خوشحال است که محرومیتش از آموزش را با وجود مشکلات فراوان اقتصادی تبدیل به فرصت کرده و زبان انگلیسی آموخته است. در حالی که رضایت عملکرد او از چهرهاش معلوم است، با خوشحالی و با انرژی از هدفهای کودکیاش میگوید: «از کودکی میخواستم درسهایم را به پایان برسانم و وظیفه خوب داشته باشم تا به خانوادهام کمک مالی کنم، چون که وضعیت اقتصادی خانوادهام خوب نیست و این همیشه مرا درد میدهد. در این مدت خیلی تلاش کردم. از غذا خوردن و خوابم کم کردم تا بتوانم موفق شوم.»
او به خاطر اینکه آموزشگاه از خانهاش بسیار دور است و باید همزمان سخت کار کند و هزینه آزمون تافلش را آماده کند، نمیتواند دو ساعت قالینبافی را ترک کند. به همین دلیل با کمک نهادی خارجی که به دختران بازمانده از تحصیل کمک میکند، معلم خصوصی استخدام کرده و معلمش با دیدن تلاش و سختکوشی او حاضر میشود با اخذ معاش کم در ختم یک روز کاری برایش رهنمایی کند که چهطور آزمون تافل را موفقانه سپری کند.
کریمه به خاطر رسیدن به هدفهایش سخت تلاش میکند. او میگوید که در طول زندهگی همواره کوشیده تا فردی موفق و تاثیرگذار در جامعه باشد. او پیش از حاکمیت طالبان آمادهگی کانکور میخواند و بعد از سپری کردن آزمون کانکور به رشته انجنیری دانشگاه پلیتخنیک کابل کامیاب میشود. چهار سال در دانشگاه سخت درس میخواند و تلاش میکند تا با نمره کدر از دانشگاه فارغالتحصیل شود؛ اما در سال چهارم درسیاش گروه طالبان به قدرت میرسد و سالها تلاش او را با خاک یکسان میکند. میگوید: «پدرم با اینکه پول کمی از کارگریاش به دست میآورد، اما همیشه مرا حمایت میکرد تا آمادهگی کانکور بخوانم و وارد دانشگاه شده و موفق شوم. با تلاشهای شبانهروزیام توانستم به دانشکده انجنیری دانشگاه پلیتخنیک کامیاب شوم.»
کریمه از روزهای نخست حاکمیت طالبان میگوید، زمانی که او نیز همانند دیگر دختران مدت کوتاهی دچار ناامیدی و افسردهگی شده بود. او از روزهای تاریک و گوشهنشینیاش چنین حکایت میکند: «پس از آمدن طالبان من خانهنشین شدم و روزها را با قالینبافی سپری میکردم، به خاطری که همه اعضای خانوادهام بیکار شدند. من از طریق قالینبافی مخارج را برآورده میکردم. آن زمان انگیزه درس خواندن برایم نمانده بود، تا اینکه تصمیم گرفتم که نباید تسلیم طالبان و خواستههایشان شوم.»
او اکنون در کنار قالینبافی و آمادهگی تافل، به تعدادی از دختران بازمانده از مکتب زبان انگلیسی نیز تدریس میکند و میگوید که به دختران میآموزاند که نباید تسلیم گروه زنستیز و ظالمی شوند که روزگار همه را سیاه کرده است.
کریمه با وجود ممانعتها، موفقیتهای زیادی به دست آورده و این فعالیتها در زندهگیاش تاثیر خوبی گذاشته است. او میگوید که پیش از تصمیم رسیدن به رویاهایش، گوشهنشینی اختیار کرده بود و دوست نداشت با مردم و اجتماع در ارتباط باشد؛ اما وقتی مصمم به شکست محدودیتها میشود و بالای خودش باور میکند، موانع را از سر راهش برمیدارد.






