هشتم جدی، سالروز منصور یاقوتی مشهور و ملقب به «چخوف ایران» است. یاقوتی داستاننویس، منتقد ادبی، جستارنویس و از نویسندهگان صاحب سبک دنیای داستان در ایران است. از او آثار زیادی به جای مانده و جستارهای مهمی نوشته است. یاقوتی در داستانهایش استادانه، خیلی ظریف و ماهرانه پیش رفته و هنرمندانه از جملات کوتاه، ادبیات قائم به ذات، دور از تقلید و ادبیات روان استفاده کرده است. اغلباً آثار او در سبک «رئالیسم» است. نویسندهگان معاصر ایران از او بابت این مواردیکه در آثارش به چشم میخورد و قابل مشاهده است، بهنام «چخوف ایران» یاد میکنند. او یکی از چهرههای شاخص و مطرح در میان نویسندهگان نسل دهه ۴۰ و ۵۰ ایران است.
تولد و تحصیلات
منصور یاقوتی در هشتم جدی ۱۳۱۸ در منطقه کیوهنان، از مربوطات شهرستان سنقر ولایت کرمانشاه ایران در یک خانواده متوسط و ادبدوست به دنیا آمد. هنوز هفت ساله بود که خانوادهاش به شهر کرمانشاه مهاجرت کردند. یاقوتی در هفت سالهگی، تحصیلات ابتدایی را در مکتب داریوش در کرمانشاه و دوران دبیرستان را در مکتب کزازی گذراند و موفق به دریافت دیپلم ادبی شد. او در دوره مکتب دستاوردهای فرهنگی و انگیزشی به دست آورد و از شاگردان نخبه و بانام مکتب به حساب میآمد، طوریکه یکی از استادانش او را از همان هنگام «نویسنده خوب» صدا میزد و برایش گفته بود که «یک روز نویسنده خوب و صاحب سبک میشود». یاقوتی سپس ادبیات نمایشی انستیتوت مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد. او در دوران دانشگاه موفق به دریافت جوایز متعدد شد. در همین زمان بود که داستانهایش در نشریهها و مجلات چاپ و منتشر شدند. پس از فراغت، مدتی مصروف تدریس در دبیرستان (مکتب) کرمانشاه شد و بعد به دانشگاه هنر رفت و به تدریس پرداخت. یاقوتی پس از ۳۲ سال تدریس در رشته ادبیات و نمایشنامهنویسی بازنشسته شد و سرانجام در صبح پنجم ماه جدی ۱۳۸۶ به اثر بیماری سرطان در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
آغاز داستاننویسی او
«چخوف ایران» دارای آثار متعدد است. او در زمینه داستان کوتاه، داستان مدرن، رمان و نمایشنامه کار کرده و جستارهای ادبی و اجتماعی نیز دارد. «باران» اولین داستان کوتاه او بود که به گفته خودش، بهطور جدی و مطابق عناصر و نیازهای داستانی آن را نوشته و چاپ کرده است. داستان «باران» در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوان چاپ و منتشر شد. «باران» در این مسابقه از میان بیش از هزار داستان دیگر، برنده «جایزه اول» شد. این داستان زمینه شناخت او را مهیا کرد و پس از آن بود که داستانهای زیادی به مجلات و نشریهها فرستاد و به چاپ رسیدند. برخی داستانهای کوتاه او نیز جایزه کسب کردند و مورد تقدیر مجلات ادبی و فرهنگی قرار گرفتند. یاقوتی در نخست بهنام مستعار «گلباخی» مینوشت و حتا تا سالهای پایانی گاهی به آن نام جستار و دلنوشته مینوشت و به مجلات، جهت چاپ و نشر میسپرد، اما بیشتر بهنام منصور یاقوتی قلم زده است.
یاقوتی پس از نوشتن داستان «باران» و چند داستان کوتاه دیگر، به رماننویسی و نمایشنامهنویسی رویآورد و در این رشتهها جدی پیش رفت، تا جاییکه رمانهایش موفق به کسب جوایز ادبی، مسابقات و جوایز سال شدند. آثار او با داشتن سبک رئالیسم، با کارگیری از جملات کوتاه، نکتههای ظریف و منسجم، متمایز از آثار نویسندهگان همدورهاش خوانده شد. بنابر مطالعه دقیق هنریک ایبسن و آنتوان چخوف، بسیاری از فنون ظریف و انسانپردازانه این دو را آثار او ازآن خود کرده است، برای همین برخی از نویسندهگان معاصر او را «چخوف ایران» میدانند.
آثار او
«چخوف ایران» علاوه از داستاننویس بودن، منتقد ادبی هم بود و نوشتههایی در این زمینه نیز دارد. او نقدهایی بر داستانهای پیش از خود و به داستانهای دهه سی و چهل ایران دارد، همچنان نقدهایی در مورد ادبیات داستانی، چگونهگی رشد آن و آثار قدما نیز نوشته است. بهطور کل، آثار او دو مرحله را در بر میگیرد: داستانهای پیش از انقلاب ایران و بعد از انقلاب.
یاقوتی پیش از انقلاب ایران، چند داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه نوشت که مورد استقبال و نقد نویسندهگان قرار گرفت. او در این دوره، متنهای «مرگ در پاییز»، «از پشت شیشهها»، «ارثیه ایرانی»، «صیادان»، «لبخند باشکوه آقای گیل»، «در مه بخوان» و «هاملت با سالاد فصل شد» را نوشت و تقدیم دنیای ادبیات کرد. یاقوتی در این آثار، بهویژه در نمایشنامههایش، بیشتر به انسان ایرانی، به حال و وضع جامعه ایران، به خیانتها، شکستها، و به روایت آنچه در جامعه اتفاق میافتاد، به سبک ادبیات داستانی پرداخت. او که رئالیسم نمایشهایش ریشه در فضای زیستیاش در دهههای ۲۰ و ۳۰ دارد، مواجهه فرد با جامعه را بهخوبی مجسم و دراماتیزه میکند. او کسی است که از درد اجتماع و مردمش نوشته و شخصیتهای نمایشنامههایش آدمهایی از جنس همین مردم هستند.
یاقوتی پس از انقلاب بیشتر نمایشنامه نوشته است. در این آثار از تجربه زیستی خود، از شرح حال اطراف و از آینده در قالب پیشگویی روایت کرده است. او در این دوره، نمایشنامههای «پلکان»، «آهسته با گل سرخ»، «شب روی سنگفرش خیس»، «آمیزقلمدون»، «باغ شبنمای ما»، «پایینگذر سقاخانه»، «ملودی شهر بارانی»، «جناب کنت» و «آهنگهای شکلاتی» را نوشت.
یاقوتی نمایشنامهنویسی را مهم میخواند و آن را خیلی موثر بالای جامعه و جوانان میدانست. او میگفت: «تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت.»
«چخوف ایران» که از داستان کوتاه گرفته تا رمان، نمایشنامه و دلنوشتههای ادبی نوشت، سرانجام در ۱۳۸۶ به اثر بیماری سرطان درگذشت.






